how am i?
Open in Telegram
عابرِ آواره ی افکارِ خود. 𝘩𝘪𝘥𝘦𝘯 𝘤𝘩𝘢𝘵 🐈 > http://t.me/HidenChat_Bot?start=6253647066
Show more345
Subscribers
No data24 hours
-1647 days
-20830 days
Posts Archive
345
همیشه کنار گذاشتن به معنای دوست نداشتن نیست، یه وقتایی بیخیال آدمها میشی چون میبینی دارن به معنای واقعی روحت رو خسته میکنن.
345
من هیچوقت بچه محبوب خانوادم نبودم هیچوقت نوه ی محبوب هم نبودم
هیچ وقت خواهر برادر محبوب نبودم
حتی هیچوقت خواهرزاده برادرزادهی محبوب هم نبودم هیچ وقت آدم محبوب دوستام نبودم
هیچوقت شاگرد محبوب معلمام هم نبودم
اما هیچوقت هم نقش بازی نکردم و همیشه خودم بودم
هیچ وقت هم بخاطر اینکه
نقش بازی نکردم و خودم بودم دوست داشته نشدم
345
کارما چرا فقط واسه ما بود؟ چرا فقط مارو زد؟ پس کی قراره اونایی که دل مارو شکستن کارما پس بدن؟ کی قراره اونایی که به ما بد کردن کارماشو پس بدن؟ مالهما خار داره کارمای عزیز؟
345
Repost from •نقاب•
من حسود نیستم، ولی حس میکنم جدیدا تمام وجودم کفری شده که چرا اینقدر زندگی برای یه عده بدون هیچ تلاش خاصی زود جفت و جور میشه. همهی چیزای خوب سر راهشونه، به چیزایی میرسن که حتی کار خاصی هم براش نکردن و همهچی خوبه براشون! من؟ من همهچی برام خیلی دور و دیره. خیلی دور و دیر و مهم نیست چقدر تلاش کنم. نمیدونم چرا یه عده هیچکاری نمیکنن و میرسن؛ من کلا زندگی باهام لجه.
345
من از مردن نمیترسم، از زندگی نکردن میترسم. از اینکه زنده باشم اما زندگی نکنم. از اینکه صدا داشته باشم اما سکوت کنم. از اینکه درد داشته باشم اما رویا نه.
345
باگ این زندگی اینجاست که باید همیشه برای رها کردن و از دست دادن آماده باشی؛ آدمی چیزی که الان همهی زندگیته و نمیتونی زندگیت رو بدونش متصور بشی ممکنه چهار روز دیگه نباشه و این تویی که باید تنهایی خودتو جمع و جور کنی و از پسش بربیای.
345
من شیفتهی خوشیهای سادهام. مثل گوش دادن به یک موسیقی خوب، کنار کسی که دوستش داری، بدون اینکه حرفی بهم بزنیم. مثل دراز کشیدن روی سرامیک سرد. مثل دیدن رنگ نارنجی آسمون موقع غروب، مثل بیخودی خوندن با صدای بلند. مثل خندیدن موقع فکر کردن به یک خاطره قشنگ. اینکه یکی بهت یک شاخه گل هدیه بده، و بگه این مال توئه، از طرف من! حتی خنکی اونور بالشت، یا اینکه توی یک کافه، توی غروب سرد زمستون، واست صندلی رو بکشه بیرون تا بتونی روبروش بشینی. مثل شنیدن اسم خودت واسه اولین بار از زبون یک دختر کوچولو. مثل شنیدن صدای نفسهای کسی که به عشق اون نفس میکشی. من شیفتهی همین خوشیهای سادهام.
