کتابخور🍃📚
Open in Telegram
صفحه اینستاگرام https://instagram.com/ketabkhor_?igshid=OGQ5ZDc2ODk2ZA== ارتباط با ادمین و ثبت سفارش : @ketabkhor_admin
Show more2 843
Subscribers
-124 hours
+27 days
-1730 days
Posts Archive
2 843
چکارش کنم این زندگی گه را که شب و روز یخهم را گرفته و ولم نمیکند؟… دیگر تا کی آخر؟…
مرگ قسطی
لویی فردینان سلین
2 843
آنجا توی خانهش مینشیند و هی برای خودش هیولا درست میکند!… سرتاسر روز تنهای تنها!… اینقدر فکر… همهٔ ذهنش را میگیرد… در نهایت بهاش غلبه میکند… این است که عصبی میشود!… دیگر خودش هم نمیفهمد چکار میکند!… چیزهایی میبیند و میشنود که وجود خارجی ندارند!…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
باورنکردنی ست!… هولناک است! داریم کجا میرویم آخر؟… من که دارم عقلم را از دست میدهم!… وای چه نکبتی!… افتادهایم توی منجلاب حماقت! من دیگر نمیتوانم! دیگر دارم خفه میشوم!…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
بابا میگفت: «قبول، با کمال میل حاضرم زخممعدهتان مال من باشد! به هر ترتیبی، فقط به شرطی که از دست پسرم خلاص بشوم! نمیخواهیدش؟»
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
اگر جای شما بودم، اگر واقعا جای شما بودم میشاشیدم به این دنیا! به همهٔ دنیا! میشنوید! آقا شما زیادی شُلید! تنهای چیزی که بهنظر من میرسد این است! همین!
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
عجب وضعیست وقتی که تنها جاهایی که برای نفس کشیدن آدم مانده یکی از یکی هولناکتر شده…
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
میتوانی گاهبهگاهی چیزهای خوب و خوشایند تعریف کنی… زندگی همیشه هم نکبت نیست.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
دلم میخواهد توفان از این هم بیشتر قشقرق بکند، سقف خانهها بریزد پایین، بهار دیگر نیاید، خانهمان محو بشود.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
در عمق آدم خوشقلبی بود.
من هم خوشقلب بودم.
اما زندگی مسالهاش قلب نیست.
مرگ قسطی، لویی فردینان سلین
2 843
ممکن است دورتادور جهان را بزنی و هر دو سرِ زمین را با سطورِ خود به تسخیر درآوری و با این حال خودت هرگز صدای آواز را نشنوی.
کلیا
چهارگانه اسکندریه
2 843
از بین همهی اعمال به نظرم درآمیختن تنها مهمترین است، همانی که روحمان را بیش از همیشه برملا میسازد.
کلیا
چهارگانه اسکندریه
2 843
نیمه بیدار بودن هم میان خوابگردها اولش ترسناک است. بعدها یاد میگیری تظاهر کنی!
کلیا
چهارگامه اسکندریه
2 843
ما همهمان در چنگال حصار عاطفهای هستیم که دور یکدیگر میکشیم. خودت این را گفتی. شاید تنها مرض ما این باشد که مشتاق حقیقتی هستیم خارج از طاقتمان، به جای آنکه به قصههایی قانع باشیم که برای همدیگر میبافیم.
کلیا
چهارگانه اسکندریه
2 843
در رنج کشیدن، آن چنان که من میکشیدم، هیچ سودی نیست؛ بلاهتبار، مثل حیوانی بارکش در عذابی طاقتفرسا بهخاطر زخمهایی که زبانش به آنها نمیرسد.
کلیا
جلد چهارم چهارگانه اسکندریه
2 843
در رنج کشیدن، آن چنان که من میکشیدم، هیچ سودی نیست؛ بلاهتبار، مثل حیوانی بارکش در عذابی طاقتفرسا بهخاطر زخمهایی که زبانش به آنها نمیرسد.
کلیا
جلد چهارم چهارگانه اسکندریه
2 843
ناگهان حس کرد دیگر هیچ مقصد مشخصی ندارد. هر انگیزهای، هر میلی ته کشیده و از میان رفته بود.
مونت آلیو
چهارگانه اسکندریه
