• معرفی دیلی و چالش لایت •
Open in Telegram
معرفی دیلی و چالش لایت نظرت چیه یکم باهم و کنار هم وقت بگذرونیم؟ شرایط و آموزش 👇 https://t.me/Moarefi_daily/434 ربات جهت ارسال پستا و چالشاتون :) - @MoarefiDailyBoT
Show more1 969
Subscribers
No data24 hours
-247 days
-10330 days
Posts Archive
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
من زیبایی را در انسانهایی که زشت خطاب میشدند دیدم و شیطان را در فرشته مانند ترین صورتها!!
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
هرگز گمان مکن چون درحال حاضر آن چیز یا فرد را داری باید از تلاش دست بکشی.تو دقیقا آن لحظهای که دیگر برای ماندن و داشتنِ بیشترش از تلاش دست میکشی ؛ او را از دست میدهی.
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
تو چشمات خدای منه.لبات آتیشیه که با هر بوسه،دعاهای من رو به خدام میرسونه...
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
میگفت : علت دل شکستگیات این است که درهمان بارِ اول قیدشان را نمیزنی،میمانی،میبخشی،فرصت میدهی و حسابی که قلبت کتک خورد کنارشان میگذاری.
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
در این زندگی باید آن لحظه که نا امید شدی دوباره تلاش و تکاپو را آغاز کنی و آنگاه که امیدوار شدی همهچیز را به پایان برسانی.
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
میگفت:مردِ همسایه نمیاد به تو ضربه بزنه،اگرهم بزنه خیلی ضربه ناچیزیه ولی رفیقت یکطوری زمینت میزنه که نتونی بلند بشی.تویِ این دنیا نهتنها هیچکس حقیقت رو بهت نمیگه و بهفکر منفعت تو نیست بلکه بهفکر اینه تورو پُل کنه،خرش رو رد کنه، از روت رد بشه و بعدم ویرانت کنه؛مراقب خودت باش
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
من درسراسرِ زندگیام در تلاش بودم که اطرافیانم را خوشحال کنم و اندکی از غمی که با آنها گلاویز شده را بردارم؛افسوس که هرگز کافی نبودم و نیستم،در هیچ چیز کم نمیگذارم و از هرچیز که دارم استفاده میکنم،شادیم،زندگیم،سلامتیم..همهچیزم را برای یکثانیه خنده آنها میگذارم؛اما هرگز کافی نیست...
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
گر حولِ من زِ تو پرسیدند بگوی
داد مرا عشق صادقانه و پاکی
او را شکاندم در بیباکی...
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
وقتی داشتی با چاقو قلبم رو تیکه تیکه میکردی،من نگران این بودم که دستت زخمی نشه :)
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
احمق جان اینکه بهت پیام داده با اینکه جواب پیامهات رو داده فرق داره؛چشمات رو باز کن...
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
تقصیر خودم بود،خودم گفتم حتی اگه مثل یک سگ باهام رفتار کنین من مثل گاو سرمو میندازم پایین،اگه طوری باهام صحبت کنین که انگار ارث باباتون رو خوردم،من درک میکنم،من ناراحت نمیشم،من میدونم که مشکلات دارین؛اما نمیدونستم،اونموقع نمیدونستم که هرکس برسه به من مشکلات داره و باید درک کنم،نباید صدام دربیاد چون اگه اعتراض دارم راه باز و جاده دراز میتونم تحمل نکنم اونا که تقصیری ندارن،دست خودشونه و این قیافه منه که شبیه کیسه بوکسه پس هرجور بخوان لهم میکنن به درک..
Repost from ڪـلبـهٔ بــنفـش
همانی که میگفت میترسم سرد شویم، مرا طوری در زبالهدان انداخت و درش را بست که تمام استخوانهایم خرد شد.این چرخه زندگی حتی قول آن کسی که قرار بود هرگز مانند یک زباله با من رفتار نکند را میشکند؛شومی من همه را نابود خواهد کرد...
