تراوشات مغشوش ذهن متوهم من (سعید صدقی)
Open in Telegram
@TMZMM سکوت عاشقانهی من ، شعر عاشقانهی تو بزن به ماشه و با بیت دیگری بکشم تراوشات مغشوش ذهن متوهم من
Show more343
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1530 days
Posts Archive
#علیرضاقربانی
#گلهایبارانخورده
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
در آخرین نامهاش نوشت:
«و تو صبحِ من بودی، صبحی که تمام شبهای سخت و تیره را از یادم میبُرد.»
@TMZMM
بعضی شبها انگار که خدا حواسش پرت شده باشه و کیسهی دلتنگی از دستش ول شده باشه رو سر شهر، کل شب رو سیل دلتنگی با خودش میبره، هوا بویِ دلتنگی میگیره و میلِ گریه.
گنجشکا با دلتنگی میخوابن، رفتگرا با دلتنگی جارو میکشن، شببوها با دلتنگی عطر میکنند.
و تو... دلتنگ میمیری، دلتنگ دوباره زنده میشی، دلتنگ دوباره میمیری...
بعضی شبها، انگار که خدا حواسش پرت شده باشه دلتنگی به مغز استخون میرسه؛ به خودِخودِ ریشهی دل
#محيازند
@TMZMM
سلام بر آنها که
دوریشان به ما میآموزد بیشتر
دوستشان داشته باشیم!
#نزارقبانی
و او رفت، مثل رؤیایی که قبل از بیدار شدن محو میشود... و من بیدار شدم با قلبی خالیتر از شب.
#داستایفسکی
@TMZMM
Repost from N/a
چون پرسم از پناهی، پشتی و تکیهگاهی
آغوش مهربانت از هر جواب خوشتر
#حسینمنزوی
@Monjours
دیدید چه زود فراموش میشید؟
حالا بخوابید 😴
#شببهخیر
@TMZMM
#چارلزبوکوفسکی میگه:
این که هر روز صبح از تختخواب بیرون بیای تا هربار و هربار با همون چیزای همیشگی رو برو بشی واقعا شجاعت بزرگی میطلبه.
روز نو مبارک🌱
@TMZMM
«و کأن للذَکریاتِ قلباً
لاینبضُ الا لیلاً.»
و گویی برای خاطرات
قلبی است که جز در شب نمیتپد...
@TMZMM
فکر میکنم وقتی #فریدونمشیری کوچه پس کوچه های خیال رو با معشوقه اش قدم زد ؛
لب پنجره ایستاد و با چشمانی خیس در دفتر یادداشت خود نوشت :
آنچه در یادش نمانده یاد ماست !
@TMZMM
بعضی وقتها باید به خاطرات اجازه دهی که در کتابخانهی ذهنت کمی غبار بگیرند. لازم نیست هر روز آنها را ورق بزنی؛ گاهی، گذاشتنِ یک علامتِ “پایان” در انتهای یک فصل مقدسترین کاری است که برای خودت انجام میدهی.
#شببهخیر
@TMZMM
ما را ز شب وصل چه حاصل، که تو از ناز
تا باز کنی بند قبا، صبح دمیدهست!
#صائبتبریزی
از قول مرحوم #حاجمحمّداسماعیلدولابی خواندم که میگفتند «با آدمها مهربان باش، آدمها چاره ندارند»
#همین
@TMZMM
شبهایی که اوضاع کمی کمتر سیاه بود را "خوشبختی" صدا میکردیم.
#حمیدسلیمی
@TMZMM
جامی بزن
به سرسلامتیِ سرنوشتِ کور
جامی بنوش
به عنادِ نیشخندِ هرچه راهِ دور
جامی
به حسرتِ بوسههای ناگرفته ... نداده
به بغضِ آغوشهای خالیِ از نفس افتاده
جامی بزن
بخند قهقهه سر کن
بر اشکهای هیچ بند نیامده
بر این زخمِ همیشه تازهی ناسور
جامی بزن به شادی
در عزای منِ بیهوده زنده
در حسرتِ گور
#پوریااشتری
روحشان در آرامش🖤🖤
در آموزههای اخلاقی، یه عبارتی هست تحت عنوان «درِ خیر رو نبستن». معنیش میشه این که اگر کسی خوبی در حق ما کرد، جوری پشیمونش نکنیم که دیگه هیچوقت اون خوبی رو در حق کس دیگری نکنه.
درِ خیر رو نبندیم🫠
@TMZMM
