سایهٔ ناروَن
Open in Telegram
برای سایهام. +خاطرهبازی نمیدونم، آرشیو خیلی چیزای دیگه: https://t.me/+lFlSqvB2Byw0NmZk
Show more267
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from Hαмιd ѕαlιмι
فرض کنید این یک متن بلند است که دربارهی چگونگی آهستهتر شدن ویرانی من بعد از مراسم چهلم پدرم نوشته شده. فرض کنید در این متن توضیح دادهام ضروری است در این روزها به باریکههای بسیار کوچک نور چنگ بزنیم. فرض کنید توضیح دادهام روزی دوبار صفحهی حامد دلدار را میبینم و با صدای مادرش گریه میکنم و اینکار را برای اندازهگیری میزان زندهبودن قلب سیاه خودم میکنم. فرض کنید توضیح دادهام سوگواربودن ما یک وضعیت همیشگی است و زندهبودن و حتی خندیدن به معنای فراموشی سوگ نیست.
فرض کنید به اندازه امروز فروشکسته و از خودبیزار و غرقشده نیستم و چیزی نوشتهام که کمی، فقط کمی لیاقت نوشتهشدن در یکی از چند"چهلم" جانهای عزیزی که از ما گرفتهشد را دارد. فرض کنید اشاره کردهام روزی که اولین مذاکرات شروع شد جوان و سالم و عاشق و امیدوار بودهام، و امروز که مذاکرات در جریان است مطلقا مطلقا مطلقا نومیدم.
بمیرم برایت اکبر چراغی. صدای گلولهها را نشنیدی نه؟ دردت به جانم. اینجا میتوانست یک متن بلند نوشته شدهباشد دربارهی تو و این که خیابانها دیگر شمایل مقدس شکوه و اندوهند.
این همه کلمه نوشتم فقط برای این که بفهمم نمیتوانم بنویسم. میبینید؟ من کارها را از راه سختش میکنم. مثلا مردن را از راه زنده ماندن.
همین.
@hamid59salimi
Repost from Hαмιd ѕαlιмι
شب بخیر ای آدمی که این روزها حس میکنی به هیچ کجا تعلق نداری و کوچیکترین اقلیت دنیایی.
❤️🖤
Repost from N/a
امروز به وقتی که کف اتاق زهرا دراز کشیده بودم فکر کردم، به سقف خیره بودم و استرس امتحان فردا رو میکشیدم زهرا کنارم خوابش برده بود و قرار بود یک ساعت دیگه صداش بزنم.
نگاهش میکردم و فکر میکردم چقدر دوستیمون باارزشه ولی الان زهرا کجاست؟
.
به تمام دوستیهایی که من عین دوربین تمام لحظاتشون رو ثبت کردم فکر کردم. به الان که من اونیام که مونده با یه آلبوم پر از عکس و خاطره.
اونی که دست پر مونده از همشون من بودم همیشه. کاش نبودم.
Repost from N/a
امروز به وقتی که کف اتاق زهرا دراز کشیده بودم فکر کردم، به سقف خیره بودم و استرس امتحان فردا رو میکشیدم زهرا کنارم خوابش برده بود و قرار بود یک ساعت دیگه صداش بزنم.
نگاهش میکردم و فکر میکردم چقدر دوستیمون باارزشه ولی الان زهرا کجاست؟
.
به تمام دوستیهایی که من عین دوربین تمام لحظاتشون رو ثبت کردم فکر کردم. الان که من موندم با یه آلبوم پر از عکس. اونی که دست پر مونده از همشون بودم. کاش نبودم.
Repost from N/a
آخرین جلسه با استاد محبی
یکشنبه ۷ دیماه ۱۴۰۴. سمعی بصری( کاتاکومب :))) )
