دلیل های کوچک برای زنده موندن.
Open in Telegram
بیاین چیزهای خوب شیر کنیم. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-129874-pdC8bQb
Show moreIran124 284The category is not specified
2 136
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-5830 days
Posts Archive
Repost from دلیل های کوچک برای زنده موندن.
یه گل فروشی کوچک پایین شهر، آل استارهای زرد زیر لباس عروس، موتور سواری های شبونه، شیرکاکائوهای گرم، دویست و نه شاهین، نخ هایی که دور انگشت ها بسته شده، یه بوسه دلچسب، لبخندهایی که بوی خداحافظی میدن و این لحظه تا ابد با تو.
تیلور سویفت یه حرف باحال میزنه؛ «اگه تو یه اتاق تو باهوش ترین فرد اون اتاق بودی، پس بدون که تو اتاق اشتباهی هستی.»
«نمی دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم، چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم، تا دور هستم دلم میخواهد نزدیک بشوم و نزدیک که میشوم میبینم اصلا استعداش را ندارم.»
-فروغ فرخزاد.
Repost from زرد.
من حس میکنم به کسی که مواظبم باشه، نیاز دارم. هر لحظه و هر ثانیه تو مغزم یه صدایی اکو میشه؛ نکنه بمیرم، نکنه یکی از همین شبا، بین همین اتفاق ها و اشتباه ها تموم بشم. احتمالا من دیگه دارم کم کم قدرتم رو از دست میدم. احتمالا دارم به زانو درمیام. من فقط نیاز دارم یکی مواظبم باشه، کنارم بمونه، دستم رو بگیره. بهم دوباره و از اول یاد بده که چی درست بود و چی غلط. که کدوم راه تهش تاریکیه و کدوم روشنایی. من دارم از دست میرم. من میخوام یکی اینجا باشه و تمام کسایی که اذیتم میکنن رو کتک بزنه، از تمام این زشتی ها دورم کنه و زیبایی ها رو یک بار دیگه نشونم بده. من خیلی خسته ام، یکی رو میخوام مواظبم باشه. چون که فکر میکنم دیگه نمیتونم مراقب خودم باشم و یکی از همین شب ها، کم کم از بین برم.
وقتی یکی میاد پیشتون و از بدبختی هاش میگه، نباید باهاش مسابقه من بدبخت تر از توام بذارید.
