189
Subscribers
+124 hours
+27 days
No data30 days
Posts Archive
189
نمیدونم چرا یادِ این تیکه از پادکست افتادم.
"یکیمون اونقدر لب پنجره نشست که سیگاری شد ؛ اونقدر سیگار کشید که مادرش بویِ دود گرفت و آخر یبار اشتباهی جای اینکه ته سیگارشو از پنجره پرت کنه بیرون خودشو پرت کرد. "
