زندگی و دیگر هیچ 🍊
Open in Telegram
539
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
وای این تیکه برای من مثل آلبوم folkloreئه. مثل تک تک ترکهای Rio ئه که برام یه خونه واقعی هستن.
به من یاد داد که موسیقی میتواند بیشتر از چهار دیوار و سقف "احساسخانه" بودن به آدم بدهد.
ای کاش میشد در این لحظه از این اتاق محو شوم. از این خانواده محو شوم. از این زندگی محو شوم.
خشم میتواند آدم را منفجر کند. اما غم آهسته آهسته وجود آدم را میخورد، مانند موریانه ذرهذره روح آدم را میجود تا اینکه فقط هالهای از او باقی میماند.
دارم سعی میکنم آرام باشم، ولی بدنم اصلا احساس بدن بودن ندارد؛ مانند غاری پر از اضطراب و بیثباتی و ترس میماند.
