en
Feedback
مدفن

مدفن

Open in Telegram

مدفن. [ م َ ف َ ] ( ع اِ ) جای دفن. محل گور. جایی که در آن دفن کرده‌اند کسی را یا چیزی را. اینجا مدفن‌ کرم‌های شب‌تاب است. افسرده‌ترین آدم خوشحال روی زمین یا شاید خوشحال‌ترین افسرده‌‌. بفرمایید تو: https://t.me/BChatBot?start=sc-6f6d43a776

Show more
994
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-1530 days
Posts Archive
امشب دیدم ته‌مونده‌های بعضی از عکسات تو‌ گوگل فوتوم هست. عکسایی که واسم می‌فرستادی، وسط‌ درس ‌خوندنات، خرید کردنات، بازی کردنات، آشپزی کردنات… بعد دو سال سیر تماشات کردم و یادم اومد چقدر دوستت داشتم و دارم و‌ چقدر دلم برات تنگ شده. تو‌ بهترین‌ رفیق زندگیم بودی که از دست دادمت. آره با خودتم که می‌دونم دیگه اینجا نیستی. پ.ن: یه بار دیگه دیدم عکسا رو و پاکشون کردم. همه رو جز اون اولین ویدئویی که فرستادی….

با این دوستمون هستم 🙋🏽‍♀️

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ به نظرم خود اون "تنها زندگی کردن" رو بذارید برای ۲۴ ۲۵ سالگی دقیقا درسته، مستقل بودن با تنها زندگی کردن خیلی تفاوت داره. کار کنید، استقلال مالی داشته باشید، از حمایت خانواده استفاده کنید و این چند سال رو مشغول فراهم کردن شرایط بشید. تو این بازه که خرج آب و برق و گاز و اجاره و خرید خونه ندارید سعی کنید پس انداز کنید. در نهایت هم سعی کنید تنها زندگی کردن اخرین مرحله از میتقل شدنتون باشه، یعنی اگه دوست دارید برید سفر هزینش رو فراهم کنید و برید. این خودش یه قدمه. سعی کنید کاراتونو خودتون تنهایی انجام بدید تا نتیجه‌ش هم بشه دستاورد خودتون تنها.. نه با کمک بقیه.

بچه‌ها این خیلی مسئله‌ی مهمیه. اینکه «می‌خوام چیکار کنم؟» راستش رو بخواید تنها زندگی کردن با شرایط فرهنگی ما همیشه جواب نیست. خیلی فرقه بین «تنها زندگی کردن» و «مستقل بودن». تو الان یه سال هست که کارت رو‌ شروع کردی، توقع داری به چه جایی برسی؟! همین خودش یه دستاورد بزرگه که تونستی کار‌ کنی. دو سال دستت تو جیب خودت باشه، موفقیت به چشم بقیه هم میاد ‌و نمی‌تونن درباره‌ت راحت اظهار نظر کنن . این رو بنویسید بذارید جلوی چشمتونن: استقلال مالی استقلال مالی استقلال مالی قبل از تنها زندگی کردن، استقلال مالی به دست بیارید. همه‌چی همینه به خدا. فردی که از لحاظ مالی مستقله، قدرت داره.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دانشجو نیستم ینی نرفتم دانشگاه شهرمون هم کوچیکه خیلی هم خانوادم مذهبی و تعصبی هستن کلا فامیلامون اینجورین حتی مطرح کردم ک دوس دارم برم سفر مادرم مخالف بود نظرش ولی امسال بالاخره موفق شدم برم سرکار و بابام رضایت داد درمورد رشته و شغل واقعا ایده ای برای آینده ام ندارم دوساله گذشته خیلی بلندپروازی کردم و الان 19 سالمه و ب هیچ جایی نرسیدم

امیدوارم این‌ نکته‌ها بهتون کمک کنه. اگه فکر می‌کنید به درد دوستاتون یا اطرافیانتون می‌خوره، براش بفرستید. و‌ آخرین نکته: آماده‌ی بگایی‌های زندگی مستقل باشید!

نکته‌ی دیگه اینکه خودم رو‌ هم آماده کرده بودم و نشون داده بودم از پس خودم برمیام و حواسم به آسیب‌ها و‌ خطرات بیرون هست. از هفده سالگی کارم‌ رو شروع کردم. سعی می‌کردم با کار دانشجویی پول کمتری از خانواده‌م بگیرم و استقلالم رو نشون بدم. کلاً همه‌ی کارهای شخصی‌م رو خودم انجام می‌دادم. حواسم بود به رفت‌و‌آمدها و ‌ساعت‌های بیرون بودنم که نشون بدم لایف استایل آگاهی دارم. حق بدید به مامان‌باباها که تو این جامعه‌ی وحشی نگرانتون باشند. اما خودتون رو قوی کنید و نشون بدید می‌تونید از پس خودتون بربیاید.

مستقل زندگی کردن (مخصوصاً واسه دخترها) واسه ۹۰درصد خانواده‌های ایران کلاً داستان وحشتناکیه و قفله! اما اگر سنتون پایینه ‌‌و دوست دارید این تجربه رو داشته باشید حتماً از همون موقع شروع کنید به حرف زدن درباره‌ش. خانواده‌ها باید کم‌کم آماده بشن. به هر بهونه‌ای‌ بگید دوست دارید یه روز‌ مستقل بشید، نه برای عشق و حال، برای تجربه‌ی متفاوت زیستن. سعی کنید شهر دانشگاهی متفاوتی انتخاب کنید چون بازه‌ی ۱۸ تا ۲۲ خیلی زمان آمادگیِ خوبیه. من این کارها رو‌ کردم، خانواده‌ی من هنوز هم نگران و ناراحتن. اما من از نوجوانی شروع کرده بودم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خیلی دوست دارم مستقل زندگی کنم اما تو خانواده ی ما حتی مطرح کردن همچین چیزی هم وحشتناکه

خب دیگه چی بگم؟! ؛)

من در اوایل سی سالگی خود به سر می‌برم! رشته تحصیلی‌م زبان انگلیسی بوده. از همون اوایل دانشگاه تدریس می‌کردم، تا چند سال کارم تدریس خصوصی و آموزشگاهی بود (اتفاقاً الان هم یه شاگرد خصوصی دارم.) اما کار اصلی‌ام الان این نیست. کار تمام وقت دارم که تا حدی مربوط میشه به ترجمه. هفت هشت ساله کاملاً مستقل و‌ تنها زندگی می‌کنم، جدا از سال‌های دانشگاه که به واسطه دانشگاه و خوابگاه دور از خانواده بودم.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خب اگه رک بگم همه چیزو، خودمم مخاطب باشم، به زبان عامیانه میگُرخَم، لذا بنده میگن هر آنچه که بشه باهاش بهتر شناختت و در جایگاه یک غریبه میشه ازت دونست رو بهم بگو از خودت. چیزی که الان بهم فکر میکنم تاریخ تولدت ماه و روز و سال، در چه رشته ای تحصیل کردی و چه حرفه ای رو در پیش گرفتی و اگر شاغل هستی، شغل شریفت چیست؟

چند روز پیش این رو‌ ازم پرسیدین، گفته بودم سر کار هستم و بعداً جواب میدم :) الان اومدم از خودم بگم! ببخشید طول کشید

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ خب اگه رک بگم همه چیزو، خودمم مخاطب باشم، به زبان عامیانه میگُرخَم، لذا بنده میگن هر آنچه که بشه باهاش بهتر شناختت و در جایگاه یک غریبه میشه ازت دونست رو بهم بگو از خودت. چیزی که الان بهم فکر میکنم تاریخ تولدت ماه و روز و سال، در چه رشته ای تحصیل کردی و چه حرفه ای رو در پیش گرفتی و اگر شاغل هستی، شغل شریفت چیست؟

نمی‌شه عصر بارونی باشه، از جلوی دوبار رد بشی و لته و کروسان بادوم و نون‌های خوشگل جیگرش‌ رو‌ نخری
+1
نمی‌شه عصر بارونی باشه، از جلوی دوبار رد بشی و لته و کروسان بادوم و نون‌های خوشگل جیگرش‌ رو‌ نخری

امشب یه دقیقه بیشتر می‌خوابم. #یلدا

امشب به دقیقه بیشتر می‌خوابم. #یلدا

#پرستو_احمدی رو چشم مایی خانوم.
#پرستو_احمدی رو چشم مایی خانوم.

#پرستو_احمدی رو چشم مایی خانوم

می‌گم بوی وانیل رو حس می‌کنین؟ توی شیر و نسکافه یه سر ناخن وانیل ریختم، پاییزی‌تر از چیزی شد که فکر می‌کردم. ☕️ این سم‌ رو می
می‌گم بوی وانیل رو حس می‌کنین؟ توی شیر و نسکافه یه سر ناخن وانیل ریختم، پاییزی‌تر از چیزی شد که فکر می‌کردم. ☕️ این سم‌ رو می‌شوره ببره؟