en
Feedback
لیموترش

لیموترش

Open in Telegram

در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد... . << این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد>> . پیج اینستا👇👇 @limo__torsh_

Show more
630
Subscribers
-224 hours
-27 days
-230 days
Posts Archive

اونجایی که محمود درویش نوشته: «ما به یکباره بزرگ شدیم؛ انگار که آهسته بزرگ شدن بر ما حرام بود.» - چقدر حسِ آشنایی بود جنابِ درویش...

و من تمامِ امیدم را پیچیده ام دورِ دستانِ خدا...❤️

+1

«میگفت‌ اگر دیدی میان ویرانه‌های خانه‌ای گلِ سرخی‌قَد کشیده است هرگز تعجب نکن؛ما اینطور دوام آوردیم.»

+2

«من و همسالانم جوانی نکرده پیر می‌شویم. گفتم: آینده پاداش این مشقتها را خواهد داد. گفت: سالهایی را که از دستمان رفته چه کسی به ما پس می‌دهد؟»
همه می‌میرند/سیمون دوبوار

آدم کتاب نیست که صفحه ۱۵۳ را نشانه بگذاری و بروی و بعدها که برگردی هنوز روی صفحه ۱۵۳ روی قفسه منتظرت باشد ؛ آدم میرود؛ آدم تغییر میکند.
سیامک قاسمی

+3

+2

صبحت بخیر رفیق🌱❤️

میگفت؛ «اگه قراره دلت برام تنگ بشه سعی کن وقتی که هستم بشه، وقتی که نیستم دل‌تنگ شدنت تاثیری نداره، آدم پا درختی که دیگه تو خاک نیست آب نمیریزه..»

«بَس که ویران بود؛ دیگر جایِ ویرانی نداشت. بارها سیلاب آمد؛ خانه‌ام را دید و رفت.»
بیدل دهلوی

«من بـه چـشم‌هـاي بـي‌قـرار تـو قـول مي‌دهـم، ريـشه‌هـاي مـا بـه آب، شاخـه‌هـاي مـا بـه آفـتاب مـي‌رسد مـا دوبــاره سبـــز مي‌شويـم.»🌿
قيصر امين پور

photo content

که علاجِ دلتنگی، آغوش‌ست با بوسه‌های طولانی. یلدا سیدی

«دلم می خواست خانه ات بودم که از خستگی هایت به من برگردی.»
حمید سلیمی

من در بی‌حوصلگی‌هایم، با تو زندگی‌ها کرده‌ام ... - احمد شاملو🌱

یه جاهایی از زندگیم واقعا اگر خدا نبود معلوم نبود چه بلایی سرم در می اومد #صبح_بخیر❤