en
Feedback
11:11

11:11

Open in Telegram

اینجا یه تیکه‌ی خیلی بزرگی از قلبِ منه🤍.

Show more
195
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
Repost from N/a
Saat Divari.mp38.65 MB

کاش امشب صبح نشه ما چجوری تو رو به خاک بسپریم ما چیکاار کنیم، کاش ما بمیریم فردا رو نبینیم.

Mohsen Chavoshi - Bi Badan.mp310.73 MB

من قربونِ اون رویاهای رنگیت. چیکار کردی تو با دلِ ما.

من باور کنم ته قصه‌ی تو همین ۲۱ سالگی بود؟ کاش من بمیرم و باور نکنم.
من باور کنم ته قصه‌ی تو همین ۲۱ سالگی بود؟ کاش من بمیرم و باور نکنم.

اصلا کی باورش میشه تو دیگه پیشمون نیستی. کی باورش میشه اون چشما که با ذوق به شمعِ تولدش نگاه میکرد برای همیشه بسته شده. من باید چیکار کنم؟ تو مگه قرار نبود مرخص شی، مگه نگفتی دکترا گفتن میتونی بیای خونه. تو مگه قوی‌تر از دردات نبودی سلی؟ الان ما باید چیکار کنیم بدونِ تو؟

Play and play and play againnnn🤍
Play and play and play againnnn🤍

مگر که بوسه‌ی عشق جایی می‌بود واسه آخرین وطن.

از نتیجه‌ش ذوق کردم.
از نتیجه‌ش ذوق کردم.

انگیزه‌م‌ برای کار کردن توی خونه فقط چایی خوردنِ بعدشه.

هرجور میتونی، بمون.

تا که هرروز آسمان گریه کند.

⁨ ‌ -احساس شکست، احساس مصیبتی دیگر، این احساس که باز هم همهٔ تلاشش بیهوده بود، اشک‌هایش را بند آورد. حالا دیگر هیچ فرق نمی‌کرد. دیگر هیچ‌چیز اهمیت نداشت.

باور به فردایی که هنوز زندگیش نکردم. و موندن و صبر کردن بخاطرش.

هروقت حالِ گل‌های تو اتاق خوب نیست حالِ منم خوب نیست. یا شایدم برعکس، هروقت حالِ من خوب نیست اوناام خوب نیستن.

*زوبای یونانی، نیکوس کازانتزاکیس
*زوبای یونانی، نیکوس کازانتزاکیس

بيجاره انسان به دور وجود كوچك و حقير خود، به خيال خويش، درى بلند و تسخير ناپذیر برافراشته و در آن پناه جسته است و می‌كوشد تا اندك نظم وتأمينى در آن برقرار كند و به اندك خوشبختى دست يابد.

با خود انديشيدم كه تا کی خواهم توانست زنده بمانم و اين لطافت زمين وهوا وسكوت واين عطر بهار نارنج را احساس كنم؟

photo content

photo content