بوسهی زخمهایم؛
Open in Telegram
"میرقصیم با هم فردای روز اتفاق" "اینجا #سین مینویسه" [تمام عکسهایی که اینجا میبینید توسط خودم گرفته شده پس لطفا با ذکر منبع منتشر کنید، متشکرم.] هشتگها؛ https://t.me/khafeh_shou/8538
Show more1 068
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-2130 days
Posts Archive
1 068
دائما یک گوشه ای امروز و فردا می کنم
رفتن عمر خودم را من تماشا می کنم
مینویسم از سکوت و حفظ آرامش ولی
تا کسی چیزی بگوید زود غوغا می کنم
من پر از فکرم ولی با هر کسی جز کاغذم
گر بشینم درد خود را خوب اخفا می کنم
از خودم هم خستهام اما نمیداند کسی
بار این ویرانه را تنها مهیا میکنم
سال ها گفتم که فردا، عاقبت فهمیدهام
با همین «فردا» خودم را پیر دنیا میکنم
1 068
دائما یک گوشه ای امروز و فردا می کنم
رفتن عمر خودم را من تماشا می کنم
مینویسم از سکوت و حفظ آرامش ولی
تا کسی چیزی بگوید زود غوغا می کنم
من پر از فکرم ولی با هر کسی جز کاغذم
گر بشینم درد خود را خوب اخفا می کنم
از خودم هم خستهام اما نمیداند کسی
بار این ویرانه را تنها مهیا میکنم
سال ها گفتم که فردا، عاقبت فهمیدهام
با همین «فردا» خودم را پیر دنیا میکنم
1 068
دائما یک گوشه ای امروز و فردا می کنم
رفتن عمر خودم را من تماشا می کنم
مینویسم از سکوت و حفظ آرامش ولی
تا کسی چیزی بگوید زود غوغا می کنم
من پر از فکرم ولی با هر کسی جز کاغذم
گر بشینم درد خود را خوب اخفا می کنم
از خودم هم خستهام اما نمیداند کسی
بار این ویرانه را تنها مهیا میکنم
سال ها گفتم که فردا، عاقبت فهمیدهام
با همین «فردا» خودم را پیر دنیا میکنم
1 068
تردید میکنی و من از یاد میروم
اینگونه در اسارت و آزاد میروم
مثل پرندههای رهاکرده از قفس
با پای خود به خانهی صیاد میروم
شیرینِ من، سفر کن از اینجا که بعد تو
من هم به راهِ رفتهی فرهاد میروم
چونگَرد راهِتو، کهتو در آننهان شدی
بر خاک مینشینم و بر باد میروم
من غرق باورم به تو، اما تو باز هم
تردید میکنی و من از یاد میروم
