en
Feedback
بقچه‌ی شبدر

بقچه‌ی شبدر

Open in Telegram

«برگ نخست ایمان، دوم امید، سوم عشق و چهارم شانس» https://t.me/khazineshabdar موسیقی

Show more
469
Subscribers
+224 hours
+117 days
+1330 days
Posts Archive
Angel Of The Morning Olivia Newton-John (1).mp34.69 MB

sticker.webp0.30 KB

و ترجمه‌ی عبدالله کوثری… اگر قرار باشد یک دلیل مهم برای پیشنهاد دادن این کتاب داشته باشم، قطعاً ترجمه‌ی عبدالله کوثری یکی از آنهاست. آیسخولوس در متن اصلی با زبانی شاعرانه، آیینی و باشکوه نوشته شده و اگر مترجم نتواند آن شکوه را به زبان مقصد منتقل کند، بخش بزرگی از تجربه‌ی اثر از بین می‌رود. کوثری موفق شده بین فاخر بودن و خوانا بودن تعادل خوبی ایجاد کند. زبان ترجمه، کاملاً امروزی و محاوره‌ای نیست؛ و اتفاقاً نباید هم باشد. در عین حال آن‌قدر هم کهنه و سنگین نیست که احساس کنی داری متنی متعلق به چند قرن پیش از خودمان را به زور می‌خوانی. شاعرانگی، لحن حماسی، شکوه گفت‌وگوها و به‌خصوص صدای همسرایان در ترجمه حفظ شده و همین باعث شده متن فارسی خودش کیفیت ادبی پیدا کند. اما برای من، مهم‌ترین موفقیت کوثری این است که آیسخولوس در فارسی شبیه یک متن مرده و موزه‌ای نشده است. هنوز صدا دارد. هنوز خشم دارد. هنوز شکوه دارد. شاید همه‌ی هفت نمایشنامه به یک اندازه برای خواننده‌ی امروز جذاب نباشند و بعضی قسمت‌ها، مخصوصاً در بخش‌های طولانی همسرایان، نیاز به حوصله‌ی بیشتری داشته باشند. اما خواندن مجموعه به‌صورت کامل ارزشش را دارد؛ چون تازه وقتی همه‌ی آثار را کنار هم می‌گذاری، می‌بینی آیسخولوس چقدر منسجم درباره‌ی جهان خودش فکر کرده است.

آگاممنون کتاب با «آگاممنون» شروع می‌شود؛ نخستین بخش از سه‌گانه‌ی اورستیا و به نظرم یکی از درخشان‌ترین نمایشنامه‌های مجموعه. آگاممنون، پس از پیروزی یونانیان در جنگ تروا، به آرگوس بازمی‌گردد؛ اما خانه‌ای که به آن وارد می‌شود از مدت‌ها قبل در انتظار او نبوده، بلکه برای مرگش آماده شده است. کلوتایمنسترا، همسرش، به دلیل قربانی شدن دخترشان و جنایت‌های دیگری که ریشه در گذشته‌ی خاندان آترئوس دارد، تصمیم گرفته انتقام بگیرد. چیزی که نمایشنامه را قدرتمند می‌کند این است که آیسخولوس خیلی زود مرز میان قربانی و مجرم را از بین می‌برد. آگاممنون هم مجرم است و هم قربانی؛ کلوتایمنسترا هم زنی است که برای ظلمی واقعی انتقام می‌گیرد و هم خودش به عامل خشونت تبدیل می‌شود. از همان ابتدا احساس می‌کنی اینجا هیچ قتلی پایان یک داستان نیست؛ هر خون، خون دیگری را طلب می‌کند. نیازآوران در نمایشنامه‌ی دوم، این چرخه ادامه پیدا می‌کند. اورستس، پسر آگاممنون، پس از قتل پدرش بازمی‌گردد و با یک انتخاب هولناک مواجه می‌شود: برای انتقام پدر باید مادرش را بکشد. آیسخولوس اینجا یکی از تراژیک‌ترین موقعیت‌های ممکن را می‌سازد؛ موقعیتی که در آن هر انتخابی به گناه ختم می‌شود. اگر اورستس مادرش را نکشد، وظیفه‌ی انتقام پدر را زیر پا گذاشته و اگر بکشد، مرتکب مادرکشی شده است. «نیازآوران» برای من شاید بیش از هر چیز درباره‌ی این باشد که وقتی خشونت تبدیل به سنت خانوادگی می‌شود، چطور انسان‌ها در نقش قاتل و قربانی مدام جای خودشان را عوض می‌کنند. الاهگان انتقام و بعد، «الاهگان انتقام» می‌آید؛ پایان اورستیا و نقطه‌ای که این چرخه‌ی خون بالاخره باید متوقف شود. اورستس پس از قتل مادرش تحت تعقیب الهه‌های انتقام قرار می‌گیرد. اما مسئله‌ی نمایشنامه دیگر صرفاً سرنوشت یک خانواده نیست. سؤال بزرگ‌تر این است: چطور می‌شود از انتقام به عدالت رسید؟ جامعه‌ای که در آن هر جنایت با جنایتی دیگر پاسخ داده می‌شود، سرانجام تلاش می‌کند این چرخه را با قانون و داوری عمومی جایگزین کند. به نظرم «الاهگان انتقام» از آن پایان‌هایی است که ارزش کل سه‌گانه را بیشتر می‌کند؛ چون آیسخولوس در نهایت به جای اینکه صرفاً از خون و انتقام یک تراژدی دیگر بسازد، درباره‌ی امکان پایان دادن به خشونت حرف می‌زند. پرومتئوس در بند بعد از اورستیا، فضای کتاب کاملاً تغییر می‌کند. پرومتئوس به خاطر دزدیدن آتش از خدایان و بخشیدن آن به انسان‌ها، به صخره‌ای بسته شده و قرار است برای این سرپیچی مجازات شود. در این نمایشنامه، تضاد میان زئوس و پرومتئوس، تضاد میان قدرت و مقاومت است؛ میان کسی که می‌تواند فرمان بدهد و کسی که حاضر نیست صرفاً به دلیل قدرتمند بودن فرمانروا، تسلیم شود. با وجود فاصله‌ی عظیم زمانی‌اش، عجیب معاصر به نظر می‌رسد. مسئله‌ی قدرتی که اطاعت می‌خواهد و انسانی که حاضر نیست آزادی و باورش را در برابر آن واگذار کند. هفت دشمن تبس در «هفت دشمن تبس» دوباره به خاندان‌ نفرین‌شده‌ی اودیپوس، برمی‌گردیم. اتئوکلس و پولونیکس، دو پسر اودیپوس، بر سر قدرت با یکدیگر درگیر شده‌اند و حالا سپاهی عظیم برای فتح تبس آمده است. اتئوکلس باید از هفت دروازه‌ی شهر دفاع کند و سرانجام در آخرین دروازه با کسی مواجه می‌شود که شاید بیش از هر دشمن دیگری برایش خطرناک است: برادر خودش. آنچه این نمایشنامه را تراژیک می‌کند، خود جنگ نیست؛ این است که جنگ به نقطه‌ای می‌رسد که دو برادر را مقابل هم قرار می‌دهد و نفرین یک خاندان دوباره خودش را تکرار می‌کند. آیا انسان واقعاً قربانی سرنوشتی است که پیشاپیش برایش نوشته شده، یا انتخاب‌های خودش او را به همان سرنوشت می‌رسانند؟ پارسیان «پارسیان» شاید از نظر تاریخی جالب‌ترین اثر مجموعه باشد. آیسخولوس به جای اینکه پیروزی یونانیان در نبرد سالامیس را از نگاه فاتحان روایت کند، ما را به دربار ایران می‌برد؛ جایی که مادر خشایارشا و بزرگان ایران در انتظار خبری از جنگ‌اند. خبر شکست که می‌رسد، نمایشنامه تبدیل به سوگ‌نامه‌ای برای سپاه ایران می‌شود. این انتخاب آیسخولوس برای من بسیار مهم بود. او می‌توانست به‌سادگی دشمن شکست‌خورده را تبدیل به یک «دیگری» بی‌چهره کند، اما چنین نمی‌کند. ترس، سوگ و رنج ایرانیان را جدی می‌گیرد. پناه‌جویان آخرین نمایشنامه‌ی مجموعه، «پناه‌جویان»، داستان دختران دانائوس است که برای فرار از ازدواج اجباری به آرگوس پناه می‌آورند. پادشاه باید تصمیم بگیرد که آیا به آنها پناه بدهد یا نه؛ تصمیمی که می‌تواند برای خودش و تمام شهر پیامد داشته باشد.

این کتاب را اوایل جنگ شروع کردم؛ شب‌هایی که مثل همیشه، پناه برده بودم به کتاب. تقریباً تمام مدت با همخوانی پیش رفت. و چه تجربه‌ی لذت‌بخشی بود.

#کتاب - مجموعه آثار آیسخولوس
#کتاب - مجموعه آثار آیسخولوس

photo content

4_653573711827304965.mp33.78 MB

sticker.webp0.24 KB

4_6014854166197836513.mp356.01 MB

Julio Iglesias - El Amor.mp37.14 MB

photo content

Repost from N/a
همیشه یک نفر هست که روز آدم را خراب کند. البته اگر به قصد نابودی کل زندگی‌ات نیامده باشد!
چارلز_بوکوفسکی عامه پسند

sticker.webp0.27 KB

Voice message01:22

#کتاب - تاری از تارستان یار
#کتاب - تاری از تارستان یار

Marjan Sekeh Mah.mp34.34 MB

sticker.webp0.39 KB

Voice message00:57

Voice message01:03