en
Feedback
𝐓𝐢𝐫𝐞𝐝

𝐓𝐢𝐫𝐞𝐝

Open in Telegram
8 931
Subscribers
No data24 hours
-697 days
-35230 days
Posts Archive
💔✨

‏بسیار خسته بود، تمام روز سعی کرده بود خودش را زنده نگه دارد.

غم؛ شاید دانه‌ی یک درختِ کشنده باشد که از قلب شروع به رشد میکند و کم‌کم سراسر وجودت را میگیرد.
غم؛ شاید دانه‌ی یک درختِ کشنده باشد که از قلب شروع به رشد میکند و کم‌کم سراسر وجودت را میگیرد.

غم؛ شاید دانه‌ی یک درختِ کشنده باشد که از قلب شروع به رشد میکند و کم‌کم سراسر وجودت را میگیرد.
غم؛ شاید دانه‌ی یک درختِ کشنده باشد که از قلب شروع به رشد میکند و کم‌کم سراسر وجودت را میگیرد.

اینجا یک تن خسته نشسته است که سلاخی شدن روزهایش را تماشا میکند.

اینجا یک تن خسته نشسته است که سلاخی شدن روزهایش را تماشا میکند.

آدم ضعیفی نبود؛ اما دیگر حوصله سختی‌ها را نداشت. میل عجیبی به گریز پیدا کرد، به ندیدن، ندانستن،

آدم ضعیفی نبود؛ اما دیگر حوصله سختی‌ها را نداشت. میل عجیبی به گریز پیدا کرد، به ندیدن، ندانستن،

تمام دردها را حس کردیم، ما دیگر نمی میریم، مرگِ ما، رقص زندگیست.

تمام دردها را حس کردیم، ما دیگر نمی میریم، مرگِ ما، رقص زندگیست.

وَ مرگ‌ سالهاست هرچه‌ در من‌ میگردد چیزی‌ برای‌ کشتن‌ پیدا‌ نمی‌کند.

‌کلِ زندگی یه درد بی مقصده؛

بالاخره در انتهای یکی از این در‌دها ، مر‌گ نشسته .!

هولناک، مانند عکس کسی که می‌خندد اما سال‌ها پیش مُرده است.

خودش به تنهایی یک انقلابِ شکست خورده بود.

خسته، بی‌حوصله، غمگین، کم‌جون، آزرده، شکننده، بی‌انگیزه، کم‌حرف، دل‌گرفته، دور و غریبم از همه.

Voice message01:30

Voice message00:45

Voice message00:47