en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

معمای عشق

معمای عشق

Open in Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Show more
788
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+930 days
Posts Archive
○ زندگی چیزی نیست که بتوان آن را تعریف کرد. و یک چیز هم نیست، به تعداد مردمان زنده زندگی وجود دارد. زندگی یک پدیده منفرد نیست. زندگی من طعم خود مرا دارد، زندگی تو فردیت خودش را دارد. زندگی یک درخت،زندگی تو نیست، و زندگی یک رودخانه،زندگی یک درخت نیست. زندگی یک تکثر است، زندگی میلیون ها شکل دارد. چگونه می توانی آن را تعریف کنی؟ هیچ تعریفی حق مطلب را ادا نخواهد کرد. آری، زندگی را می توان زندگی کرد، می توان آن را چشید، ولی نمی تواند تعریف شود. و تعریف تو فقط تجربه تو را نشان خواهد داد. چیزی در مورد زندگی نخواهد گفت، فقط نشان خواهد داد که تو زندگی خودت را چگونه درک کرده ای. تعریف تو از زندگی هیچ ربطی به زندگی هیچکس دیگر ندارد. این را به یاد داشته باش و آنگاه زندگی همچون یک راز عظیم احساس خواهد شد. تعریف زندگی بستگی به تو دارد که چگونه زندگی را تصور کرده باشی، تعریف تو تعریف مطلق زندگی نخواهد بود. برای کسی که جنون پول دارد زندگی صدای پول دارد، جرینگ جرینگ طلا. برای کسی که جنون قدرت دارد زندگی طعمی متفاوت دارد. برای یک شاعر البته زندگی چیزی از شعر در خود دارد. از فرد به فرد تغییر می کند، بستگی به فرد دارد. ولی یک چیز مرکزی و اساسی وجود دارد که مایلم به تو بگویم. در زندگی یک چیز اساسی است: هرکسی که واقعاٌ زنده باشد، دراینک-اینجا herenow قرار دارد. زندگی فردی او هرشکل و هربیانی که داشته باشد، یک چیز اساسی در آن هست: کیفیت_بودن_در_اینک_اینجا. گذشته دیگر نیست، آینده هنوز نیست. بنابراین آنان که در گذشته زندگی می کنند، زندگی نمی کنند و فقط فکر می کنند که زندگی می کنند و آنان که در آینده زندگی می کنند نمی توانند زندگی کنند، زیرا چگونه می توانی چیزی از آینده ای بسازی که هنوز نیامده است؟ میلیون ها نفر در گذشته زندگی می کنند و میلیون ها نفر در آینده. و یافتن کسی که در اینک_اینجا زندگی کند بسیار نادر است. ولی او انسان واقعی است، او کسی است که واقعاٌ زنده است. زندگی فقط به یک چیز نیاز دارد. ریشه_داشتن_در_زمان_حال. جای دیگری برای ریشه گرفتن زندگی وجود ندارد. گذشته خاطره است و آینده تصورات، هر دو غیرواقعی هستند. واقعی همین لحظه است. این بودن است. می پرسی "زندگی چیست؟" همین است! باید بیاموزی که چگونه خودت را از گذشته و آینده سبکبار کنی، آنگاه قادر خواهی بود مانند یک گل سرخ یا یک پرنده یا یک حیوان زندگی کنی، مانند یک درخت. آنگاه همان سبزینگی را خواهی داشت، آنگاه همان عصاره زندگی در تو نیز جاری خواهد بود. چنان که من می بینم، میلیون ها انسان که در جاده حرکت می کنند، زنده نیستند، بلکه موجودات ماشینی هستند در حال راه رفتن، مردمانی بیجان هستند. در چشمانشان زندگی را نمی بینی که جاری باشد، عصاره حیات در آنان جریان ندارد. زندگی آنان تماماٌ بی معنی است . زندگی چیزی از پیش ساخته شده و در دسترس نیست. تو همان زندگی را که خلق می کنی، دریافت می کنی.تو هرآنچه را که در زندگی می گذاری، همان را برمی داری. نخست باید معنی در آن بریزی. این تویی که باید به آن رنگ و موسیقی و شعر بدهی، تو باید خلاق باشی. تنها آنوقت است که زنده خواهی بود. دومین نکته ی اساسی این است: فقط مردمانی که خلاق هستند می دانند که زندگی چیست. انسان غیرخلاق نمی داند، زیرا زندگی در آفرینندگی است. زندگی خلاقیت است. آیا نمی بینی زندگی چگونه به آفریدن ادامه می دهد؟ زندگی پیوستاری از آفرینش است:  خلق مدام، خلقت هر لحظه . هرگاه خلق می کنی، مزه‌ای از زندگی را می چشی، و بستگی به شدت تو دارد، به تمامیت تو، زندگی یک مشکل فلسفی نیست، یک راز مذهبی است.  آنگاه هرچیزی می تواند یک دریچه شود. پس سوال نکن که زندگی چیست، بپرس که چگونه وارد زندگی شوی! آن دروازه، اینک-اینجاستhere-now  و تو باید خلاق باشی، فقط آنوقت است که می توانی وارد آن دروازه شوی؛ وگرنه در همان چهارچوب در خواهی ایستاد؛ بدون واردشدن به آن کاخ. اگر این دو مورد برآورده شوند، خواهی دانست که زندگی چیست! و اگر غیر از این باشد، تمامی زندگی طولانی چندین ساله‌ات، فقط در سطح زندگی خواهی کرد. این همان ناامیدی است که ما در اطراف خود آفریده‌ایم. "زندگی کردن و ابدا زندگی نکردن" انجام کارهایی که ابداً منظورمان از زندگی انجام آن کارها نبوده، بودن در روابطی که هرگز نخواسته‌ایم در آنها باشیم، داشتن حرفه‌ای که هرگز یک فراخوان قلبی برایمان نبوده است به هزار و یک روش کاذب بودن و انتظار اینکه یک زندگی اصیل از دل اینهمه کذب بیرون بیاید لایه‌هایی از کذب روی لایه‌های دیگر... آیا اینگونه می‌خواهی بدانی که زندگی چیست؟ سرور چیست؟ آرامش چیست؟ به سبب این کذب بودن است که زندگی و تمامی سرورش را از کف داده‌ای به سبب همین کذب‌ها و نقاب‌هاست که نمی‌توانی باجریان زنده‌ زندگی در تماس باشی. ✍#اشو 📕 کتاب_خرد 🍏🍎🍃

AnimatedSticker.tgs0.42 KB

تا زمانی که شناخت شما از خودتان ، بر اساس گفته ها و حرفهای دیگران باشد شما درباره دیگران شناخت پیدا میکنید ؛ نه خودتان ... 👤#کريشنا_مورتی 🍏🍎🍃

photo content

AnimatedSticker.tgs0.61 KB

⌛️

sticker.webp0.88 KB

sticker.webp0.47 KB

🎼❤️🎼 از دورها و دورها می‌آیی.. ! و فقط یک چیز، فقط یک چیز کوچک؛ در زندگی من جا به جا می‌شود.. این که دیگر بدون تو، در هیچ کجا نیستم... ✍ #آنتوان_دوسنت_اگزوپری 🍏🍎🍃

sticker.webp0.66 KB

sticker.webp0.67 KB

sticker.webp1.58 KB

photo content

photo content

sticker.webp0.30 KB

○ تا به حال، با تنِ گداخته ی شمع سوخته اید؟ و در تپش قلب سکوت؛ با بال های سوخته ی شاپرک اشک شوق ریخته اید؟ تا کجای سوختن؛ تا کجای گداختن؛ مفتونِ عشق شده اید؟ و با چشمان شمع گریسته اید! تا کجای عشق؛ در تپشِ خونبارِ قلبِ هاجر و اضطرابِ در سکوتِ روحِ بلند ابراهیم و سکوت عاشقانه و تسلیمِ خاضعانه ی اسماعیل؛ طواف عشق کرده اید؟ تا کجای عشق؛ بر نخل های سربریده، نماز گذارده اید؟ حسین به گمانم؛ آن زمان که سر از بدن اش چدا می شد؛ گویاترین و زیباترین لبخندش را زد و با چشمانِ سبزِ پروردگار در نگاهِ آفرینش، اشک شوق بارید! و نماز عشق گذارد ؛ و با بال پروازِ عشق و یقین؛ تا ابدیّتِ حضوری بی مکان و بی زمان تا عرشِ الهی پرکشید! و جهانی را تا همیشه یِ هستی؛ درس حریّت و آزادگی آموخت!! ------------ "بر نخل های سربریده مگرییم که آزادگان زنده ی جاوید اند... بر خود ‌بگرییم... که وارونه زیسته ایم... و راه حق و حقیقت را... قرن هاست؛ در پس کوچه های تردید گم کرده ایم"... ✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🎙#ایلماه 👑 🍏🍎🍃

sticker.webp0.36 KB

🎼❤️🎼 جمعه زیباست؛ اگر یاد تو در دل باشد و صدای پر پرواز خیالت در باد جمعه زیباست؛ اگر قاصدک رویاها نامه ی عشقِ تو را بگشاید...! #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃