en
Feedback
کتاب و بارون

کتاب و بارون

Open in Telegram

I love story telling that's all. YouTube channel: Setayeshthedreamer

Show more
1 660
Subscribers
+224 hours
+77 days
+3630 days
Posts Archive
دوست دارم یکی از چیزهایو بهتون معرفی کنم که زنده نگهم داشته و باهاش کمتر احساس تنهایی کردم تو دیدم. احتمالا تو یه ویدیو خیلی زود ازش بگم.

لطفا لطفا فیلم speed ساخته ی سال ۱۹۹۴ رو ببینید. خیلی فوق العاده است و خیلی محشره. عاشقش شدم. پشیمون نمیشید.

این مدت بیشتر از همیشه به زندگی و لحظه های کوتاهی که زندگی تعریف میشن فکر کردم چون تو چند ماه گذشته بیشتر از هرچیزی مرگ رو دیدم.

بعضی ها داستان های شخصی و خودمونی پشت آهنگ های مورد علاقه اشون رو واسم فرستادن خواستم بگم خیلی ارزشمندن واسم. قلبم لمس شد با خوندشون.

اسم آهنگ مورد علاقه ات رو که فقط خودت میدونی چه معنی ای واست داره و چرا مورد علاقته واسم بفرست.👇 @Setayeshthedreamerbot

Notting hill 1999 "I'm just a girl standing in front of a boy and asking him to love me."
+1
Notting hill 1999 "I'm just a girl standing in front of a boy and asking him to love me."

طولانی ترین ویدیو تاریخ آپلودم رو آپلود کردم.

میشه واسه یکی که خیلی دوسش دارم و مریض شده دعا کنید ؟ مرسی.

ویدیو معرفی کتاب آپلود کردم✋.

سلام ستایش جون، یه مشکلی برام پیش اومده و مجبورم یه سری از کتابامو بفروشم، اگه توی پیجت بزاری که بقیه هم ببین خیلی خیلی ازت ممنون میشم، بیشتر از ۳۰ درصد تخفیف دارن و تا جمعه هم هزینه ارسالش با خودمه و از بیشتر از دو سه تا کتاب بخرن خیلی بیشتر باهاشون راه میام. کلی مرسی ازت🌱 آیدیم: @sanaashoori

دوست دارم اگه یک هفته از زندگیمم مونده باشه دیگه اینجوری زندگی نکنم.

Voice message00:13

احساس میکنم تا چنگ وقت اسم دوربین ، یوتیوب ، ویدیو ، ادیت و سوشال مدیا بیاد جیغ بزنم.

دلم واسه معرفی کردن کتاب ها تنگ شده واسه همین دیروز که ویدیو تور کتابخونه رو آپلود کردم بعدش ویدیو معرفی کتاب ضبط کردم ( تور کتابخونه روز قبل ترش ضبط شده بود ).

قسمت دومش رو گذاشتم.

آخر هفته ای که با مرگبار ترین معده درد ممکن و خوندن ناگهانی و غیر منتظره ی دو تا کتاب گذشت. دو تا کتابی که فکرشم نمی‌کردم تمو
+3
آخر هفته ای که با مرگبار ترین معده درد ممکن و خوندن ناگهانی و غیر منتظره ی دو تا کتاب گذشت. دو تا کتابی که فکرشم نمی‌کردم تموم بشن روزی. قرار بود جزو دراپ شده ها باشن.

لطفاً بگید که من تنها نیستم: وقتی بعد از چند روز از مهمونی یا طبیعت برمی‌گردم خونه انگار کتکم زدن. امروز صبح با اندوه و نارضایتی تو تخت غلت میزدم و همه چیز واسم ناآشنا بود اینبار شدید ترین حالتش بود.

photo content