en
Feedback
گپ و گفت حقوقی

گپ و گفت حقوقی

Open in Telegram

اینستاگرام dr.mohammad.niazi@

Show more
282
Subscribers
+124 hours
+137 days
+3630 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '24
September '24
+24
in 0 channels
August '24
+29
in 0 channels
Get PRO
July '24
+85
in 0 channels
Get PRO
June '240
in 0 channels
Get PRO
May '24
+13
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 0 channels
Get PRO
March '240
in 0 channels
Get PRO
February '24
+185
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
25 September0
24 September0
23 September0
22 September+1
21 September0
20 September0
19 September+1
18 September+1
17 September0
16 September+2
15 September0
14 September+1
13 September+1
12 September0
11 September+1
10 September0
09 September+1
08 September+1
07 September0
06 September0
05 September+2
04 September0
03 September+1
02 September+10
01 September+1
Channel Posts
در نزدیکی‌های ضریح دیدم عده‌ای جمع شده‌اند متوجه شدم که آنجا قبر مرحوم آقای رئیسی است و از قضا در همان وقت آقای علم الهدی هم
در نزدیکی‌های ضریح دیدم عده‌ای جمع شده‌اند متوجه شدم که آنجا قبر مرحوم آقای رئیسی است و از قضا در همان وقت آقای علم الهدی هم آنجا بود امیدواریم خدای متعال خودش دینش را نجات دهد

2
نوحه‌ نوستالژیک ما دهه‌شصتی‌‌ها
نوحه‌ نوستالژیک ما دهه‌شصتی‌‌ها
0
3
در کنار مضجع شریف حضرت رضا علیه السلام در شب عاشورا دعاگوی دوستان هستم کاش ماشین زمان داشتم و به سال‌های منتهی به سال ۵۷ می‌رفتم و به فعالان سیاسی آن روزها می‌گفتم: روزگاری خواهد رسید که شخصی در نظمی که شما در پی ساختنش هستید زندانی خواهد شد و آن گاه برخی در حرم حضرت رضا در شب عاشورا برای او این گونه دعا می‌کنند که اَللّهُمَّ فُکَّ کُلَّ اَسیرٍ #محسن_برهانی
0
4
ماده ۶۹۸ قانون مجازات اسلامی هر کس به قصد اِضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به و‌سیله نامه یا شکواییه یا مراسلات یا عرایض یا گزارش یا توزیع هر گونه او‌راق چاپی یا خطی با امضا یا بدو‌ن امضا اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت راساً یا به عنوان نقل قول به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامات رسمی تصریحاً یا تلویحاً نسبت دهد اعم از اینکه از طریق مزبور به‌ نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به غیر و‌ارد شود یا نه علاو‌ه‌ بر اعاده حیثیت در صورت امکان، باید به حبس از یک ماه تا یک سال و یا شلاق تا (۷۴) ضَربه محکوم شود.   ماده ۷۴۶ قانون مجازات اسلامی هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سامانه رایانه ای یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر نماید یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت، راساً یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از اینکه از طریق یاد شده به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت (در صورت امکان)، به حبس از نود و یک روز تا دو سال یا جزای نقدی از شصت و شش میلیون (۶۶۰۰۰۰۰۰) ریال تا پانصد میلیون (۵۰۰۰۰۰۰۰۰) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.
0
5
به بهانه حبس دکتر برهانی ۲ جرم نشر اکاذیب در حقوق ایران در دو شکل سنتی و رایانه‌ای جرم‌انگاری شده است. در کمال تعجب اولی قابل گذشت و دومی غیرقابل گذشت است. متن و مفاد هر دو ماده تقریبا یکی است اما یکی به طریق سنتی محقق می‌شود و دیگری به طریق فضای مجازی. به نظر می‌رسد در اینجا سهوی از قانون‌گذار رخ داده که دومی را غیر قابل گذشت اعلام نکرده است. حالا مگر ثمره قابل گذشت بودن چیست که این قدر بر آن پافشاری می‌کنیم؟ ثمره اولش که چندان مهم نیست این است که مجازات نشر اکاذیب سنتی با قانون کاهش نصف شده است. یعنی اگر کسی به طریق سنتی نشر اکاذیب کند، سقف مجازاتش یک سال و اگر به طریق رایانه ای باشد، سقفش دو سال می‌باشد!! ثمره دوم و مهم‌تر در تفسیر و استنباط از ماده آشکار می‌شود. وقتی جرمی غیرقابل گذشت باشد، معنایش آن است که مفاد جرم منحصرا در ارتباط با اشخاص نیست و ممکن است در مورد غیر اشخاص هم ارتکاب می‌یابد. مثلا کسی مطلبی توییت کند و دادگاه تشخیص دهد که این مطلب، کذب علیه نظام سیاسی حاکم است. وقتی قانون گذار این جرم را قابل گذشت ندانسته در بدو امر، معنایش این است که راه را برای چنین تفاسیر موسعی گشوده است. اما این تفسیر، تهدید بسیار جدی برای آزادی بیان است. چون ممکن است هر سخنی مصداق کذب باشد به خصوص با توجه به پست قبلی که گفتیم متاسفانه در رویه دادگاه‌ها، تحلیل و حدسیات هم مشمول ماده تلقی می‌شود همچون حسیات. حال با چنین ظاهر هولناکی چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد علی رغم این پاس گل قانون‌گذار، همچنان جای امید هست. قید طلاییِ «افزون بر اعاده حیثیت» در انتهای ماده هفتصد و چهل و شش نشان می‌دهد که قانون‌گذار در صدد گسترده کردن مفاد این ماده نبوده و همچنان این جرم صرفا علیه اشخاص قابل ارتکاب است. عرفا حیثیت و عرض و آبرو صرفا برای «شخص» صادق است. به این ترتیب جرم موضوع ماده هفتصد و چهل و شش، علیه «چیز»ی یا «امر»ی که عرفا در مورد آن اعاده حیثیت صادق نیست مثل نظام، دولت، قوه مقننه و ... ، قابل ارتکاب نیست. ۱۴۰۳/۰۴/۲۰ #برهانی #محسن_برهانی #محسن_برهانی_را_آزاد_کنید #محسن_برهانی_حقوقدان
0
6
به بهانه حبس دکتر محسن برهانی ۱ همان طور کم و بیش در رسانه‌ها شنیده‌ایم روز گذشته دکتر برهانی جهت پیگیری پرونده‌اش به اجرای احکام دادگاه ویژه روحانیت مراجعه کرده و همان جا ایشان بازداشت و روانه زندان می‌شود. محکومیت فعلی ایشان به جهت اتهام نشر اکاذیب است. فکرش را هم نمی‌کردیم روزی که در کلاس جرم سیاسی می‌گوییم مجرمان سیاسی اشراف بزهکاران‌اند، حالا باید چنین مطلبی را بر یک استاد حقوق تطبیق بدهیم. من اینجا از میان جزییات پرشمار پرونده فقط به محکومیت فعلی و قطعی ایشان یعنی نشر اکاذیب می‌پردازم. شخصا معتقدم ماده هفتصد و چهل و شش به جهت وحدت سیاقی با ماده ششصد و نود و هشت (نشر اکاذیب سنتی)، علیه نظام سیاسی حاکم و نهادهای دولتی و اجرایی و امثال اینها قابل تحقق نیست. اما موضوع سخن اینجا نکته دیگری است. نکته بسیار مهمی که معمولا مورد غفلت دادگاه‌ها قرار می‌گیرد این است که کذب در امور حسی قابل تحقق است و نه امور حدسی. به این دو جمله توجه کنید. جمله اول. الف یک حسابدار غیرحرفه ای و ناموفق است. جمله دوم. الف قبلا چند پروژه‌ی حسابداریِ شکست‌خورده با شرکت ب داشته است. جمله اول، حاصل یک تحلیل و قضاوت ذهنی است که در گفتگوهای فقهی از آن، به عنوان یک امر حدسی اشاره می‌شود. اما جمله دوم یک جمله حکایتگر از خارج و عینیات است و اصطلاحا اخبار از یک امر حسی است. جرم نشر اکاذیب در امور حسی قابلیت تحقق دارد نه امور حدسی. قضاوت در مورد زشتی، زیبایی، شجاعت و ... حدسی است و قضاوت در مورد تعداد لیوان‌ها، کثیف بودن شیشه، شش انگشت داشتن و ... حسی است. اگر کسی بگوید جوانان کشور ما افسرده و ناامیده هستند، این جمله نمی‌تواند مصداق نشر اکاذیب باشد. اما اگر بگوید نرخ بیکاری در جوانان فلان درصد است، ممکن است نشر اکاذیب باشد (بگذریم که اساسا ماده هفتصد و چهل و شش از چنین اموری منصرف است). اشکالی که در بالا مطرح کردیم در بیشتر پرونده‌هایی که در آن اتهام نشر اکاذیب مطرح است، وجود دارد. امیدواریم آقای دکتر برهانی هر چه سریع‌تر از این وضعیت خلاصی یابند. جای معلم، در زندان نیست. پی نوشت : ۱. اگر علاقمند به پیگیری بحث در فقه هستید، کتاب الشهادات را ببینید. فقها می‌گویند در شهادت، شرط است که شهادت، عن حس باشد لا عن حدس. ۲. جملات مشتمل بر امور حدسی، علی رغم این که جمله خبری هستند، اما از این جهت شبیه جملات انشایی هستند. نمی گویم متصف به صدق و کذب نمی‌شوند، اما به هر حال توصیف آنها به صدق و کذب، با جملات حسی متفاوت است. ۳. قید طلاییِ «علاوه بر اعاده حیثیت»، مهم‌ترین فرازی است که در ماده هفتصد و چهل و شش مورد غفلت قرار گرفته است. ۱۴۰۳/۰۴/۱۷ #برهانی #محسن_برهانی #محسن_برهانی_حقوقدان
0
7
قانون تفسیر ماده ۲۳۸ قانون مجازات عمومی مصوب ۱۳۱۴ ما یک قانون قدیم داریم تحت عنوان قانون تفسیر ماده دویست و سی و هشت قانون مجازات عمومی. در این قانون تصریح شده است که تقدیم دادخواست دروغین یا درخواست صدور اجراییه‌ی دروغین به عنوان مثال، می‌تواند مصداق شروع به کلاهبرداری باشد و اگر منتهی به بردن مال شود، کلاهبرداری تامّ است. اخیرا با همکاری در این زمینه صحبت می‌کردیم و ایشان در جستجوی عنوان این قانون بود. مکالمه‌مان که تمام شد بعد از حدود نیم ساعتی تماس گرفت و گفت مجلس، در سال نود و یک فهرستی از قوانین منسوخ ارائه کرده که یکی از آنها همین قانون است. فهرست قوانین منسوخ صریح در بازه زمانی ۱۳۳۵ ـ ۱۲۸۵ هجری شمسی ردیف ۱۸۷ تاریخ تصویب: ۱۳۹۱/۰۳/۰۲ در اینجا سه نکته گفتنی است. نکته اول. من واقعا از این که در این همه سال و این همه تدریس و گفتگو، چنین مطلبی را نشنیده بودم، متعجب شدم. دنیای حقوق، دنیای عجیبی است (شهر عجیبیه!) ؛ یک دفعه می‌بینی در گوشه و کنار، یک قانونی هست که ممکن است سرنوشت مساله‌ای که در دستت هست را به کلی تغییر ‌دهد و تو از آن بی اطلاعی. نکته دوم. بیان قوانین منسوخ از طرف مجلس، جنبه ارشادی دارد و نه مولوی. من این بحث را تاکنون جایی ندیده‌ام و به گمانم این عرض من، یک مطلب بدیع و شاید بدعت آور تلقی شود. توضیح آن که در بند یک این قانون آمده است: فهرست مذکور که جنبه اعلامی دارد، تنها حاوی قوانین نسخ‌ شده صریح می‌باشد که کل متن قانون نسخ گردیده است. در قسمت تاریخ نسخ قانون تفسیری مذکور هم سال هفتاد و هفت را قید کرده است. سال هفتاد و هفت قانون مجازات عمومی نسخ شده است و نه قانون تفسیری فوق الذکر. نسخ یک قانون مستلزم آن نیست که قوانین تفسیری مربوط به آن نسخ شوند. لذا قانون تفسیری به قوت خود باقی است و این که در مجلس این گونه تشخیص داده‌اند که این قانون نسخ صریح شده است، یک بیان ارشادی است و نه مولوی؛ یعنی ممکن است از نظر یک دادرس چنین بیانی صحیح نباشد. نکته سوم. حتی اگر فرض را بر این بگذاریم که این قانون تفسیری نسخ صریح شده باشد، باز هم معنای این نسخ، نادرستی این تفسیر نیست. توسل به دادخواست دروغین مصداق مانور متقلبانه است، چه قانون فوق منسوخ باشد و چه همچنان معتبر باشد. معنای نسخ صرفاً آن است که این تفسیر مورد تصریح قانونگذار قرار نگرفته نه اینکه این تفسیر نادرست است. ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ #حقوق_کیفری #کلاهبرداری #جرم #ارشادی #مولوی #نسخ #قانون_تفسیری #مجلس #فهرست_قوانین_منسوخه
0
8
طرح دعوا توسط مدیرعامل اقامه دعوا از طرح اشخاص حقوقی یکی از داستان‌های پرآب چشم ما وکلا است. در این گونه پرونده‌ها معمولا یکی از حفره‌های شکلی، مساله ی فقدان سمت است. اگر شما به عنوان وکیل خواهان از ایرادات دادگاه به سلامت عبور کنید، باز هم احتمال هست که وکیل خوانده این مساله را دستاویز ایراد قرار دهد. اخیرا هیات عمومی دیوان عدالت اداری رای وحدت رویه‌ای صادر کرده است مبنی بر این که تفویض اختیار برای طرح دعوا به مدیر عامل، نافذ و منشا اثر است حتی اگر به مرجع ثبت شرکت‌ها اعلام و متعاقبا آگهی نشده باشد. یعنی حتی تنظیم صورت جلسه عادی هم برای این موضوع کافی است. شماره دادنامه: ۱۴۰۳۳۱۳۹۰۰۰۰۴۴۵۶۱۴ تاریخ دادنامه: ۱۴۰۳/۲/۲۵ اما می‌خواستم به همکاران محترم یادآوری کنم که رای وحدت رویه مهمی در سال هزار و چهارصد صادر شده بود مبنی بر این که صرف تفویض اختیار برای امضای اسناد تعهدآور کافی نیست برای صحت طرح دعوا از طرف مدیر عامل بلکه باید صریحا به این اختیار (طرح دعوا) هم تصریح شود. به این ترتیب اگر هیات مدیره در تفویض اختیار به طور صریح به مساله طرح دعوا اشاره نکند، مدیرعامل، حق و اختیار طرح دعوا نخواهد داشت. به گمانم این رای وحدت رویه از رای وحدت رویه اخیر مهم‌تر و ذی‌اثرتر است. شماره دادنامه: ۱۲۵۵ ـ ۱۲۵۴ تاریخ دادنامه : ۱۴۰۰/۴/۲۲ اما این وسط یک نکته بسیار مهم هم وجود دارد و آن این که این رای، صرفا برای شعب دیوان عدالت اداری لازم الاتباع است و خوشبختانه برای محاکم عمومی لازم الاتباع نیست. و البته می‌دانیم که به هر حال چنین رایی در تصمیم گیری قضاتِ محاکم عمومی بی تاثیر نیست. ۱۴۰۳/۰۳/۳۱ #دیوان_عدالت #دیوان_عدالت_اداری #حقوق_شرکتها #مدیر_عامل #طرح_دعوی #دادگاه_حقوقی #دادگستری #فقدان_سمت #رد_دعوی
0
9
رای وحدت رویه دیوان عدالت اداری مبنی بر این که تصریح به اختیار طرح دعوا لازم است و صرف تفویض اختیار برای امضای اسناد تعهدآور کافی نیست
0
10
1_12118975758.pdf
0
11
رای وحدت رویه دیوان عدالت اداری مبنی بر این که صحت تفویض اختیار طرح دعوا به مدیرعامل منوط به آگهی شدن نیست.
0
12
1_12118975546.pdf
0
13
می‌دانیم که یک بحث قدیم داریم با عنوان رابطه اصل سی‌و‌شش و اصل صدوشصت‌و‌‌هفت قانون اساسی. خلاصه بحث این است که آیا در امور کیفری در موارد فقد نص می‌شود به فقه مراجعه کرد طبق اصل صد و شصت و هفت یا چون طبق اصل سی و شش، مجازات باید طبق قانون باشد، لذا اصل سی و شش مقدم بر اصل صد و شصت و هفت است و در نتیجه نمی شود به فقه در چنین مواردی مراجعه کرد؟ طرح بالا که اولین بار توسط روزنامه شرق دستمایه طنز شد، در روزهای اخیر در فضای مجازی مورد استقبال قرار گرفته است. من هم به یاد خاطرات دوره ارشدمان این تصویر را به این شکلی که می‌بینید پر کردم. ما در دوره ارشد جزای دانشگاه تهران، بچه های ورودی نود و چهار، در مورد بحث بالا به دو دسته تقسیم شده بودیم و کل‌کل‌های طولانی داشتیم. ما طرفداران اصل سی و شش بودیم و طیف مقابل طرفدار اصل صد و شصت و هفت. وقتی می‌خواستیم دستشان بیندازیم به آنها می‌گفتیم فرقه‌ی صد و شصت و هفتیه (از واژه فرقه هم دقیقا بار معنایی منفی اش منظورمان بود) ! تصورش را بکنید که یک مشت بچه درسخوان، شوخی‌هایشان تا چه اندازه می‌شود یخ و روی اعصاب باشد. شما سعی کنید شوخی‌های بامزه‌تری بکنید. 😊😎 #انتخابات #پزشکیان #قالیباف #جلیلی #زاکانی #پورمحمدی #قاضی_زاده #اصل_قانونی_بودن_جرم_و_مجازات #اصل_سی_و_شش #اصل_صد_و_شصت_و_هفت #قانون_اساسی #فقه #شریعت ۱۴۰۳/۰۳/۳۰
0
14
No text...
0
15
مقاله «اختیار منحل کردن نکاح صغار توسط آنان پس از رسیدن به سن بلوغ» مجله اندیشه وکیل (نشریه کانون وکلای دادگستری استان قم)، سال سوم، شماره ۵ ، بهار ۱۴۰۳ ، صفحات ۹ تا ۲۵
0
16
andisheh vakil 5 asli (1).pdf
0
17
انسان و انسان‌تر روزی سر کلاس سخن از یک صفت تفضیلی به میان آمد. من گفتم که این مفهوم اساسا یک مفهوم متواطی است و نه مشکک و لذا به کار بردن صفت تفضیلی در اینجا از اساس صحیح نیست. بعد توضیح دادم که مفاهیم از نظر صدق بر مصداق خود به دو دسته تقسیم می‌شوند. یا مشکک هستند یعنی انطباق مفهوم بر مصداق شدت و ضعف دارد مثل زیبا که ممکن است الف از ب زیباتر باشد و یا متواطی هستند یعنی تفاوتی در بین نیست و صدق مفهوم در همه مصادیق یکسان است. اینجا مثالی که به ذهنم رسید و روی تخته نوشتم، مثال به مفهوم سفید بود. یعنی سفید و سفیدتر نداریم. توی دلم گفتم حالا دانشجویان می‌پرسند استاد! برخی سفیدها سفیدتر و برخی تیره‌تر هستند و من هم باید پاسخ بدهم که خیر؛ آن چه کمتر سفید می‌دانیدش، در واقع سفیدی است که با سیاهی مشوب شده است. توی همین احوال ذهنی بودم که دانشجویی دست بلند کرد و من حدس زدم که می‌خواهد همین را بگوید. دانشجو گفت استاد! مثل انسان و انسان‌تر. از ذوق برقی در چشمانم دوید. گفتم آفرین! ده صدم برای پایان ترمت در نظر می‌گیرم!! من می‌دانستم که این حاضر جوابی دانشجو به جهت پیشینه‌ی حوزوی‌اش بوده است. اما به هر حال همچون یک مهاجم چارچوب شناسِ شماره نه (یعنی نقش شماره نه) خودم را در آستانه شلیک توپ به دروازه می‌دیدم. گفتم خب! حالا که دوستمان سر صحبت را باز کرده، اجازه بدهید من هم روضه‌ام را بخوانم و بعد گفتم خلاصه اسناد حقوق بشری همین یک کلمه است: انسان بما هو انسان بدون تفاوت بین رنگ و نژاد و دین و جنسیت و ... . هر روز تسبیح به دست بگیرید و روزی ده بار این اذکار را تکرار کنید (!) : without distinction as to race, sex, language, or religion. (عبارتی که چهار بار در سند منشور ملل متحد ذکر شده) اگر میخواهید یک شخص حقوقی با آداب و مناسک حقوقی باشید، هر روز این اوراد را برای خودتان تکرار کنید. پی نوشت : یکم. اصل نوزدهم قانون اساسی خودمان را ببینید. قانون‌گذار قانون اساسی ما تصور می‌کرده خیلی زیرک است! دوم. این که عرض کردم پاسخ دانشجو به جهت پیشینه حوزوی‌اش بوده، به طور مشخص منظورم این است که طلبه‌ها در سال دوم حوزه، کتاب المنطق مظفر را می‌خوانند. و الا ... و الا که ما می‌دانیم پیشینه‌ها آکنده از ترجیح‌ها و تفضیل‌ها است. ۱۴۰۳/۰۳/۲۴ #انسان #مشکک #متواطی #منشور_ملل_متحد #منطق #مقول_به_تشکیک
0
18
⚖️🇮🇷 اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی حقوق ایران برگزار میکند : 🩸مدرسه کارآموزی مجازی کیفری 🩸 💠 موضوع سرقت ✔️ محور قضاوت+1
⚖️🇮🇷 اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی حقوق ایران برگزار میکند : 🩸مدرسه کارآموزی مجازی کیفری 🩸 💠 موضوع سرقت ✔️ محور قضاوت : 👤 جناب آقای علی عبدالملکی دادیار دادسرای عمومی و انقلاب کاشان ✔️ محور وکالت : 👤 دکتر محمد نیازی وکیل پایه یک دادگستری دانش آموخته دکترا حقوق کیفری دانشگاه تهران ♦️ جهت ثبت نام در این جلسه از لینک زیر اقدام نمایید https://zarinp.al/600037 🪩 ارتباط با ما پایگاه اطلاع‌رسانی | تلگرام | اینستاگرام | ⚖️🇮🇷
0
19
دوستی پیام داده که احتمالا نظر طراح سوال به یادداشت شماره هفت ذیل ماده 387 نظم است. متن این یادداشت به این شرح است: «مقصود از تقصیر و اهمال اشاره شده در ماده 387 ، کوتاهی در حفظ مبیع است و نه تاخیر در تسلیم» در اینجا به چند نکته باید توجه کرد اول این که استناد طراح به نظم دکتر کاتوزیان یک موضوع کاملا عادی و بسیار پرتکرار در آزمون‌های حقوقی است. خاطرم هست در یکی از کنکورهای دکتری خصوصی، همه گزینه های تست، همان یادداشت های ذیل ماده بودند! اگر به این تست دسترسی داشتم، به اشتراک خواهم گذاشت. لذا بعید نیست واقعا نظر طراح همین یادداشت ذیل ماده 387 باشد. دوم این که به فرض صحت نکته قبل، آیا واقعا این استنباط از آن متن صحیح است؟ پاسخ منفی است. سخن دکتر کاتوزیان آن است که مطلق تاخیر نمی تواند مصداق تقصیر باشد و صرف تاخیر در تسلیم مبیع، باعث تحقق مسئولیت قهری نمی شود. اما معنای این سخن آن نیست که تاخیر در هیچ شرایطی نمی تواند مصداق تقصیر بایع باشد. در فرض مطرح در تستِ موضوع گفتگو، بایع از حضور در زمان مقرر تخلف کرده و این یک تخلف قراردادی است. مشتری هم حاضر بوده و حضورش معنایی جز مطالبه ندارد. در چنین فرضی، تقصیر بایع ثابت است و دیگر اهمیتی ندارد که تلف مبیع، مستند به آسمان باشد یا او! به ویژه اگر این نکته توجه کنیم که در حقوق ایران، ملکیت با بیع منتقل شده و مطالبه ی مشتری در واقع مطالبه یک مال امانی است. امین (به معنای عام) پس از مطالبه‌ی صاحب مال، وصف امانتش زائل می‌شود. با این اوصاف، بیع، منفسخ نشده و مسئولیتی که ایجاد شده، از سنخ مسئولیت قهری است و نه مسئولیت قراردادی.
0
20
ایراد به کلید سازمان سنجش در مورد سوال 32 دفترچه سوالات کارشناسی ارشد حقوق 1403 احتراما اینجانب محمد نیازی داوطلب آزمون كارشناسی ارشد در كد رشته 1126 مراتب اعتراض خود به كلید اعلامی در مورد سوال شماره 32 به شرح ذیل به استحضار می رساند. در این سوال، گزینه 4 به عنوان گزینه صحیح اعلام شده است در حالی كه گزینه 3، صحیح می باشد. متن سوال این است كه بر بایع شرط شده كه بایع، مبیع را روز سه شنبه تحویل دهد اما علی رغم مراجعه ی مشتری، بایع در مكان مقرر حاضر نمی شود. مبیع، پنج شنبه تلف می شود. حال مسئولیت بایع از چه سنخی است؟ در كلید اعلام شده است كه مسئولیت بایع، مسئولیت معاوضی است در حالی كه مسئولیت بایع در چنین فرضی بدون تردید مسئولیت قهری است. مسئولیت معاوضی مربوط به فرضی است كه بیع، منفسخ شده باشد. انفساخ بیع هم باید مستند باشد به قاعده ی «تلف المبیع قبل قبضه ...». این در حالی است كه قاعده فوق مربوط به فرضِ تلف سماوی است. اگر تلف مستند به تقصیر بایع باشد، این قاعده جاری نمی شود و بیع نیز به صحت خود باقی است. در نتیجه، مسئولیتی كه بر بایع تحمیل می شود، مسئولیت قهری و غیرقراردادی است و نه مسئولیت معاوضی و قراردادی. اختصاصِ قاعده مذكور به فرض تلف سماوی مطلب واضح و غیراختلافی است و روشن نیست طراح محترم از چه زاویه ای در این مطلب تردید داشته اند. به عبارت دیگر، مطلب فوق از جهت كبروی هیچ جای تردیدی ندارد و نیازی به نقل كلمات فقها و سخنان استادان حقوق نیست. به عنوان یك گمانه زنی، ممكن است طراح محترم از این نكته غفلت نموده اند كه فرضِ مذكور در سوال مشتمل بر تقصیر است. به عبارت دیگر، شاید اشكال طراح محترم صغروی باشد. این در حالی است كه در فرض سوال، مشتری به مكان مقرر مراجعه كرده و همین مراجعه معنایی جز مطالبه ی مبیع ندارد. پس از مطالبه، ید امانی بایع تبدیل به ید ضمانی می شود و اگر تلفی رخ دهد، این تلف، مستند به وی خواهد بود حتی اگر مبیع به وسیله امری خارج از اختیار از بین رفته باشد. خلاصه اشكال اینجانب این است كه گزینه سه صحیح است با مقدمات ذیل : صغرا : بایع در فرض پرسش مرتكب تقصیر شده است. كبرا : اگر تلف مستند به تقصیر بایع باشد، مسئولیت وی قهری است نه قراردادی. نتیجه : مسئولیت بایع در فرض پرسش، مسئولیت قهری است و نه مسئولیت معاوضی.
0