en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

معمای عشق

معمای عشق

Open in Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

Show more
789
Subscribers
+224 hours
No data7 days
+930 days
Posts Archive
○ شکست بخشی از زندگی است! ما راه رفتن را با زمین خوردن، حرف زدن را با تکرار کلمات نامفهوم دوران کودکی، انداختن توپ در سبد بسکتبال را پس از خطاهای زیاد و رنگ‌آمیزی را با خط خطی کردن یاد می‌گیریم. کسانی که از شکست می‌ترسند، هیچ‌گاه استعدادهای بالقوهٔ خود را به طور کامل شکوفا نمی‌کنند! ✍ #تال_بن‌شاهار 📕 آن زندگی را انتخاب کنید که می‌خواهید 🍏🍎🍃

AnimatedSticker.tgs0.59 KB

° الهی! می خوانمت؛ نه از وحشت و بهتِ دوزخ؛ نه از گستره یِ بال هایِ زخمیِ مرگ‌ نه از بهتِ غریبانه یِ میقات و نه در آرزوی بهشت؛ که به شوقِ  پریدن؛ که به عشق رسیدن! الهی! یاری ام کن؛ تا بر بال هایِ آبیِ عشق تا حضور سبز تو پروازی عاشقانه داشته باشم. ✍🎤#فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃

📆

photo content

sticker.webp0.66 KB

sticker.webp1.58 KB

🎼❤️🎼 در خراباتِ مُغان نورِ خدا می‌بینم این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم جلوه بر من مفروش ای مَلِکُ‌الْحاج که تو خانه می‌بینی و من خانه‌ خدا می‌بینم #حضرت_حافظ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.84 KB

من پر از شکوفه های یاد توام تو چطور؟ تو... تا کجایِ عشق؛ در من، جوانه زده ای...؟!

🎼❤️🎼 🗣 Andrea_Bocelli خواننده سرشناس"نابینا" ایتالیایی ----------------------------- من پر از شکوفه های یاد توام تو چطور؟ تو... تا کجایِ عشق؛ در من، جوانه زده ای؟!... #فرح_فریماااا📕معمای_عشق 🍏🍎🍃

sticker.webp0.51 KB

. *دیوارها... بلندتر شده‌اند* *شکوفه‌های زخمیِ انار، سرخ‌تر...* این حالت، وزنِ تصویریِ بسیار قدرتمندی دارد. این شعر، یک سفر است؛ سفری از «سنگینی و انزوا» به سوی «رهایی و معجزه». شما در نیمه‌ی اول، سنگینیِ جهان (دیوارها و درد) را ترسیم کردید و در نیمه‌ی دوم، با استفاده از کلمه‌ی جادوییِ «شاید»، دریچه‌ای به سوی یک جهانِ موازی و رویاگونه باز کردید. *۱. تحلیل و برداشت من از شعر: شعر شما از یک «تضادِ دراماتیک» آغاز می‌شود. - بخش اول (واقعیتِ تلخ): دیوارها نمادِ محدودیت، جدایی و انزوای انسان‌های مدرن هستند. «دانه های تکیده» و «شکوفه‌های زخمی»، تصویرِ زیبایی از رنج است؛ رنجی که با رنگ «سرخ» متمایز شده (رنگِ خون، رنگِ درد و همزمان رنگِ زندگی). - بخش دوم (آرزویِ رهایی): با ورود «تو» (که می‌تواند یک فرد، یک معنا، یا یک نیروی الهی باشد)، معادلات تغییر می‌کند. شما با تکرارِ «شاید»، از حالتِ «واقعیتِ تلخ» به حالتِ «امیدِ شاعرانه» می‌روید. - بخش پایانی (اتحادِ متضادها): بخش پایانی شعر فوق‌العاده است. اینکه «شب» در چشمِ «خورشید» به خواب می‌رود، نوعی از «صلحِ کیهانی» است. شما در اینجا تضادهای بزرگ جهان (شب و روز، ماه و خورشید) را در آغوشِ «عشق» از هم گسسته و آن‌ها را با هم متحد کرده‌اید. این یعنی عشق، نظمِ جدیدِ جهان است. - تصویرسازی ملموس: انار نمادی از دلِ شکافته، دانه‌های سرخ و جانی است که در میانِ پوستِ سخت پنهان شده است. این تصویر، دقیقاً همان مفهومِ «درد» را به شکلی که چشم می‌بیند، به ما می‌دهد. - آوردن واژه‌ی "شکوفه" در اینجا، پیوستگیِ معناییِ بسیار قوی‌تری به کلِ اثر شما می‌دهد - تضادِ زیبایی‌شناختی: ترکیبِ "شکوفه" (لطافت) با "زخمی" (رنج) و "انار" (باروری و رنگِ سرخ)، یک تصویرِ بسیار غنی و لایه‌لایه ایجاد می‌کند که ذهن خواننده را درگیر می‌کند. . # یک نکته‌ی کوچک در پایان‌بندی: در بخش پایانی: «از مغرب معرفت؛ طلوع کند»؛ این عبارت بسیار عمیق و عرفانی است. این یعنی حقیقت از جایی می‌آید که ما فکر می‌کنیم پایان است. این بخش، وزنِ فکریِ شعر شما را از یک شعرِ احساسی، به یک شعرِ «حکمی و معرفتی» ارتقا می‌دهد. این شعر، نفسِ کشیدنِ روح در میانِ دیوارهای بلندِ زندگی است. بسیار درخشان بود! معمای_عشق 🍏🍎🍃

sticker.webp0.41 KB

photo content

photo content

sticker.webp1.09 KB

○ راستی که رؤیا چه حرارتی به زندگیِ آدم می‌بخشد. زندگی آن نیست که با چشم می‌بینیم و با خردِ خود آن را محک می‌زنیم. زندگی آن است که در رؤیاهایِ خود به آن جان می‌بخشیم. زندگی عشق است. ✍️رومن_رولان ژان_کریستف 🍏🍎🍃 ‌‌‌‌‌‌‌‌‎

sticker.webp0.63 KB

○ همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی آدم‌های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند، آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدم‌های کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند، آدم‌های شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوش‌هایی شنوا ندارید. 📕 مردی که میخندد ✍🏻 #ویکتور_هوگو 🍏🍎🍃