یَغْماٰ
Open in Telegram
«إلیکَ قلبی یاٰ غاٰیة المُنی صاٰبٍ» اما ای منتهای آرزویم؛دلم هوای تو را دارد! 🤍🕊 . • کنج آرام آشوب هایم! • دلِتنگْ و سرِجَنگ با اندک هوایِ ابری !🌥️ .
Show more242
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
242
محبوب من؛
من، هرگز، ضرورت اندوه را انکار نمیکنم؛ چراکه میدانم هیچچیز مثل اندوه، روح را تصفیه نمیکند و الماسِ عاطفه را صیقل نمیدهد؛ امّا میداندادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم؛ چراکه غم، حریص است و بیشترخواه و مرزناپذیر، طاغی و سرکش و بدلِگام!
•••
242
مگذار غم، سراسر سرزمین روحت را به تصرف خویش درآورد و جای کوچکی برای من باقی مگذارد. من به شادی محتاجم، و به شادی تو، بیشک بیش از شادمانی خودم.
•••
242
توی فیلم بمب یک عاشقانه آرام لیلا حاتمی به پیمان معادی میگه:
«یه جاهایی از رابطه هست که نباید بهش وارد شد، وگرنه دو تا آدم، دو روزم نمیتونن کنار هم بمونن».
؛
تو زندگی، بهای دونستنِ یه سری چیزا، از دست دادنِ آرامشه!
•••
242
هر قدر که به غم میدان بدهی، میدان میطلبد، و باز هم بیشتر، و بیشتر...
هر قدر در برابرش کوتاهبیایی، قد میکشد، سُلطه میطلبد، و لِه میکند.
غم، عقب نمینشیند مگر آنکه به عقب برانیاش، نمیگریزد مگر آنکه بگریزانیاش، آرام نمیگیرد مگر آنکه بیرحمانه سرکوبش کنی. غم، هرگز از تهاجم خسته نمیشود. و هرگز به صلحِ دوستانه رضا نمیدهد. و چون پیشآمد و تمامیِ روح را گرفت، انسانْ بیهوده میشود، و بیاعتبار، و ناانسان، و ذلیلِ غم، و مصلوبِ بیسبب.
•••
242
هر کس که کاری میکند، هر قدر هم کوچک، در معرض خشم کسانیست که کاری نمیکنند. :)
﴿ نادر ابراهیمی! ﴾
•••
242
آیا میدانی با سازِ همگان رقصیدن، و آنگونه پایکوبیدن و گُلافشاندن که همگان را خوشآید و تحسین همگان را برانگیزد، از ما چهچیز خواهدساخت؟ عمیقاً یک دلقک؛ یک دلقکِ درباریِ دردمندِ دلآزرده، که بر دار رفتار خویشتن آونگ است تا آخرین لحظههای حیات.
•••
242
باید که یک روز صبح، قطعاً و جداً، جدار سخت و سیمانی روحم را بتراشم، بیرحمانه و با یکدندگی، و بار دیگر و شاید برای نخستینبار روحی بسازم به نرمی پَر کاکاییهای دریای شمال، به نرمی روح یک کودک گیلک، به نرمی مه ملایم جنگلهای مازندران، به نرمی نسیم دشتهای پهناور ترکمنصحرا، و به نرمی نگاه یک عاشق به معشوق.
•••
242
من از آن آدمهایی نیستم که وقتی میبینم سر یک نفر به سنگ می خورد و می شکند دیگر نتیجه بگیرم که نباید به طرف سنگ رفت!من تا سر خودم نشکند معنی سنگ را نمی فهمم.
﴿ فروغفرخزاد ﴾
•••
242
تو گویش لکی به جای دلتنگتم میگن؛
« دِل ویرتَه مَکِه »
یعنی "دلم یادت کرده"
؛
یه جایی تو اوجِ درماندگی و هجری که آدما از نبود دیگری میکشن، سلول به سلول قلب آدما برخلافِ روال معمول وظایفشون، تبدیل میشن به واحدِ دلتنگی و مُدام موجِ عظیم پیام هایِ عصبیِ دلتنگی چهار کُنجِ قلبتو درگیرِ این واقعه میکنه و لُب به لُبِ مغز انسان لبالب، ابرازِ همدردی و فغان میشه و عصبِ بشر، این حسِ دلتنگی رو تو کلِ اعضا تزریق میکنه و اینجاست که "یاد کردنِ دل" یه معنایِ عظیم به خودش می گیره !
اینجاست که شاعر میگه:
﴿ دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی! ﴾
•••
