189
Subscribers
No data24 hours
-67 days
-1130 days
Posts Archive
189
در حضور تو،
واژهها زانو میزنند،
و عشق، بینیاز از سخن،
در نگاهت حلول میکند.
تو مسیحِ لحظههای بیپناهی،
دست نوازشی بر زخمهای خاموش،
حضور تو، نجات است،
و نامت، بشارتی بر دلهای منتظر.
ثریا شجاعی اصل
189
شب با تمام یک رنگیش
چه ساده آرامش میبخشد
چه خوب میشد ما هم
مثل شب باشیم
یکرنگ ولی آرام بخش
خدایا همهی ما را
عافیت بخیر بگردان
"شبتــون در پنـــاه خــدا"
189
اﺯ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﻗﻠﻢ، ﺣﺮﻑ ﻧﺪﺍﺭﯼ!
آنقدر که رام تو شد ﺍﯾﻦ ﻃﺒﻊِ ﻓﺮﺍﺭﯼ
ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﻢﻧﮕﺎﻫﯽ ﻧﻈﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ
ﻧﻪ ﺻﺒﺮ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﺶ، ﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭﯼ
ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﻭﯾﺪﻡ
ﭼﻮﻥ ﺁﺩﻡ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﻄﺎﺭﯼ
ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺗﻮ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻭ ﺗﻮ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﻣﺤﺒﻮﺏﺗﺮﯾﻦ ﺳﻮﮊﻩﯼ ﻫﺮ ﺻﯿﺪ ﻭ ﺷﮑﺎﺭﯼ
ﺩﺭ ﺩﯾﺪﻩﯼ ﻣﻦ خوبترین ﻣﺮﺩ ﺯﻣﯿﻨﯽ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻫﻤﻪ، مسئلهﺩﺍﺭﯼ!
ﯾﺎ ﮐﺎﻡ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺯ ﺗﻮ ﯾﺎ ﺟﺎﻥ ﺑﺴِﭙﺎﺭﻡ
ﭘﺮﺳﻮﺩﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪﻩﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭﯼ؟
ﺗﻮ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﻌﺮﯼّ ﻭ من اندوهِ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﺷﻌﺮ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﺴِﭙﺎﺭﯼ..
189
🌳از درخت بیاموزیم
برای بعضی ها باید ریشه بود
✨تا امید به زندگی را به آنها بدهیم.
برای بعضی ها باید تنه بود
✨تا تکیه گاه آنها باشیم.
برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود
✨تا عیب های آنها را بپوشانیم.
برای بعضی ها باید میوه بود
✨ تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را...
✨
189
.
گر چه دانم که به وصلت نرسم بازنگردم
تا در این راه بمیرم که طلبکار تو باشم
نه در این عالم دنیا که در آن عالم عقبی
همچنان بر سر آنم که وفادار تو باشم
سعدی_شیرازی
🍁
189
میدونی ما زنها؛
خوب بلدیم حال بدمون رو پنهان کنیم !
چون نمیشه مثلا بزاریم بریم
مدتی بعد برگردیم ..!
یا خوب نیست سیگار بکشیم ..
به جاش ماها که غمگین میشیم
چهارزانو روی مبل میشینیم
لاک میزنیم ..
یا موهامونو باز میکنیم
برای خودمون می رقصیم ...
یا بلندتر می خندیم تا خودمونو
خوب نشون بدیم !
ماها یه عمر پای زندگی و علاقه هامون
می مونیم و شکایت نمی کنیم ...
و این اسمش میشه "نجابت"
و با همین عنوان همه ی عمر
به سکوت دعوت میشیم !
189
من اگر ساز کنم, حاضری آواز کنی ؟
غزلی خوانی و چون نغمهٔ دل بازکنی
بلدم ناز خریدن, بلدی ناز کنی ؟
یا نشینی به ببرم, شعرنو آغازکنی؟
بلدم راز نگهدار شوم, راز بگو
بلدی راز نگهداری و دمساز کنی ؟
بلدم با تو به دنیای دلت سیر کنم
بلدی قفل دلِ عشقِ مرا باز کنی
بلدم پر بکشم تا به نهایت به دلت
بلدی عشق شوی, عاشقی ابراز کنی؟
بلدم ناز کشیدن، بلدی ناز کنی؟
بلدی حال دلم را تو کمی ساز کنی؟
بلدی عشوه کنی، غمزه کنی، دل ببری؟
بلدی رقص کنان، تن همه طناز کنی؟
بلدی کف بزنی، ساز و نی و دف بزنی؟
چو قناری, بلدی چهچه و آواز کنی ؟
بلدم دل بستانم، بلدی دل بدهی؟
بلدی در دل من جای خودت باز کنی؟
بلدم دل بسپارم، بلدی دل ببَری؟
بلدی تا سند از قلب من احراز کنی
189
صبح که می شود
خورشیدازسمت چشمان تــو به تاریکی پایان می دهد
و آغازی میشود برای تولد هروز من
#مجید_نریمانی☘
🌸☘🌸☘🌸☘
189
صبحت بخیر ای غزل ناب دفترم
ای اولین سروده و ای شعر آخرم
صبحی که یاد تو، درآن شکفته شد
گویا تلنگری زده بر صبح محشرم ...
#مسعود_محمدپور☘
🌸☘🌸☘🌸☘
189
دمیده صبحِ دل انڪَیزِ من به عشقِ ٺو باز
شــرو؏ میڪنم از روشـنای مشـقِ ٺو باز
#هدیه_سلیمانی☘
🌸☘🌸☘🌸☘
189
آن گونه دوستم بدار که گرهی از هم بگشاییم
تنها دلبستهی من مباش !
چنان دوستم بدار که هر روز شوقمان بیشتر شود
مگو! به مرگ تو، برای من نمیر
نه، چنان مکن
زنده باش و دوستم بدار، فقط همین!
#آیشن_داغلی
189
خوب ست
همین که عشق
در تو فصل نمیشناسد
خوب ست همین که میشود .
در هر زمان و هر فصلی
آن را از نگاه تو چید و بوسید
و روی چشم گذاشت . . .
#حمیدرضاعبداللهی
سلام صبح ادینه تون بخیر ❤
189
بید آنسویِ مانداب را نشانش داد، گفت: میگویند عاشق و معشوق برای شنا میروند کنار رودخانهای. یکیشان غرق میشود و آن یکی برلب آب آنقدر میایستد تا پاهایش ریشه میدوانند و موها و دستهایش جوانه میزنند، برگ میدهند و بزرگ میشوند تا میرسند به سطح آب تا اگر محبوب سر از آب بیرون آورد یا دست دراز کرد موهای افشان یا دستهایِ بلند او را بگیرد و بیاید بیرون..
#هوشنگ_گلشیری
189
و آن دم که چشمانش،
در آن خاموش، بر چشمان من لغزید
در قعر تردید اینچنین با خویشتن گفتم:
«آیا نگاهاش پاسخ پرآفتاب خواهش تاریک قلب یأسبارم نیست؟
آیا نگاه او همان موسیقی گرمی که من احساس آن را در هزاران خواهش پردرد دارم، نیست؟
#احمد_شاملو
189
براى هر دقيقه كه چشمانت
به من اجازه دادند
عمر بيهوده را زندگى كنم!
سپاسگزارم…
براى زمانى كه جسارت و مبارزه
و به دست آوردنِ ناممكن ها را
به من بخشيدى،
از تو ممنونم…
#نزار_قبانی
189
من و تو آن دو خطيم آری موازيان به ناچاری
که هر دو باورمان ز آغاز به يکدگر نرسيدن بود
گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظه ی ديدارت
شروع وسوسه ای در من به نام ديدن و چيدن بود
189
🌞
صبح هست
نور هست و زیبایی
خورشید یک
یادآور همیشگی است
که ما هم میتوانیم
از تاریکی برخیزیم
و طلوع کنیم،
که ما هم میتوانیم
نور خود را به زندگی خود
و دیگران بتابانیم . . .!
سلام صبح قشنگتون بخیر
189
در قلب من
پس از تو، بغضی زده جوانه
سهـمم سـقـوط شــد از، پـروازِ عـاشقانه
ایناست حالِقلبم،
از عشق ودل سپــــردن
غــم نــالــههــای روز و، بــاریــدن شبانه
#مجتبی_خوش_زبان
🪷🍃
