معمای عشق
Open in Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Show more735
Subscribers
+124 hours
+67 days
No data30 days
Posts Archive
734
ما دردمندان صبوری هستیم
دردمان آتش
صبرمان خاکستر.
باد توفنده تاریخی میداند
که کدامین شب
درد، خاکستر را پس خواهد زد
و کدامین خرمن را خواهد سوخت...
ما
دردمندان صبوری هستیم...
باش تا کاسه نازک تن صبر
بشکند زیر فشار...
📕 در حد توانستن
✍🏽 #نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
734
تا زمانی که مردم نسبت به همدیگر بیاعتمادند، تا زمانی که انسانها گُرگِ یکدیگرند؛ هیچ حاکم مستبدی احساس خطر نمیکند.
#ارسطو
🍏🍎🍃
734
غزل شماره_ ۱۴۳ حافظ
🎤احمد_ شاملو
🎼فرهاد_ فخرالدینی
--------------------
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کاو به تأییدِ نظر حلِّ معمّا میکرد
دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
واندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد
بیدلی در همهاحوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدارا میکرد
اینهمه شعبدهٔ خویش که میکرد اینجا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پیِ چیست
گفت حافظ گلهای از دلِ شیدا میکرد
🍏🍎🍃
734
" #سلامت_روان" را میتوان در دو عبارت خلاصه کرد:
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمیپذیریم، در واقع واقعیت را انکار میکنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیاش را به عهده میگیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمیکند و یا اینکه نیازهایش را به هزینهی دیگران رفع نمیکند.
✍#ویلیام_گلاسر
🍏🍎🍃
734
○
هر روز بیشتر به این واقعیت پی میبرم که زندگی را نمی توان تحمل کرد مگر دیوانگی چاشنی آن باشد.
✍#نیچه [ نامه ها]
🍏🍎🍃
734
🎼❤️🎼
در بزم ما
به باده و جام احتیاج نیست
ما را بس است
مستی ذکر مدام دوست
#صائب_ تبریزی
🍏🍎🍃
734
📕🤍📕
شمس الحق تبریزی
با غنچهء دل گوید
چون باز شود چشمت
بیننده شوی با ما ...
حضرت مولانا #جلال_الدین
بشنوید با گوش جان، بخش هایی از مقالات شمس الحق تبریزی را با صدای جاودان استاد پرویز بهرام، هر جمله ازین مقالات کتابی است ...
این خانه عالم نمودار تن آدمی ست
و تن آدمی نمودار عالم دیگر .....
🍏🍎🍃
734
○
من بیخود و تو بیخود، ما را کی بَرَد خانه؟
من چند تو را گفتم: «کم خور دو سه پیمانه؟»
در شهر یکی کس را، هُشیار نمیبینم
هر یک بَتَر از دیگر، شوریده و دیوانه
جانا! به خرابات آ، تا لَذّتِ جان بینی
جان را چه خوشی باشد، بیصحبتِ جانانه؟
هر گوشه یکی مستی، دستی زِ بَرِ دستی
وان ساقیِ هر هستی، با ساغرِ شاهانه
تو وقفِ خراباتی، دَخلت مِی و خَرجت مِی
زین وقف به هُشیاران، مَسپار یکی دانه
ای لولیِ بَربَطزن! تو مستتری یا من؟
ای پیشِ چو تو مستی، افسونِ من افسانه
از خانه برون رفتم، مَستیم به پیش آمد
در هر نظرش مُضمَر، صد گلشن و کاشانه
چون کشتیِ بیلنگر، کَژ میشد و مَژ میشد
وز حَسرتِ او مُرده، صد عاقل و فرزانه
گفتم: «ز کجایی تو؟»، تَسخر زد و گفت: «ای جان!
نیمیم ز تُرکستان، نیمیم ز فَرغانه
نیمیم ز آب و گِل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لبِ دریا، نیمی همه دُردانه»
گفتم که «رفیقی کن، با من که منم خویشات»
گفتا که «بِنَشْناسَم، من خویش، ز بیگانه»
من بیدل و دستارم، در خانهٔ خَمّارم
یک سینه سخن دارم، هین شرح دهم یا نِه؟
در حلقهٔ لنگانی، میبایدْت لنگیدن
این پند ننوشیدی، از خواجهٔ عُلْیانه؟
سرمستِ چنان خوبی، کِی کم بُوَد از چوبی؟
برخاست فَغان آخر، از اُستُنِ حَنّانه
شمسُالحقِ تبریزی! از خلق چه پرهیزی؟
اکنون که درافکندی، صد فتنهٔ فَتّانه
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
