معمای عشق
Open in Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Show more789
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+930 days
Posts Archive
788
در آغوش ام بگیر ای باد
که من از کوچه های خالی ِ تردید
که من از بستر سرد زمین خسته ام
مرا با خود ببر
تا انتهای جشن یک رویا
مرا با خود ببر تا کوچ بی هنگامه ی فردا
که من _
🍏🍎🍃
788
○
تورا دوست می دارم ...
تو را.....
بـه اندازه یِ واژه های نگفته ...
به اندازه یِ بغضِ هایِ نهفته؛
تو را با تمامیِ زبان ها
با آوایِ غریبِ لهجه ها
تو را ...
با زبانِ ساده یِ عشق؛
دوست می دارم ...
تو را...
از تو .. تا تو ...
تو را .. از عشق .. تا عشق ...
دوست می دارم .....
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
○
الهی!
به تپش بیقرار قلب پروانه؛
و به سوزش
اشک های گداخته ی شمع...
و به اندوه پنهانِ در گلو خفته یِ
مرغ شب ... سوگند
یاری مان ده ...
تا ببارد بارانی از مهر
بر کویر تفتیده ی جان های مان
و بشکفد گلبوته های عشق؛
بر دشت سوخته ی سینه هامان
و قفل های زنگ زده یِ
قرن ها بی خردی و تعصّب کور
گشوده شود ....
به روی چشم اندازی از
اندیشه... خرد، روشنایی و نور
و آفتاب عشق و معرفت؛
بر جان های خسته و
بی رمق این خاک عاشقانه بتابد!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
○
الهی!
به تپش بیقرار قلب پروانه؛
و به سوزش اشک های
گداخته ی شمع؛
و به اندوه پنهانِ در
گلو خفته ی مرغ شب؛ سوگند
یاری مان ده
تا ببارد بارانی از مهر
بر کویر تفتیده ی دل ها...
و بشکفد ... گلبوته های عشق
بر دشت سوخته ی سینه هامان
و قفل های زنگ زده یِ
قرن ها تعصّب کور
گشوده شود؛
به روی چشم اندازی از
اندیشه... خرد، روشنایی و نور
و آفتاب عشق و معرفت؛
بر سبوی شکسته ی
جان هامان، در طلوعِ
صبحی روشن عاشقانه بتابد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
788
●
راستی که ما آدم ها
در هر کجای این دنیا ...
با هر جایگاه و مقام ... و با
هر کیش و آیینی ...
چقدر تنهاییم و چقدر غریب ...
و چقدر از هم دوریم...
و چقدر با هم بیگانه ایم...
گویی از کره ی دیگری به این
جهان پرتاب شده ایم
چون گوی بلورینی در چشم آفتاب ... رنگ رنگ و بی رنک...
در دنیایی شلوغ اسیر تنهایی ِ مرموز خویش...
دست هایم را بگیر ...
صدایم را بشنو ... باورم کن ...
قبل از اینکه به جهانی دیگر
پرتاب شوم ...
✍#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🎤#مهناز_مکتبی_فرد
@Mmaktabifard
🍏🍎🍃
788
○
روزی خواهد رسید
که اخترکان شاد
در آسمان شهر عاشقانه بتابند
و آفتاب از پشتِ
سالیان کبود بی باران؛
بر بال سبز شاپرک ها بوسه بزند
روزی خواهد رسید
که گل های ابریشم
رویای ِسنجاقکی شوند
بر گیسوان بلند
دخترکان آبی ِ آفتاب
روزی خواهد رسید ...🕊🦋🌹🍃
شعربانو؛#فرح_فریما🖋 آوا؛#حامد🎙
قدم های پایانی سال به اجابت
رویاها و استجابت آرزوهایتان......❤️🌸🌺
788
Repost from N/a
🍁
نارنج ها رسیدهاند ...
و عطر پرتقالها؛ ذائقه شمعدانی ها را معطر می کند
خاک خیس اما...
آغوش بال پروازِ پرنده است!
و روح عریان یک شاپرک ؛
از پنجره ی بسته ی ِ
کومه ای دور ...
قاب خالی ِ خاطره ها را ...
سبز می کند
و گونه های برفی ِ افق؛
از عطر گس ِ
"یاسمن های خفته در خاک"
خیس می شود ؛
و قلب من، در سوگِ
چکاوک های رفته در کوچ ؛
چکه چکه ...
از ناودان ابری ِ سینه ام
سرخ ... میبارد ...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
بیاد عزیزان رفته در کوچ🕊
🍏🍎🍃
آوا طوفان
788
○
روزی خواهد رسید
که اخترکان شاد
در آسمان شهر عاشقانه بتابند
و آفتاب از پشتِ
سالیان کبود بی باران؛
بر بال سبز شاپرک ها بوسه بزند
روزی خواهد رسید
که گل های ابریشم
رویای ِسنجاقکی شوند
بر گیسوان بلند
دخترکان آبی ِ آفتاب
روزی خواهد رسید ...🕊🦋🌹🍃
شعربانو؛#فرح_فریما🖋 آوا؛#حامد🎙
قدم های پایانی سال به اجابت
رویاها و استجابت آرزوهایتان......❤️🌸🌺
