جایی برای مُردن.
Open in Telegram
حرفهایی که موندنشون توی اَفکار آشفتم به تنهایی صلاح نیست و میتونه مثل چاشنی یه بُمب عمل کنه. حسی که دارم مثل یه سقوط بیپایان توی تاریکیه...! ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6319031004
Show more4 173
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-1230 days
Posts Archive
4 173
Repost from N/a
خورشید نگاهش، بیفروغ
لبخند کنج لبانش، خاک
و پروانههای وجودش، پرواز
4 173
Repost from Just listen, ok?
اینجا به دنیا آمدهام؛ نه از سرِ دلبستگی، نه از سرِ انتخاب؛ از سرِ واقعیتی که اسمم را بلد است، از سرِ واقعیتِ تن و ریشه. خانهای که دوستش نداری، اما سقفش هنوز روی شانههایت ایستاده؛ نه فقط یک نشانی، بلکه عادتی که از تن جدا نمیشود و در همهی خانهها و همهی شانهها پیچیده.
جایی که خانهها قد میکشند، اما سقفها پایینتر میآیند و آدمها یاد گرفتهاند خواستههایشان را خمیده حمل کنند.
جایی که خیابانها شلوغاند، اما راه رفتن سخت و هر قدم با احتیاطِ اضافهای برداشته میشود؛ انگار که زمین هر لحظه ممکن است اسم کسی را حفظ کند.
جایی که هوا همیشه کمی کم است؛ نه آنقدر که نتوان نفس کشید، اما آنقدر که هر نفس یادآوری شود.
جایی که همه چیزی را از دست دادهاند، اما هرکدام به شکلی که نمیشود نشانش داد. یکی زمان، یکی امنیت، یکی فقط توانِ خیالکردنِ فردا را.
و با اینهمه
زندگی ادامه پیدا میکند، نه با صدای بلند، نه با تحرک آشکار، بلکه با فشارِ مداومِ تنها، با بدنی که جلو میرود و دلی که جا میماند.
ما زیادیم؛ پراکنده، بیقرار، تنها و در لابهلای روزمرگیها پنهان. نه همیشه در خیابان، نه همیشه در سکوت. شبیه وزنی که دیده نمیشود، اما تعادل را عوض میکند.
و باری شبیه شرم همیشه همراهمان به راه است؛ اینکه وزن حضور بعضیها، برایشان سنگینتر از آنچه برای ما، تمام میشود. و ما نامشان را آرامتر از آنچه باید در دل نگه میداریم.
4 173
سگهای پاسوخته تمام این بیراههها را تا آخر میدوند. و ما، با تردیدهای زخمی، از میان دندانهای بیدارِ شب، راهی برای زنده ماندن میجوییم...
4 173
Repost from Just listen, ok?
آدم هرچی بزرگتر میشه حوصلهی غصه خوردنم کمتر داره، غصهها ولی کمتر نمیشن. بعد تو چون حوصلهی غصه خوردن نداری فرار میکنی... فرار کردنم همیشه هزینههای خودشو داره.
4 173
نگاه کنید به آدمی که روبهروی شما قرار گرفته است و در آینه به شما خیره شده است. خاطراتتان را مرور کنید. این آدمی که به ظاهر رفتارهای مشکل آفرین دارد، ناسازگار است، متنفر است، خشمگین است و دائم قضاوت میکند، تجربههای تلخی داشته است که امروز این رفتارها را انجام میدهد. این آدمی که روبهروی شما است، زخم خورده است که حالا اینچنین سعی میکند حمله کند، زخم بزند و از خودش دفاع کند. این آدم جایی در مسیر زندگیش درست با همین شیوه رفتارِ امروزش مورد قضاوت، تحقیر، خشم و نفرت قرار گرفته است.
- تکههایی از یک کل منسجم.
4 173
Repost from جایی برای مُردن.
میشه برام آهنگ بیکلام بفرستید؟!
http://t.me/HidenChat_Bot?start=6319031004
