𝙑𝙤𝙞𝙙
Open in Telegram
Some emotional ixtj ans inxp Clown here "Five more minuttes?"
Show more261
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
261
آیناز ببین من همیشه اونی بودم که ته کلاس مینشست حالت نامرئی طور داشت و همه اینا زو از دور میدیدم بهم توی اسما اعتماد کنین
261
یه فاطمه میشناختم دبستان جدی رئیس بود همه رو دور خودش جمع میکرد تا نشونم بده کیک صبحانه ی خرسیش چه شکلیه تا یکی سرو صدا میکرد بسته رو باز نمیکرد
