en
Feedback
تاریخ‌خوان

تاریخ‌خوان

Open in Telegram

کانال تلگرامی تاریخ‌خوان وابسته به سایت تاریخ‌خوان www.tarikhan.com و کلاب تاریخ‌خوان در کلاب‌هاوس https://www.clubhouse.com/club/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86

Show more
2 164
Subscribers
-324 hours
-57 days
-2630 days
Posts Archive
‏وضعیت تقابلی تهران و واشینگتن چیزی شبیه راه رفتن روی یخ نازک است، با این تفاوت که همهٔ طرف‌ها همزمان در حال چکش زدن روی یخ هستند تا طرف مقابل بترسد و به همین دلیل است که احتمال جنگ مجدد هم مدام بیشتر می‌شود. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

به این نمودار توجه کنید. شاخص فلاکت، فرمول ساده اما غم‌انگیزی دارد: گرانی + بیکاری. البته با اطمینان می‌شود گفت که ارقام مربوط به این شاخص، حداقل‌ها را نشان می‌دهد چون نرخ بیکاری قطعاً بیشتر از آن چیزی‌ست که در گزارش‌های رسمی منتشر می‌شود. ‏ در بسیاری از کشورها شاخص فلاکت وقتی بالا می‌رود که بیکاری جهش کند. اما در ایران تقریباً همهٔ استان‌ها تورم بالای ۵۰درصد دارند. یعنی مسألهٔ اصلی، سقوط قدرت خرید است حتی اگر کمبود کالا هم در بازار نباشد. ‏ خیلی از مردم یا کار ندارند که خرج معیشت را تأمین کنند و یا دخلشان خیلی پایین‌تر از خرجشان است. ‏به عبارت دیگر، حتی اگر شغل داشته باشی، حتی اگر حقوق بگیری، باز هم فقیرتر می‌شوی. این یعنی اقتصاد وارد مرحلهٔ فقیرسازی شاغلان شده است. طبقهٔ متوسط هم دیگر فقط با بیکاری نابود نمی‌شود؛ با کار کردن هم فرسوده می‌شود. ‏ این نمودار فقط دربارهٔ گرانی و بیکاری نیست؛ تصویری از یک اقتصاد فرسوده را نشان می‌دهد که رشد اقتصادی ندارد، تورم ساختاری مزمن دارد، توسعهٔ منطقه‌ای متوازن ندارد و فشار اصلی آن روی طبقهٔ متوسط و مناطق حاشیه‌ای تخلیه می‌شود. ‏ وقتی شاخص فلاکت کشوری بالای ۶۰درصد باشد، دیگر مسأله صرفاً ضعف اقتصادی نیست؛ نشانهٔ بحران در ظرفیت حاکمیت برای حفظ ثبات اجتماعی و امید اقتصادی است. ‏ جوامع انسانی ممکن است سال‌ها زیر بار فشار خم شوند، اما یک روز با قیمت تخم‌مرغ یا قبض برق و یا حتی با یک جرقهٔ سیاسی منفجر می‌شوند. 🖊️روح‌الله رحیم‌پور @tarikhan

‏اینکه قالیباف می‌گوید برای هر حمله‌ای آماده‌اند، بیشتر ادبیات سیاسی است تا توصیف واقعی میدان. هیچ کشوری برای هر حمله‌ای نمی‌تواند آماده باشد، مخصوصاً وقتی با برتری مطلق نظامی و هوایی، اطلاعاتی و سایبری طرف مقابل مواجه باشد. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏پاکستان علیرغم اراده و تلاش‌ فراوان، تاکنون نتوانسته از عهدهٔ میانجیگری میان تهران و واشینگتن برآید. ‏فاصله میان خواسته‌های طرفین بسیار زیاد است، هر دو بازی پرریسک را انتخاب کرده‌اند و هم‌زمان امیدوار به فشارهای پیرامونی بر طرف مقابل هستند. یعنی دیپلماسی در این مناقشه، کارگشا نیست و شاید تاریخ مصرف آن در تقابل جمهوری اسلامی و آمریکا، مدتهاست که پایان پذیرفته است. ‏وضعیت دشوارتر آنجاست که در یک چرخهٔ نوعاً آخرالزمانی هم قرار گرفته‌ایم؛ در سمت جمهوری اسلامی: یا جنگ حتی تا نابودی ایران و اضمحلال حکومت یا به کرسی نشاندن خواسته‌ها و در سمت کاخ سفید: یا رفع جامع تهدید با زبان خوش یا جنگ تا رفع فتنهٔ جمهوری اسلامی از عالم! ‏فکر می‌کنم اگر سفر ترامپ به چین برای منافع آمریکا تا این حد ضروری و حیاتی نبود، به احتمال زیاد تا الان شاهد از سرگیری جنگ با جمهوری اسلامی بودیم اما شاید سفر پکن تنها فرصت و امکان باقی‌مانده برای پایان جنگ باشد؛ یا چین، آمریکا را برای توافق با ایران متقاعد می‌کند که در این‌صورت اصطلاحاً باید دست ترامپ را خیلی زیاد بفشارد و یا اینکه با معامله‌ای میان‌مدت دربارهٔ تایوان و رفع نگرانی‌اش دربارهٔ نفت، پای خود را کنار می‌کشد و ترامپ با فراغ بال، دستور حملهٔ مجدد را صادر می‌کند. ‏برای من به‌عنوان یک ایرانی، خیلی تلخ و دردناک است که تقدیر کشورم در راهروهای کاخ سفید و باکینگهام و کرملین و ژونگنانهای و الیزه رقم می‌خورد…!

‏جمهوری اسلامی از خلأ خیابان می‌ترسد. خیابان خالی در زمان بحران، حس ترس و انتظار فاجعه ایجاد می‌کند. برای همین سعی می‌کند خیابان را با هر چیزی پر کنند: مراسم، کارناوال، راهپیمایی، یا حتی برنامه‌های شبانه و نمایش‌های سیاسی. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال برنامه تیتر اول دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏اروپا فعلاً با راهبرد مهار ایران بدون جنگ مستقیم حرکت می‌کند. چون از یک طرف نمی‌خواهد فروپاشی کامل نظم منطقه‌ای رخ دهد، از طرف دیگر هم از بسته شدن تنگهٔ هرمز وحشت دارد. اروپا هنوز خاطرهٔ شوک انرژی بعد از جنگ اوکراین را فراموش نکرده است. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏روزنامهٔ معاریو چاپ تل‌آویو، در گزارشی بر پایهٔ اسناد و مکاتبات داخلی حماس و ارتباطات آن با حزب‌الله و جمهوری اسلامی، تصویری از روند شکل‌گیری و طراحی حملهٔ ۷ اکتبر ارائه می‌دهد. این اسناد که پس از ورود زمینی ارتش اسرائیل به غزه به دست آمده‌اند، نشان می‌دهند که رهبران حماس از سال ۲۰۲۱ به‌صورت جدی در حال برنامه‌ریزی برای یک جنگ منطقه‌ای گسترده بودند و حملهٔ ۷ اکتبر را پروژه بزرگ می‌نامیدند. ‏بر اساس این گزارش، یحیی سنوار معتقد بود اسرائیل از نظر سیاسی و نظامی ضعیف و دچار بازدارندگی شده است. او بحران داخلی اسرائیل، شکاف‌های سیاسی و عملکرد دولت راست‌گرای نتانیاهو را نشانهٔ فرسایش انسجام داخلی اسرائیل می‌دانست و تصور می‌کرد این شرایط زمان مناسبی برای حمله ایجاد کرده است. ‏اسناد نشان می‌دهد حماس پس از جنگ ۲۰۲۱ غزه به این جمع‌بندی رسید که می‌تواند وارد مرحلهٔ بعدی نبرد شود. رهبران حماس در مکاتبات خود از نابودی اسرائیل سخن می‌گفتند و برای هماهنگی با حزب‌الله و جمهوری اسلامی تلاش می‌کردند. سنوار سه سناریو برای جنگ طراحی کرده بود که مطلوب‌ترین آنها حملهٔ هم‌زمان از چند جبهه با مشارکت حزب‌الله بود. ‏طبق این گزارش، سنوار امیدوار بود با آغاز حمله، کرانهٔ باختری وارد قیام شود، عرب‌های اسرائیل به ناآرامی‌ها بپیوندند و از اردن نیز موجی از نیروها یا معترضان وارد اسرائیل شوند. ‏در عین حال، مکاتبات نشان می‌دهد که حسن نصرالله در ابتدا نسبت به ورود کامل حزب‌الله به جنگ تردید داشت و نگران ملاحظات منطقه‌ای و موضع ایران بود. با این وجود، بعدها در دیدارهایی با اسماعیل هنیه، از سناریوی جنگ چندجبهه‌ای حمایت کرده و توافق شده بود موضوع به اطلاع علی خامنه‌ای برسد و طرح مشترکی تدوین شود. @tarikhan

‏در حال حاضر با چیزی شبیه یک آتش‌بسِ خسته اما مسلح مواجهیم؛ وضعیتی که در آن همه می‌گویند دنبال کاهش تنش‌اند، در حالی که همزمان رادارها روشن است و پهپادها در هوا هستند. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏تصمیم کشورهای بریتانیا و فرانسه برای اعزام ناو جنگی به منطقه‌های دریای سرخ و دریای عمان، چه برای حفاظت از استمرار آتش‌بس باشد و چه برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی، نشانهٔ واضحی از همسوتر شدن اروپا با آمریکا در تقابل با تهران است. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏جمهوری اسلامی از یک‌سو با اختلافات درونی بر سر شیوه و شکل توافق با آمریکا مواجه است و از سوی دیگر با هدف خریدن زمان در آستانهٔ سفر ترامپ به چین، سعی می‌کند با تعلل و تأخیر به آخرین پیشنهاد آمریکا پاسخ دهد. گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

غم من نیز غمی غمناک است! نقدی بر مقالهٔ دکتر سروش دباغ نوشته‎ی روح‌الله رحیم‌پور روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی این متن به‌جای
غم من نیز غمی غمناک است! نقدی بر مقالهٔ دکتر سروش دباغ
نوشته‎ی روح‌الله رحیم‌پور روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی
این متن به‌جای آنکه صرفاً نقدی بر یک مقاله باشد، درواقع نقدِ نوعی روشنفکری اخلاق‌گراست که می‌کوشد خشم و رادیکالیسم بخشی از جامعهٔ ایران را نه به‌عنوان واکنشی سیاسی به انسداد ساختاری، بلکه به‌مثابه انحرافی روانی و اخلاقی توضیح دهد. روح‌الله رحیم‌پور در این یادداشت، استدلال می‌کند که مقالهٔ سروش دباغ با وجود زبان فلسفی و ارجاعات نظری، در عمل به حذف عاملیت عقلانی مخالفان رادیکال جمهوری اسلامی، روانی‌سازی اعتراض سیاسی و انتقال بار اخلاقی بحران از سازندگان وضعیت به قربانیان آن منتهی می‌شود. این نقد، پرسشی بنیادی را پیش می‌کشد: آیا می‌توان بدون ارائهٔ راه‌حلی واقعی برای بن‌بست سیاسی ایران، صرفاً با محکوم‌کردن رادیکالیسم، از فروپاشی و خشونت جلوگیری کرد؟ 📎یادداشت کامل @Cheshmanews 🔹اینستاگرام چشما

غم من نیز غمی غمناک است! مقالهٔ دکتر سروش دباغ با عنوان «جنگ، روایت‌سازی و انسداد امر سیاسی» که در وب‌سایت «نیماد» منتشر شده،
غم من نیز غمی غمناک است! مقالهٔ دکتر سروش دباغ با عنوان «جنگ، روایت‌سازی و انسداد امر سیاسی» که در وب‌سایت «نیماد» منتشر شده، با وجود نثر آراسته و ارجاعات فلسفی و روان‌شناختی، از چند خطای مهم روش‌شناختی، مفهومی و سیاسی رنج می‌برد؛ خطاهایی که باعث می‌شود مقاله بیشتر از یک تحلیل منصفانه و علمی از وضعیت ایران به روایت‌سازی اخلاقی برای خلع سلاح مخالفان رادیکال جمهوری اسلامی تبدیل شود. زبان پیچیده و ارجاعات به تیلور، فروم و فرانکل، همیشه نشانهٔ استحکام استدلال نیست. گاهی فقط مه غلیظی‌ روی یک استدلال سست است. خیلی از ما انسان‌ها عاشق این کاریم: اول ابهام نظری تولید می‌کنیم، بعد همان ابهام را به جای عمق می‌فروشیم. @tarikhan @cheshmanews در این یادداشت به نقد مقالهٔ دکتر سروش دباغ پرداخته‌ام که متن کاملش را می‌توانید در آدرس زیر بخوانید. از خانه خبری «چشما» بابت انتشار این نوشته سپاسگزارم.

‏حکومت‌ها معمولاً می‌توانند دشمن بیرونی را روایت‌سازی کنند، اما توضیح دادن اینکه چرا وسط کشوری پرانرژی، مردم ساعت‌ها برق ندارند، سخت‌تر است. طبیعت برخلاف اپوزیسیون بازداشت و زندانی و اعدام نمی‌شود. واقعیت هم بی‌رحم است. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏تعلل ارتش و دولت آمریکا در بررسی و اعلام نتایج تحقیقات پیرامون حملهٔ موشکی به مدرسه دخترانه در میناب قطعاً منطقی، قابل پذیرش و باورپذیر نیست و می‌تواند به مثابه مسئولیت‌ناپذیری حقوقی و اخلاقی در حین جنگ تلقی شود. این مسأله شامل دولت جمهوری اسلامی بابت عدم رعایت پروتکل‌های امنیتی و نظامی لازم برای حفاظت موثر از جان دانش‌آموزان این مدرسه نیز می‌شود. ‏اما چند قاعدهٔ غیرقابل تغییر و تردید: ‏یکم) استقرار مدرسه در کنار پادگان و تأسیسات نظامی متعلق به سپاه پاسداران در شهرستان میناب و پرهیز عامدانه از تخلیهٔ آن با وجود گذشت چند ساعت از شروع جنگ، ناقض تعهد احتیاط و مترادف با استفاده از سپر انسانی می‌باشد و به دلیل نقض آشکار مواد ۵۱ ، ۵۲ و ۵۸ پروتکل الحاقی اول کنوانسیون‌های ژنو، قواعد عرفی ICRC و کنوانسیون حقوق کودک توسط حاکمیت جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران، رفتاری مجرمانه، غیرانسانی و محکوم است و نهادهای ذیربط باید پاسخگوی مسئولیت خود در قبال حفظ جان شهروندان به‌ویژه این کودکان بی‌گناه و بی‌دفاع باشند. ‏دوم) فقدان موارد بالا منجر به سلب مسئولیت حقوقی و اخلاقی از طرفین جنگ برای پرهیز از حمله به این مدرسه و پایبندی به قواعد بین‌المللی نظیر اصل تمایز میان اهداف نظامی و غیرنظامی نمی‌شود. حمله به مدرسه دخترانه در میناب، به دلیل نقض آشکار اصل تمایز مندرج در مواد ۴۸ و ۵۲ پروتکل الحاقی اول به کنوانسیون‌های ژنو و اصل تناسب مندرج در مادهٔ ۵۱ و اصل تعهد احتیاط مندرج در مادهٔ ۵۷ همین پروتکل و همینطور نقض فاحش کنوانسیون حقوق کودک، مصداق بارز جنایت جنگی محسوب می‌شود و توسط هر کدام از طرفین درگیر در جنگ چهل روزه(جمهوری اسلامی، آمریکا و اسرائیل) رخ داده باشد، رفتاری مجرمانه، محکوم و قابل پیگیری در دادگاه‌های کیفری بین‌المللی است. ‏سوم) همهٔ طرف‌های درگیر در جنگ بایستی ابتدا نسبت به محکومیت قاطع این فاجعه اقدام کنند و سپس با مشارکت موثر و فراهم کردن شرایط و امکانات مناسب برای تشکیل کمیتهٔ حقیقت‌یاب زیر نظر نهادهای حقوقی و معتبر بین‌المللی، از بررسی دقیق و عادلانه و شفاف‌سازی همهٔ ابعاد مسأله به‌ویژه هر دو‌ موضوع مذکور در این نوشته استقبال کنند و با مسئولیت‌پذیری شرافتمندانه، پاسخگوی عملکرد خود در قبال جان شهروندان غیرنظامی و کودکان بی‌گناه باشند. 🖊️روح‌الله رحیم‌پور @tarikhan

‏از آغاز سال ۲۰۲۶ تاکنون، جمهوری اسلامی ۱۸۸ نفر را با جرائم مختلف در زندان‌های کشور اعدام کرده است و به‌طور میانگین در هر دو روز ۳ نفر در ایران اعدام شده‌اند. ‏در طول ۴۰ روز گذشته نیز ۲۸ نفر از زندانیان سیاسی و امنیتی توسط حکومت اعدام شده‌اند: ‏محمدرضا میری، عامر رامش، مهدی فرید، سلطانعلی شیرزادی‌ فخر، حامد ولیدی، محمد معصوم‌شاهی، وحید بنی‌عامریان، ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، بابک علی‌پور، اکبر دانشور‌کار، سیدمحمد تقوی سنگ‌دهی، کوروش کیوانی، یعقوب کریم‌پور، ناصر بکرزاده، محراب عبدالله‌زاده، ابراهیم دولت‌آبادی، مهدی رسولی، ساسان آزادوار جونقانی، عرفان کیانی، امیرعلی میرجعفری، علی فهیم، شاهین واحدپرست، محمدامین بیگلری، امیرحسین حاتمی، سعید داوودی، صالح محمدی و مهدی قاسمی.

‏احتمالاً تهران و واشینگتن هر دو بخشی از حقیقت را می‌گویند، اما دربارهٔ دو لایه متفاوت از مذاکره حرف می‌زنند. سیاستمداران مثل شعبده‌بازهای خسته‌اند؛ هر کس نورافکن را روی بخشی می‌اندازد که برای مخاطب خودش قابل‌هضم‌تر باشد. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan

‏در ۴۸ ساعت گذشته وضعیت تقابل آمریکا و جمهوری اسلامی از نزدیک‌ترین لحظه به جنگ مجدد به نزدیک‌ترین فاصله از دیپلماسی مجدد رسیده و این شرایط باز هم امکان تغییر و برگشت دارد. گفت‌وگو با تلویزیون ایران‌اینترنشنال برنامه ۲۴ چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ @tarikhan