195
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
195
اصلا کی باورش میشه تو دیگه پیشمون نیستی. کی باورش میشه اون چشما که با ذوق به شمعِ تولدش نگاه میکرد برای همیشه بسته شده. من باید چیکار کنم؟ تو مگه قرار نبود مرخص شی، مگه نگفتی دکترا گفتن میتونی بیای خونه. تو مگه قویتر از دردات نبودی سلی؟ الان ما باید چیکار کنیم بدونِ تو؟
195
Repost from کافهای با پلیلیستِ شجریان!
-احساس شکست، احساس مصیبتی دیگر، این احساس که باز هم همهٔ تلاشش بیهوده بود، اشکهایش را بند آورد. حالا دیگر هیچ فرق نمیکرد. دیگر هیچچیز اهمیت نداشت.
195
هروقت حالِ گلهای تو اتاق خوب نیست حالِ منم خوب نیست. یا شایدم برعکس، هروقت حالِ من خوب نیست اوناام خوب نیستن.
195
بيجاره انسان به دور وجود كوچك و حقير خود، به خيال خويش، درى بلند و تسخير ناپذیر برافراشته و در آن پناه جسته است و میكوشد تا اندك نظم وتأمينى در آن برقرار كند و به اندك خوشبختى دست يابد.
195
با خود انديشيدم كه تا کی خواهم توانست زنده بمانم و اين لطافت زمين وهوا وسكوت واين عطر بهار نارنج را احساس كنم؟
