en
Feedback
دکلمه های دکتر سید مهران موسوی

دکلمه های دکتر سید مهران موسوی

Open in Telegram

سلام دوستان عزيزم به كانال شخصي بنده خوش اومدين 🎸اميدوارم كه بتونم با كارهاي مختلف در خدمتتون باشم همه کارها دلی هست مدرس اواز سنتی سنتور ،دوتار سه تار، وگیتار❤افتخارمیکنم مازندارنی هستم💕 ایرانی مقیم امریکا کانال و به دوستاتون معرفی کنید❤🙏

Show more
319
Subscribers
+124 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
♡ دکلمه سیدمهران موسوی❤️ ‌◉━━━━━━─────── ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ دم همتون گرم ! دخترای مستقل سرزمینم

دکلمه دکتر سیدمهران موسوی      ‌◉━━━━━━ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ همش یه دقیقه است ‌! تصورش کن ! 🫂❤

کجا بروم که دلتنگ عزیزان و وطن نباشم؟ کجا می‌توانم بروم؟ کجا را دارم بروم؟! می‌مانم همین‌جا و ناگزیر هر ثانیه با ته مانده‌ی ا
کجا بروم که دلتنگ عزیزان و وطن نباشم؟ کجا می‌توانم بروم؟ کجا را دارم بروم؟! می‌مانم همین‌جا و ناگزیر هر ثانیه با ته مانده‌ی امیدم می‌گردم بین بازار ماشین و طلا تا ببینم چه چیزی مرا از سقوط نجات می‌دهد و وقتی زورم به هیچ چیز نرسید، همان ته‌مانده را صرف نیفتادن و زنده ماندن می‌کنم و خالی می‌شوم. ما خالی شدگان ناباور! ما جوانان و پیرانِ نزیسته! ما امیدوارانِ دویده و دویده و دویده و امید نیافته! ما که با هزار هزار تلاش و تقلا خودمان را به جایی رسانده‌بودیم؛ - که هرج و مرج شد و هیچ تلاشی بدون ثروت‌های بادآورده، افاقه نمی‌کرد! ما که با هزار هزار تار و پود آرزو، امید بافته‌بودیم؛ - که فرش شد و فروختیم تا زنده‌بمانیم... ما آرزوی به تعویق افتاده‌ی مادران و پدرانِ زحمتکش و عزیزی بودیم! قرار بود خدا نه تنها رنج ما، که رنج آنان را هم برای ما جبران کند؛ قرار بود تلاش‌هایمان به ثمر بنشیند! قرار نبود اینجوری زندگی کنیم... سید مهران موسوی

«ای وطن! سالی می‌گذرد و سالی دیگر می‌آید و همه‌چیز در تو تاریک‌تر می‌شود.» - محمود درویش

ای دل که بی گدار به آبی نمی زدی؛ بی قایقت، میانه‌ی دریا چه می‌کنی؟؟

♡ سنتور سیدمهران موسوی❤️ ‌◉━━━━━━ ↻ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ یاد کنیم یکدیگر را تا خدا ما را یاد کند. در گذریم تا خدا از ما درگذرد. خوب بخواهیم تا خدا برایمان خوب بخواهد. خطاهای دیگران را بپوشانیم ؛ تا خدا خطاهایمان را بپوشاند..... گاهی اوقات دست هایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند اماهمواره با خود تکرار می کنم امیدی هست؛ چون خدایی هست

ما تشنه لبانیم به وطن ، آب سراب است...

آواز دکتر سید مهران موسوی ━━━━━━ ㅤ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤ وطن ...❤️

♡ آوازدکتر سیدمهران موسوی❤️ ‌◉━━━━━━ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ برای مادرم که خیلی دلم براش تنگه عزیز جان بگو‌کجایی🥹❤️

ای وای به من که بی تو مانم افسوس دریغ بر تو خوانم با آتش دوری تو برخاست دود از دل و مغز استخوانم
ای وای به من که بی تو مانم افسوس دریغ بر تو خوانم با آتش دوری تو برخاست دود از دل و مغز استخوانم

با تحمل کردن و با سوختن و ساختن قهرمان نمی‌شویم برگی از خاطرات بچگی ❤️ بچه که بودم با دخترِ همسایه مون که هم‌محله‌ای هم بودیم دوست شدم. وقتی برای اولین بار، در یک روز بارانی رفتم خانه‌شان از دیدن صحنه‌ای عجیب حسابی جا خوردم‌. تشتی گوشه‌ی خانه، کمی آن‌طرف‌تر از مبلمان شیک و امروزی‌شان گذاشته شده بود و از سقف، چک‌چک آب می‌ریخت داخلش.سقف سوراخ شده و شروع کرده به چکه‌کردن، ترسیده‌‌اند، فرش‌ها را جمع کرده‌‌اند، کاسه‌ای زیر سوراخ گذاشته‌اند و مادرش تلفن زده به پدرش. پدر خودش را رسانده، دیده تعمیر سقف کار او نیست، قرار شده عمو بیاید. آمدن عمو امروز و فردا شده، هی عقب افتاده، سوراخ مانده توی سقف و کاسه را برداشته‌اند و به جایش تشت گذاشته‌اند‌. و کم‌کم خو گرفته‌اند، تشت شده عضو جدید خانواده و آن‌قدر عادی شده که تازه وقتی می‌روند به‌ خانه‌ای دیگر، یادشان می‌آید آن تشت و آن سوراخ و آن چک‌چک و آن بوی دائمی نم نباید آنجا باشد‌. ما درس خواندیم، گپ زدیم، بازی کردیم... و تشت آنجا بود برای خودش، با صدای چک‌چک مدامی که دیگر داشت برایم به شکنجه تبدیل می‌شد. روزی که آن‌ها آمدند خانه‌ی ما، پسربچه‌ی چهار پنج‌ساله‌ی خانواده با کنجکاوی پرسید: "اینا تشت‌شون رو کجا گذاشتن؟!" یعنی وجود یک تشت در گوشه‌ای از خانه در نظر آن بچه عادی و حتی بدیهی بود. بعدها وقتی تابستان رسید و باران‌ها قطع شد، اعتراف کردند که یادشان رفته بود آن وضع طبیعی نیست و اعصاب‌خردکن است. یک پاییز تا بهار، یک خانواده آزار دیده بودند؛ چون عادت کرده بودند، به تحمل کردن. تحمل‌کردن اگر ته نداشته باشد، اگر برای رفع مشکل نجنگی، اگر بپذیری و بگذاری جایی سوراخی بماند که بماند، کم‌کم بی‌آنکه بفهمی فرسوده می‌شوی، بی‌آنکه بفهمی درد را، زخم را سهم خودت می‌دانی، بدیهی می‌دانی. حتی اگر مجبور به تحمل چیزی هستیم، باید آگاهانه باشد. باید بگوییم من این شرایط را، این زندگی را، این پارتنر را، این شغل را، این مکان را تحمل می‌کنم تا وقتی که‌ هر نامرادی‌ای باید ته داشته باشد؛ آدم آهن نیست که نشکند. قطب‌الدین صادقی جایی خطاب به دانشجویانش می‌گوید: "دنیا برای رنج‌هایی که شما می‌کشید ارزشی قائل نیست، بلکه برای پاسخی که به آن می‌دهید ارزش قائل است." با تحمل کردن و با سوختن و ساختن قهرمان نمی‌شویم، بلکه با گذر عاقلانه از آن‌ است که میتوانیم به خودمان افتخار کنیم. هر سوراخی، هر شکافی بالاخره یک روز باید درز گرفته شود، هر فشاری بالاخره باید برداشته شود. برای تمام عمر زیر باری ماندن، کار چهارپاهاست.🐂 دلنوشته سید مهران موسوی

یه انگیزشی براتون بزارم چشماتون روشن میشه 😘😍😋
یه انگیزشی براتون بزارم چشماتون روشن میشه 😘😍😋

دکلمه سیدمهران موسوی ‌◉━━━━━━ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ درد دارد.‌..

سیاست و سرنوشت بشر به دست مردانی شکل می‌گیرد که نه آرمانی دارند و نه شأن و عظمتی! مردانی که شأن و عظمتی در درون خود دارند به
سیاست و سرنوشت بشر به دست مردانی شکل می‌گیرد که نه آرمانی دارند و نه شأن و عظمتی! مردانی که شأن و عظمتی در درون خود دارند به سیاست نمی‌پردازند. وظیفه‌ی ما اینک خلق انسانی جدید در میان خودمان است. ما باید مردان عمل را به مردان آرمان‌ها تبدیل کنیم و شاعرانمان را به کاپیتان‌های صنعت. تا به امروز مردم راهشان را یا ترک گفته‌اند و یا گم کرده‌اند. ما باید نه راهمان را گم کنیم و نه ترکش بگوییم.

کدامین نسل از کدامین دوره‌، بلاتکلیفی و نافرجامیِ ما را پشت‌سر گذاشته؟! کدامین نسل بشر مانند ما تمام آمال و آرزوهای جهانش با نرخ یک ارز، بالا و پایین شده؟! کدامین ملت به‌قدر ما تورم و فساد و بی‌برنامگی را به چشم دیده؟! ما گونه‌ی جدیدی از سخت‌‌‌پوستانِ تاریخ بودیم! ما چیزهایی را یک‌جا تاب آوردیم که حتی یکی موردش، آدمیزاد را از پا در می‌آورد! ما جان‌سخت بودیم و رواست که فصلی از کتاب‌ تاریخ نسل‌های بعد، با همین ویژگی و به نام ما باشد و دوره‌ی عجیب ما را روایت کند و از ما بنویسد. از ما که چاره‌ای جز جنگیدن و دوام آوردن نداشتیم...

اگر بتوانی زخم های خودت را درمان کنی؛ دیگر نه صدمه می‌خوری و نه به دیگران صدمه می زنی.
اگر بتوانی زخم های خودت را درمان کنی؛ دیگر نه صدمه می‌خوری و نه به دیگران صدمه می زنی.

جایی که جوونامون عذاب بکشن وطن من نیست❤️‍🩹 میجنگیم برای آزادی ایرانم

نه به حجاب اجباری❤️‍🩹

دکلمه سیدمهران موسوی ‌◉━━━━━━ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ از جهان مانده فقط جان که مرا ترک کند! من چنانم که محال است کسی درک کند..