en
Feedback
ضآل

ضآل

Open in Telegram
429
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-930 days
Posts Archive
Repost from هَچَل هَف
الأحزاب وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ قَالُوا هَٰذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَانًا وَتَسْلِيمًا ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﮔﺮﻭﻩ‌های ﺩﺷﻤﻦ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻧﺪ، ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﭽﻪ ﺧﺪﺍ ﻭﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻭﻋﺪﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺵ ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺟﺰ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻴﻔﺰﻭﺩ .(٢٢)

امشب کتاب اول تموم شد. می‌ریم برای مطالعه کتاب دوم.
امشب کتاب اول تموم شد. می‌ریم برای مطالعه کتاب دوم.

سحر بیدارت می‌کنم.

تا صبح سرخوش از آواز کولیان.

شهر خالیست.

Repost from N/a
نیومدین از کفتون رفت.
نیومدین از کفتون رفت.

دو ساعته داریم به هم می‌گیم پاشو بریم بیرون یه دوری بزنیم، بعد چایی بعدی رو می‌ریزیم و الخ.

بریم قم؟ نریم؟ چی کار کنیم؟

Repost from ضآل
اصلا تو خورشیدی، از این تکراری‌تر شعر ممکن است؟

باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش باغ بی برگی، روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش ساز او باران، سرودش باد جامه‌اش شولای عریانی‌ست. ور جز اینش جامه‌ای باید، بافته بس شعلۀ زر تار پودش باد.

یاد باغ بی برگی اخوان افتادم.

Repost from N/a
درخت بی‌برگ بلندبالا با برآمدگی‌های بسیار انسان، چند زخم را تاب می‌آورد؟

از صبح تا حالا دو تا کارت بانکی‌م گم/غیب شدن. درود واقعا.

یه سرشب، غروبیه. نشستم توو یه کافه/قهوه‌خونه بین راهی توی جلفا. سفارش قلیون دادم و کافه‌چی داره برام چایی استکانی میاره. رادیوی زه‌وار دررفتۀ قهوه‌خونه هم داره این موزیک رو پخش می‌کنه.

آن‌جا را نمی‌دانم؛ اما این‌جا، این‌جا شب است. شب است و از باران پرشتاب و کوبندۀ چند دقیقه پیش، تنها نم آهسته‌ای در آسمان باقی‌ مانده است. محو و ناپیدا، شبیه راهی در دوردست‌ها، شبیه نور ماه، شبیه تو.

واکنش (😂) گرفتن از محمود در دایرکت اینستاگرام کار صعب مستصعبیه که این‌جانب بلاخره به این عنوان نائل شدم.

خیلی دوست دارم بدونم من خسته‌ترم یا این خانوم فروشندۀ مترو.

یه بلایی سر الگوی خواب و بیداریم اومده که ساعت دوازده و نیم تا یک و ربع چرت می‌زنم، باز بیدار می‌شم، باز می‌خوابم، صبح خواب می‌مونم، دفتر چرت می‌زنم حین کار. خل شدم.