258
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Posts Archive
258
شانهای به موهایش کشید، اما برای این کار خودش را به زحمت در آینه نگاه کردن نینداخت، برای شانهکردن آن چند تار موی ژولیده، نگاه کردن در صفحهٔ خاموش تلویزیون هم کفایت میکرد. تازه چه بهتر که خودش را دقیق نبیند.
258
شانهای به موهایش کشید، اما برای این کار خودش را به زحمت رفتن به دستشویی و نگاه کردن در آینه نینداخت، برای شانهکردن آن چند تار موی ژولیده، نگاه کردن در صفحهٔ خاموش تلویزیون هم کفایت میکرد. تازه چه بهتر که خودش را دقیق نبیند.
258
این فکرها را رها میکنی، چرا که چیزهایی حتی قویتر از تخیل وجود دارند: عادتهایی که وامیدارندت برخیزی، در پی حمامی کنار این اتاق بگردی و نیابی، همانطور که چشمهایت را میمالی به راهرو بروی، با احساس تلخی غلیظی بر زبان، پلهها را طی کنی، درحالیکه زیرچانهات را میمالی وارد اتاق شوی، شیرهای وان را باز کنی و آنگاه در آب گرم بلغزی و خود را در فراموشی رها کنی.
-آئورا
(بی کلام)
258
این فکرها را رها میکنی، چرا که چیزهایی حتی قویتر از تخیل وجود دارند: عادتهایی که وامیدارندت برخیزی، در پی حمامی کنار این اتاق بگردی و نیابی، همانطور که چشمهایت را میمالی به راهرو بروی، با احساس تلخی غلیظی بر زبان، پلهها را طی کنی، درحالیکه دست بر ریش زیرچانهات میمالی وارد اتاق شوی، شیرهای وان را باز کنی و آنگاه در آب گرم بلغزی و خود را در فراموشی رها کنی.
-آئورا
(بی کلام)
258
«گوش کنید، میخواهید بدانید من چهجور آدمی هستم؟» «البته!» «به معنی دقیق؟» «بله، به دقیقترین معنا!» «خب، من یک نقش نمایشم! بازیگر یک نقش، از آنها که در زندگی پیدا نمیشود!»
-شبهای روشن،داستایوفسکی
258
هیچ کدوم از آدمها حقِ اینکه راجع به کسی قضاوت کنن رو ندارن. کی میتونه بگه کدوم راه درسته وقتی یک لحظه هم جای اون شخص نبوده...
258
بس است. راهی که همگان میروند را نرو، اگر شبیه دیگران شوی از خودت هیچ ردی به جا نمیگذاری. قدمهایت میان قدمهای دیگران گم میشود. به همین دلیل است که من همیشه بیراههها را انتخاب کردهام :)
