en
Feedback
First Class

First Class

Open in Telegram
461
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-130 days
Posts Archive
بهترین توصیه برایِ این دوران از محمود درویش: قهوه‌ات را بنوش، و سکوت را پیشه کن و مردم را جدی نگیر زندگی را سخت نگیر و در اِحساساتِ خود زیاده‌روی نکن و کسی را به زورِ خودت راضی نگه ندار...!

هنگامی که از کنفسیوس پرسیدند اگر امپراطور چین می‌شد نخستین عملی که به آن دست می‌زد چه بود، پاسخ داد: «دوباره سازی مفهوم کلمات
هنگامی که از کنفسیوس پرسیدند اگر امپراطور چین می‌شد نخستین عملی که به آن دست می‌زد چه بود، پاسخ داد: «دوباره سازی مفهوم کلمات». او با خبر از اقتدار و نفوذ کلام برای آفرینش، مرگ یا درمان، نیک می‌دانست که با چه دقتی باید واژه‌ها را برگزید. همه فرهنگ‌ها و تمدنها، همنوا آموخته‌اند: «کلامت، تو را بر مَسند قدرت می‌نشاند!» 📕 قانون شفا

تظاهر به خوشبختی دردناک‌تر از تحملِ بدبختی است ... - جایی دیگر - گلی ترقی
تظاهر به خوشبختی دردناک‌تر از تحملِ بدبختی است ... -  جایی دیگر - گلی ترقی

متأسفانه والدین سمی آخرین کسانی هستند که تحولات مثبت و سالم شما را تشویق می‌کنند و به آن آن ارج می‌نهند. آنها نسبت به تغییر ح
متأسفانه والدین سمی آخرین کسانی هستند که تحولات مثبت و سالم شما را تشویق می‌کنند و به آن آن ارج می‌نهند. آنها نسبت به تغییر حساسند و از آن می‌ترسند، چه در خودشان و چه در فرزندانشان. آنها همه چیز را همان‌گونه که بنا نهاده‌اند می‌خواهند. پس شما منتظر تأیید آنان نشوید و به راه خود ادامه دهید. 📕 والدین سمی ✍🏽 سوزان فوروارد

اشکهایی که بعد از شکست می ریزیم همان عرق هایی است که برای پیروزی نریخته ایم. - هیتلر
اشکهایی که بعد از شکست می ریزیم همان عرق هایی است که برای پیروزی نریخته ایم. - هیتلر

آنکه سکوت را انتخاب کرده است یا گوش شنوایی برای دریافت، نیافته است یا یکبار همه چیز را گفته است.... !

بعضی وقت‌ها کوتاه آمدن هم خودت را نجات می‌دهد هم دیگران را...
بعضی وقت‌ها کوتاه آمدن هم خودت را نجات می‌دهد هم دیگران را...

💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡 @firstclassintomind

کسانی که بدون دلیل باور كرده‌اند را نمی‌توان با دلیل قانع کرد... جیمز رندی
کسانی که بدون دلیل باور كرده‌اند را نمی‌توان با دلیل قانع کرد... جیمز رندی

اگر در زمان تنها ماندن احساس تنهایی می‌کنید پس همنشین خوبی برای خودتان نیستید.. ‌
اگر در زمان تنها ماندن احساس تنهایی می‌کنید پس همنشین خوبی برای خودتان نیستید.. ‌

💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡 @firstclassintomind

زخمی را که نچشیده ای، تمسخر نکن.....!
زخمی را که نچشیده ای، تمسخر نکن.....!

رنج یکدیگر را محترم بشماریم، ظرفیت روانی و عاطفی هریک از ما متفاوت است.
رنج یکدیگر را محترم بشماریم، ظرفیت روانی و عاطفی هریک از ما متفاوت است.

A scar simply means you were stronger than whatever tried to hurt you. جای زخم نشونه اینه که تو از چیزی که سعی در صدمه زدن به
A scar simply means you were stronger than whatever tried to hurt you. جای زخم نشونه اینه که تو از چیزی که سعی در صدمه زدن به تورو داشته قوی تر بودی.... !

💡💡💡💡نظریه خوک *نظریه خوک به طور خلاصه این است:* حاکمی ستمگر دستور داد شهروندی را بدون هیچ دلیلی بازداشت و در سلولی انفراد
💡💡💡💡نظریه خوک *نظریه خوک به طور خلاصه این است:* حاکمی ستمگر دستور داد شهروندی را بدون هیچ دلیلی بازداشت و در سلولی انفرادی به مساحت بسیار کوچکی زندانی کنند. شهروند عصبانی شد و مدام در سلول قدم می زد و درب را با لگد می‌کوبید و فریاد می‌زد: «من بی‌گناهم، چرا مرا بازداشت و زندانی کرده‌اید؟!» و چون جسارت کرد و بلند فریاد میزد ومی گفت: «من بی‌گناهم» و سر و صدا می کرد، مدتی بعددستور دادند او را به سلولی به مساحت کوچکتری منتقل کنند. او دوباره شروع به فریاد زدن کرد... اینبار فریادها یش تغییر کرده بود این بار نگفت «من بی‌گناهم»؛ بلکه گفت: «ظلم است که مرا در سلولی کوچک زندانی کنید که حتی نمی توانم دراز بکشم . فریادهای  دوباره‌ی شهروند، زندانبانش را آزار داد. پس از مدتی زندانبان دستور داد 9 زندانی دیگر را هم به همان سلول منتقل کنند. شرایط بسیار بد بود  ، حالا دیگر حتی قادر نبودند ، روی زمین بنشینند. و چون شرایط برای زندانیان غیرقابل تحمل شده بود، آن ده نفر زندانی مجددا با سرو صدا و فریاد  البته کمی آرامتر  ، اعتراض خودشان  را ابراز کردند. و می گفتند: «این شرایط غیرقابل قبول است! ،ده نفر در یک سلول بسیار کوچک ، عادلانه نیست. چطور ده نفر را در چنین سلول جای داده‌اید؟ این‌طوری خفه می‌شویم و می‌میریم. لطفاً فکری به حال ما کنید حداقل نیمی از ما را به سلول دیگری منتقل کنید.» اما زندانبان که از سر و صدایشان بسیار عصبانی شده بود، دستور داد تا یک خوک را به سلول آنها بیندازند و بگذارند بین‌شان زندگی کند! آن بیچاره‌ها دیوانه‌وار فریاد زدند و گفتند: «چطور با این حیوان کثیف در یک سلول زندگی کنیم؟ ظاهرش مشمئزکننده است و بوی فضولاتش که همه جا را پر کرده، دارد ما را می‌کشد. لطفاً فقط همین خوک را از سلول ما بیرون ببرید.» پس  از مدتی حاکم به زندانبان دستور داد خوک را بیرون بیاورند و سلول را برای آنها تمیز کنند.. حالا دیگر از زندانیان نه فریادی ، نه سروصدایی و نه اعتراضی شنیده نمی شد. چند روز بعد، حاکم به دیدن آنها رفت و از حالشان پرسید. آنها گفتند: «الحمدلله، همه‌ی مشکلاتمان حل شده!» این‌گونه بود که مسئله‌ی اصلی، ، فقط به درخواست بیرون بردن خوک از زندان تقلیل یافت و مسئله‌ی مساحت سلول فراموش شد، و مسئله‌ی قبل از آن، و مسئله‌ی قبل از آن، و مسئله‌ی قبل از آن... تا این‌که حتی مسئله اصلی  و مهم و اولیه، یعنی : «زندانی شدن بی‌گناه آن شهروندان » کاملا فراموش شده بود دیگر هیچ‌کس آن‌را به خاطر نیاورد. حتی  من و شما، خواننده این مطلب ... !

💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡 @firstclassintomind

💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡💡 @firstclassintomind