جـــان پناھ
Open in Telegram
—— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
Show more489
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
489
مامان ایوا؟
قربونت برم، خوشحالم که اینجایی:)
خیلی دلم برات تنگ شده بود🫂
از خودت مراقبت میکنی دیگه؟:)
489
توی دنیام چشمهام هر زیباییای ببینه، قلبم یاد شماها میافته. تاابد…
با موج دریا، پرواز پرندهها، خنکای نسیم سحر، بوی گلها، بازی رنگها، پریشانی گیسوان زنان، سکوت شب، رقص مستانه شاخههای بید و… یادتون میافتم و میگم کاش هونز پیشم بودن.
از این به بعد اون لحظات قلبمو صدا میکنم، تا یادم بیاد دخترهام اصلا دور نیستن.🫀
489
الان میفهمم چرا گاهی اوقات توی ذهنم تصور میکنم، دندونهای بدخواهاتون رو توی دهنشون خرد میکنم. چون دیوونهتونم:)🫀
489
میدونی مامان،من مثل تو هنر نوشتن ندارم
حتی نمیدونم چطور بنویسم که راحت متوجه منظورم بشی اما تلاشم رو میکنم
امروز داشتم ازت پیش یکی از دوستام میگفتم
گفتم ایوانا حتی نمیدونه من دقیقا چه کسی ام،حتی تاحالا یکبار هم خارج از بات ناشناسش باهاش حرف نزدم اما محبتی نسبت بهم داره که نزدیک ترین آدم زندگیم هم نسبت به من چنین محبتی نداره
تو بدترین شرایط کنارمونه،باهامون حرف میزنه،به قدری برامون عزیزه که وقتی چنلش رو چک میکنیم و میبینیم چند روزیه ازش خبری نیست دلمون میریزه،نکنه مامان چیزیش شده؟
پس میبینی؟جایگاهت انقدر برای من و بقیه زامبی ها عزیزه
هیچکس حالش خوب نیست،همه درد داریم،همه توی یه تاریخ لعنتی گیر کردیم و از اون روز به بعد هیچکس مثل قبل نشد
اما کنار هم میمونیم،به هم تکیه میکنیم و صاف و استوار میایستیم و انتقام جون عزیزانمون رو میگیریم مامان...پس خودت رو نبازی ها:)
ما پشتتیم🫂🤍
489
مامان اینجایی:)
بغل خشن-( ازونا که ادم رو له میکنه! )
مامان من خیلی حوصله کلمه چیدن ندارم ولی میخوام بدونی اون اضطراب نبودنت، با اومدنت پودر شده
مراقب مامانموم باش، باشه؟ خیلی دوست دارم-
489
https://t.me/c/1580553323/24787
باید تا اون موقع قوی بمونیم... نه؟
با تمام وجود میخوام هر بلایی سرمون آوردن سرشون بیاد...
مرگ براشون کافی نیست باید زجر کش شن... داغ ببینن... عذاب بکشن
نفرتی که ازشون دارم باعث میشه وقتی حتی برا یه لحظه بهشون فکر میکنم هم خودمو نشناسم...
من هیچ وقت کسی نبودم که هیچ کسو نفرین کنم ولی اینا؟ باید با تک تک سلول های بدنشون دردو حس کنن
اون موقع شاید یکم آروم بگیرم...
489
وای مامان سلام چقدر من خوشحال شدم نوتیف جان پناه رو دیدم چقدر دلم برات تنگ شده بود امیدوارم حالت خوب باشه
نه فقط یه بغل هزارتا بغل بهت میدم😭🫂🫂
