285
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
ببین میخواستم عر بزنم مبینا.واقعا گریم گرفته بود اون لحظه ب قدری دستم میسوخت .سریع رفتم دسشویی
دستت اسیب جدی ببینه اون میخواد جواب بده؟😐به جهنم که اجازه نمیده سلامتیت مهم تره
امروز یه طاقه پارچه سنگین نزدیک بود بیفته سریع با دست چپم گرفتمش ده برابر سرش فشار اومد ینی تا عمق سوخت دستم ولی مجبور بودم بگیرمش نیفته طاقه رو🗿💔
