💙BeautifulText💙
Open in Telegram
کانالی با متن و شعر نابِ گلچین شده "من شبم تو ماهِ من بر آسمان بی من مَرو..." #مولانا Admin: #کـانـال_مـتن_زیبـا
Show more880
Subscribers
No data24 hours
+167 days
+3530 days
Posts Archive
.
وقتی مرا در آغوش می كشد
و بسيار آهسته با من حرف ميزند،
احساس ميكنم زندگی بهشت است.
#اديت_پى_يف
.
.
بیا امشب حریم عشق
را بشکن نگاهم کن
در آغوشم بکش با
بوسهای غرق گناهم کن
شمیم عطر موهایت
هوایی کرده حالم را
قدم بگذار بر چشمم
رها از اشک و آهم کن.....
.
.
بايد عاشق شد
سپس آن را به زبان آورد
زان پس بايد از عشق نوشت
و آن را بر روىِ لبها
چشمها و هر جاى ديگر بوسه زد
#ويكتور_هوگو
.
.
آهسته می آیی
شعر مرا می خوانی و میروی؟...
به خیالت که نمیفهمم!...
نمی گویی
ردّ پای ِ نگاهت را
دلم از بَر است؟...
.
.
عطرخیسِ تنت رابہ آغوش میڪشم
مهمان ناخواندہ نمیخواهی؟
مثل پیچڪِ گل یاس
بدور اندامت مے پیچـــم
رگهاے بازوانت را لمـــس میڪنم
و در تقاطع لبت شڪوفا میشوم
بچِش بوسہ ے داغ و شرجیم را
و با چشمان خمارت با من حـــرف بزن
بگو.....
آیا مهمان ناخوانــــدہ نمیخــــــواهی؟
.
.
گاهی آدم نیاز دارد نفهمد ...
نیاز دارد میانِ کوچه های علی چپ لِی لِی بازی کند ...
نیاز دارد بستنی قیفی بخرد ،
و بدون مراعات و ترس از قضاوتها ، لیس بزند ...
یا گاهی روی جدول های کنار خیابان راه برود ...
آدم نیاز دارد گاهی سر به هوا باشد ...
بلند بلند بخندد ...
تا بغضش گرفت، بزند زیرِ گریه و با مُشتَش پلک های خیسش را پاک کند ...
درست شبیه کودکی اش ... !
آدم است دیگر ...
آمده تا برای خودش زندگی کند، نه مردم !
من نمی دانم، کی میخواهیم یاد بگیریم آرمان هایمان را به این و آن تحمیل نکنیم ؟!
هرکس باید خودش باشد ... !
دست از سرِ دیگران و زندگیشان برداریم ...
آنقدر حواسمان به رفتارهای این و آن بود ،
که یادمان رفت خودمان زندگی کنیم ... !
#نرگس_صرافیان
.
🎶تو همون عشق قشنگی ❤️🔥
🎙Ai
#𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝄠
@Beautiful_Text92
.
.
پنهان چه میکنیم؟
که صد بوسه چیدهاند
چشمان ما به بیخبری از لبان هم
#حسین_منزوی♥️
.
.
ای ترک چشم مستت
بیمار خانه ی دل
زلف تو دام جانها
خال تو دانه ی دل
#عبید_زاکانی
.
.
اگر ماه عطرے داشت ،
قطعا بوے تو را می داد ،
اگر شب رنگی بود ،
حتما به سلیقه تو لباس می پوشید ،
اگر چشمکِ ستاره ها صدا داشت،
شک ندارم تو جایشان حرف می زدڛ...،
من که به آسمان نرفته ام ،نمی دانم !
در تو اما پرواز کرده ام،
ماه و شب و ستاره خودت هستی...
#سیدطه_صداقت
.
.
از کدامین قصه آمده ایی
و به جانم نشسٺه ایی
مرا در یکی بود و یکی نبودٺ
چنان غـرق
که بودٺ زندگی
و نبودٺ سر آغاز دلٺنگی هاسٺ...
.
.
ڪی شود
لذت ڪَرماے تنت را بچشم
بوسہهاے دهن در دهن ات را بچشم
آن انارے ڪہ بہ یادش دهنم پر آب است
آن ڪہ پنهان شده
در پیرهنت را بچشم
.
.
بگذار
در آغوش تو
اقرار ڪنم
مرگ چه زیباست
مردو زن نداره
ذات بشـر تکیه گاه میخواد...
.
.
امان از چشمانت
انگار زیباترین غزلی ست که خدا
سروده است
در وصف عشق..
آری به "چشمانت" بگو که
دوستشان دارم...
#یسنـا_اڪبـری
.
.
پدرش گفت:
هزارتا چسب زخم بفروش تا برایت کفش بخرم
بچه نشست و با خودش فکر کرد
یعنی باید آرزو کنم
هزار نفر یه جاشون زخمی بشه تا من کفش
بخرم، ولش کن همین خوبه...
.
.
"اڪَر من پادشاه بودم "
تنت را وطنم،
پیراهنت را پرچم آن،
و لبخندت را سرودش میڪردم،
از رج به رج اندامت، شهر میساختم،
و چال ڪَلویت را پایتخت ملتم،
در تمام شهرها ڪلیسا بنا میڪردم،
و
حیرانی ڪَیسوانت را....
آیین آن میخانه میساختم،
و لعل لبانت را.....
بادهے شبهاے پادشاهیم،
افسوس...!
"رعیتم " و فقط باید
در مزرعه قهوهے چشمانت
شـ؏ـرهایم را درو ڪنم.....!!!
.
