189
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
189
متنی که همیشه رو اون عکس هست و هیچوقت فکر نمیکردم یکی از تو اون عکس حذف بشه این بود:
زندگی غروب ارزوهاست ..
هیچوقت نفهمیدمش.
189
مشکل اینه که اون ادم نگاه های کثیفتو میفهمه احمق نیست
و تو با اون نگاه های احمقانت تو جمع اذیتش میکنی
شاید واقعا لیاقتت اینه
شاید اون میدونسته که ظرفیت خیلی از چیزارو نداری و محکوم شدی به ادامه زندگی ای که به شدت تخمیه
189
من واقعا حوصله جمعو ندارم
باور دارم به اینکه شاید روزی برسه ادمایی که اون طبقه بالا ان و نبینم
ولی تنها چیزی که نیاز دارم سکوت و ارامش به دور از فامیله
189
خورشید لبخند میزند
اسمان ابیست و صدای فریادی به گوش نمیرسد
اگر روزی نبودم
به اسمان نگاه کن
غروب خورشید
شده به پارک برو و تنها به غروب خورشید نگاه کن
که زندگی غروب ارزوهاست
به کتاب فروشی ای برو در انجا کمی بنشین شاید مرا به یاد اوردی
خواستی سری بزن
هر زمان که دلت خواست
اما قبل از هرچیزی برایم یه شاخه گل بیاور
نیاوردی هم ایرادی ندارد
تصور میکنم که برای تو بروم
دلم میخواهد که بروم
بروم
بروم
انقدر بروم که دیگر توانی برای راه رفتن نداشته باشم
پاهایم درد بگیرد و درد مرا در خود ببلعد
دستانم را بگیر
دستانم مانند پاهایم سرد و بی روح شده
دیر نشده
هیچوقت دیر نشده
189
من همیشه منتظرت میمونم
من میشینم کنارت و بهت میگم که چقدر ارزو دارم که برگردی تا همه چیز عین قبل بشه
ادما میگن بعد شروع سال جدید همه چیو باید ریخت دور و از اول شروع کرد
و من هی در تلاشم که فراموشت کنم ولی نمیدونم انگار این چند ماه یهو برگشتی
برگشتی به مغزم جایی که من شبا راجبت فکر میکنم
تو ادم بدی نبودی عزیز زندگیم
