195
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
195
هرچی ام بشه هر چقدم ذوقِ دنیارو داشته باشم، دقیقا همون لحظه میگم کاش خاله مریم و سلی زنده بودن. من چقد دلم برای هردوتاتون تنگ شده.
هر دوتون ذوقِ پاییز و هوای بارونی رو داشتید. درست مثلِ من.
همونقد که ذوقِ بارون و دارم همونقدم ازش فرار میکنم چون من و یادِ شما میندازه.
195
یادم نمیاد چند بار شده که اومدم سر خاکت، ولی هرچند بار ام که بگذره من بازم نمیتونم قبول کنم که دیگه نیستی. غمت خیلی بزرگه، ته نداره. تکراری نمیشه. عادت نمیکنیم بهش.
195
با تموم وجودم آرزو میکنم هیچوقت این کتاب رو درک نکنید و جمله به جملهش رو تجربه نکرده باشید. در این صورت شما خوشبختترین آدمهای دنیایید.
195
ما واقعا مجبوریم که ادامهی زندگی رو هرجوری که شده بگذرونیم. یعنی یهو به خودمون میایم میبینیم از آخرین شبی که فکر میکردیم قرار نیست دیگه حالمون خوب بشه و زندگی ادامه داشته باشه دو هفته گذشته. و او این مدت فکر کردیم، خندیدیم، گریه کردیم، و هرجوری که شده گذروندیم و زندگی کردیم. شاید نخوایم، شاید سخت باشه، ولی هر جوری که شده میگذره. ولی در آخر جای خیلی آدما و خیلی لحظهها تا ابد تو زندگیمون خالی میمونه.
195
آخ ما چه دلی داشتیم که تو رو سپردیم به خاک. خونهتو آب و جارو کردیم. تو از فردا چقد مهمون داری. خونهی ما از این به بعد اونجاست.
195
ما قرار بود باهم آهنگ قرارمون یادت نره رو بخونیم ویدیو بگیریم. بریم مسافرت تو اون کلبه قدیمیا دور هم آهنگ بخونیم. یه شب کنار هم بخوابیم. بریم کافه. بریم کاخ سعدآباد. بریم جیگرکی. ما قرار بود از این به بعد بیشتر ویدیوکال بگیریم. بریم تجریش. بریم صبحونه بیرون. ما قرار بود زندگی کنیم از این به بعد. ما تا الان هیچکاری نکردیم. برگرد مگه الکیه بری تنهایی ما چیکار کنیم؟ برگرد ما نمیتونیم دیگه زندگی کنیم.
