333
Subscribers
-124 hours
-37 days
-630 days
Posts Archive
333
نمیدونم چجوری بگم ولی این بیت خیلی قشنگه بچهها. فارغ از محتواش که خیلی به زبون ساده و شیوا درمورد استیصال خودش میگه، فرم خیلی قشنگی هم داره.
انگار یه صعود خیلی سریع داره که ناگهان تو اخر مصرع دوم به سمت پایین تغییر مسیر میده. یک خیز سریع و یک افت ناگهانی. واقعا زیباست.
333
غم عشق نکویان چون کند در سینهای منزل
گدازد جسم و گرید چشم و نالد جان و سوزد دل
دل محمل نشین مشکل درون محمل آساید
هزاران خسته جان افشان و خیزان از پی محمل
میان ما بسی فرق است ای همدرد دم درکش
تو خاری داری اندر پا و من پیکانی اندر دل
نه بال و پر زند هنگام جان دادن ز بیتابی
که میرقصد ز شوق تیر او در خاک و خون بسمل
در اول عشق مشکلتر ز هر مشکل نمود اما
ازین مشکل در آخر بر من آسان گشت هر مشکل
به ناحق گرچه زارم کشت این بس خونبهای من
که بعد از کشتنم آهی برآمد از دل قاتل
ز سلمی منزل سلمی تهی مانده است و هاتف را
حکایتهاست باقی بر در و دیوار آن منزل
- هاتف اصفهانی
333
بچهها اگه خواستید خوشحالم کنید، از این طریق انجام بدید. فرض کن داری به خواهر مادر خودت کمک مالی میکنی.
