منتخب..کانالهام سلام(صبح..شب..بخیر)
Open in Telegram
روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد. روشنی دارد، تاریکی دارد. کم دارد، بیش دارد.
Show more4 243
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-3630 days
Posts Archive
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
خوشبختی
یک حس درونی است
هیچکس غیر ﺍﺯ
ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ نمیتواند
خوشبختمان کند
ﺧﻮشبختی
ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻮﻉ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﺎ
ﺑﻪ ﺯﻧﺪگی ﺍﺳﺖ
ﺗﻌﺒﯿﺮﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﺑﻮﺩن
نگاهتون بـه زنـدگی زیبـا🌸🍃
عصرتون دلنشین وآرام دوستان عزیز
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
زیباترین حرفت را بگو
شکنجه ی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آنکه بگویند
ترانه ای بیهوده می خوانید !
چرا که ترانه ی ما
ترانه ی بیهوده گی نیست !
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.....!!
حتی بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منّتی ست ؛
چرا که عشق
خود فرداست
خود همیشه است.....!!
احمد_شاملو
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
تو را نادیدن ما
غم نباشد
که در خیلت
به از ما کم نباشد
من از دست تو
در عالم نهم روی
ولیکن چون تو
در عالم نباشد...
سعدی
سلام صبح بخیر
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
⭐️ در این شب زیبـا
🌛 دعـا میڪنم مرغ آمیـن بیـاید
⭐️ و بر آرزوهایتـان آمیـن بگویـد
🌛 دلواپسے درخیالتان نماند و آرام باشید
⭐️ چه چیـزے از آرامش خوش تر
🌛 شبتون غرق در آرامش
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
گفتمش در دل و جانی تو بگو من چکنم
گفت نبض ضربانی تو بگو من چکنم؟
گفتمش تشنه ی عشق تو شدم رحمی کن
گفت عشقی ؛ هیجانی تو بگو من چکنم؟
گفتمش ماه شدی راه شدی در دل من
گفت با من تو نمانی تو بگو من چکنم؟
گفتمش آتش عشقت به دلم دامن زد
گفت خود آتش جانی تو بگو من چکنم؟
گفتمش گر تو نباشی ز غمت میمیرم
گفت جانی و جهانی تو بگو من چکنم؟
مولانا
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
در چشم آمد خیال آن در خوشاب
آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب
پنهان گفتم براز در گوش دو چشم
مهمان عزیز است بیفزای شراب
مولانا
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
.
مزن بر دل ز نوکِ غمزه تیرم
که پیشِ چشمِ بیمارت بمیرم
چنان پر شد فضای سینه از دوست
که فکرِ خویش گم شد از ضمیرم
حافظ
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
✨ ظهرتون زیبا و شاد
✨خوشرنگ ترین ظهر دنیا
✨با عـشق و دوستے
✨و آرزوی سلامتے وخوشبختے
✨با لحظه هایی پر از خوشی
✨برای شما مهربانان
✨ روز و روزگارتان شاد
✨زندگیتون دلپذیر
✨ ظهر تون مملو از شادی
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
«گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست»
مثنوی_مولانا
📘منظور از این بیت این است که ما همواره در خدا غرق هستیم.
ما نمیدانیم خدا کجاست؟
مثل ماهی که نمیداند آب کجاست؟
ما در حقیقت ماده نیستیم بلکه یک انرژی متراکم هستیم که به صورت ماده در آمدهایم.
ما آنقدر در خدا غرقیم که نمیتوانیم بفهمیم خدا کجاست؟!
هیچ ماهی نمیتواند بفهمد آب کجاست مگر اینکه از آب بیرون رفته و خفه شود.
آن زمان میفهمد در طول تمام زندگی در اقیانوس عشق و رحمت الهی غوطه ور بوده است.
مولانا میگوید چه در زندان جهل و ناآگاهی باشیم و چه در ایوان ِ علم و روشنایی قرار بگیریم ،
در هر دو حالت در خدا غرقیم.
مولانا خداوند را یک قصر بزرگ در نظر گرفته که هم ایوان و هم زندان دارد.
امروزه به ایوان (تراس) میگویند.
در گذشته در جلوی بارگاه جایی بود که پادشاه از آنجا میتوانست کل باغ را ببیند و به آن ایوان میگفتند.
حال در قصر زندان و سیاهچال هم وجود دارد.
ما همواره در این قصر هستیم و در خدا غرقیم.
اگر در جهالت و نااگاهی باشیم در زندان قصریم، و اگر در علم و دانش و آگاهی باشیم در ایوان قصر حضور داریم.
پس خدا در همه جا، در ایوان و زندان وجود دارد، اما نمیتوانیم هیچ مکانی برای او تصور کنیم.
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
سلام بہ دوستانی...ڪہ بودنشان
نور امیدے ست در دل
امروزتان پر از مهربانے
لبتون پراز خندہ شیرین
قلبتون پراز مـهر
و زندگیتون پراز عشق
صبحتون شادو زیبـا🌸
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
من پر از شوق تماشای تو بودم اما
همه ی لذت تو پنجره را بستن بود...
💖
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
🌸💫خــــدای مــــن
⚪️💫ذکــــر و یـــاد تـــو
🌸💫آرامشی است برای دل بیقرارم
🌸💫بِسْـمِ ٱللهِ ٱلْرَّحْمٰـنِ الْرَّحیـمْ
⚪️💫الـــهـــی بــــه امـــیـــد تــو
Repost from خداوندا...شُکرpepe_sh@
دیگرم بخت رهایی از کمند عشق نیست
کار صید خسته با صیدافکنی افتاده است
نور عشق از رخنهٔ دل بر سرای جان دمید
پرتوی در کلبهام از روزنی افتاده است
چون نسیم اندام او را بوسهباران کن رهی
کز هوسناکی چو گل در گلشنی افتاده است
زنده یاد رهی معیری
