en
Feedback
In Defence of Poesy

In Defence of Poesy

Closed channel

I'm seeking solace in the embrace of words, art, and imagination. Where my feet cannot reach, my mind roams freely.

Show more
339
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-730 days
Posts Archive
تصویر زیبایی از هورامان کردستان پس از برف _جورج روستایی_ @uttweet
تصویر زیبایی از هورامان کردستان پس از برف _جورج روستایی_ @uttweet

photo content

Collage and pastiche are well-suited to both modern and postmodern literature because they reflect key aspects of the modern and postmodern human condition. Their fragmented, intertextual, and imitative nature resonates with how individuals experience the world—through media, history, and shifting cultural narratives. Below are the main characteristics that make them a good fit. 1. Reflection of Fragmentation and Discontinuity Modernism: Modernist literature often portrays the fractured human experience, reflecting the impact of industrialization, war, and rapid societal change. The fragmented structure of collage (e.g., T.S. Eliot’s The Waste Land) mirrors the alienation and loss of unity in modern life. Postmodernism: Postmodernism embraces pastiche and collage to represent a world where grand narratives have collapsed. Life is no longer seen as a single, cohesive story but rather as a mix of influences, references, and media. This aligns with the experience of information overload, globalization, and the blending of identities (e.g., Pynchon’s Gravity’s Rainbow). 2. Intertextuality and the Saturation of Media & Culture Modernism: Modernists used pastiche to engage with literary tradition (e.g., Joyce’s Ulysses mimicking various writing styles). It was a way to connect the past with the present and to experiment with how history shaped contemporary life. Postmodernism: The postmodern world is filled with recycled images, remixes, and intertextual references. Pastiche reflects this by blending styles from pop culture, history, and literature, often with irony or playfulness (e.g., Eco’s The Name of the Rose). 3. Loss of Authenticity and Originality Modernism: Modernist writers still sought originality, but they acknowledged the difficulty of expressing truth in a world that felt fragmented. Postmodernism: Postmodern literature often rejects the idea of originality altogether, arguing that everything is a remix of the past. Pastiche, which borrows without necessarily critiquing, aligns with this postmodern idea that meaning is constructed through layers of imitation. 4. Multiplicity of Perspectives and Identity Modernism: The stream-of-consciousness technique in modernist literature (e.g., Woolf, Faulkner) reflects how individuals experience reality subjectively. Collage allows multiple perspectives to coexist, mirroring the fractured nature of identity. Postmodernism: Pastiche reflects the idea that identity itself is constructed through different cultural influences. Postmodern works often feature characters who are fragmented or whose identities shift depending on the context (e.g., Don DeLillo’s White Noise). 5. Accessibility and Recognition Both collage and pastiche make literature more relatable and understandable by reflecting how people consume and interpret culture: Readers recognize elements from other texts, making the work feel familiar even when fragmented. The patchwork structure resembles modern life, where people consume multiple media sources, historical references, and digital content simultaneously. In an era of memes, remixes, and cultural pastiche, modern audiences easily connect with the postmodern technique of layering different influences. Conclusion Collage and pastiche are effective tools because they reflect how people think, feel, and process reality in both modern and postmodern times. They align with the fragmented, media-saturated, and intertextual nature of contemporary life, making literature more reflective of human experiences in a rapidly evolving world.

مهریه تو ایران که زنا حق و حقوقی تدارن ضروریه. تو خارج بخوان جدا بشن باید هر چی مال و اموال بعد ازدواج به دست اومده (حتی اگه خانوم بیرون از خونه شاغل نبوده باشه) تقسیم شه بین دو طرف چون خانه داری و تربیت فرزند هم شغله. مرد از این بابتا خیالش راحت بوده که تونسته بره سرکار پول در بیاره. پس اون پول متعلق به هر دوعه مهریه تو ایران، همچین نقشی رو بازی میکنه. یه جور safety net هست. خیلی ها همسرشون فوت میشه پدر و مادر همسر هیچی بهش نمیدن از اموال پسرشون، ولی مهریه اگه باشه اونو مجبورن بدن

انقدر از این شارلاتانِ زن‌ستیزِ شومنِ کلاهبردار بیشرف بدم میاد که خدا میدونه

Repost from SUT Twitter
باز پسری بود که بدنبال عدم توان پرداخت مهریه زندان افتاده و بدنبال استرسِ حاصل از آن دچار بیماری اسکیزوفرنیای شدید و مقاوم به درمان شده است؛ زن مهریه را گرفت و رفت و دوباره ازدواج کرد و پسر زندان رفت و غرق شد و اسم این شد: عدالت. -دکتر روح الله صدیق- @sut_tw

🔻دانشجویان: مسئولان دانشگاه می‌دانستند مسیر خوابگاه امن نیست ولی کاری نکردند امیرمحمد خالقی درمیان، ورودی ۱۴۰۲ رشته مدیریت کسب و کار، اهل خراسان جنوبی بود و به تازگی ترم چهارم تحصیلی خود را شروع کرده بود. آن طور که دوستانش می‌گویند، روز حادثه در واقع اولین روز کاری بود. او در زمان حادثه، از محل کار خود در میدان انقلاب به خوابگاه بازمی‌گشت. یکی از دوستان هم‌خوابگاهی امیرمحمد در گفتگو با روزنامه اینترنتی فراز می‌گوید: 🔹چهارشنبه اولین روز کاری امیرمحمد بود، به همین خاطر آن روز علاوه بر گوشی موبایل، لپ‌تاپ هم همراهش بود. آن قدر برای کار شوق و ذوق داشت که شب شاید دو سه ساعت هم نخوابید. به ما گفت نهار و شامش را بگیریم. 🔹امیرمحمد همیشه نهایتا تا ده شب به خوابگاه برمی‌گشت. شب گذشته، وقتی تا حدود دوازده شب برنگشت، نگرانش شدیم و سراغ حراست رفتیم. مسئول حراست فقط گفت مثل این که یک دانشجویی چاقو خورده و الان بیمارستان است. وقتی به بیمارستان شریعتی رسیدیم، متوجه شدیم امیرمحمد از ساعت نه و نیم شب در اتاق عمل است. 🔹آن طور که ما متوجه شدیم، حوالی ساعت نه شب امیرمحمد در فاصله چندمتری از در پشتی خوابگاه قرار داشته که یک موتورسوار و سرنشین آن، به سمت او می‌روند. امیرمحمد حساسیت زیادی روی وسایلش داشت. احتمالا مقاومت کرده و آن‌ها هم با چاقو به او حمله می‌کنند. چیزی که مشخص است، بعد از زخمی شدن چند متر پشت سر موتوری می‌دود و بعد از خیابان، کنار پل عابر پیاده بزرگراه جلال روی زمین می‌افتد. ما فیلم دوربین‌ها را دیدیم، چهره مهاجمان خیلی مشخص نیست. گفته می‌شود یکی از دانشجویان موقع بازگشت به خوابگاه بدن خونی این دانشجو را در آن محل دیده و عابران پیاده او را به بیمارستان منتقل می‌کنند. یکی از هم‌خوابگاهی‌های امیرمحمد در مورد وضعیت او در بیمارستان می‌گوید: 🔹دکتر می‌گفت فقط بیست دقیقه تلاش کردند او را احیا کنند، تقریبا همه اعضای داخلی بدن آسیب دیده بود. بعد از آن به آی‌سی‌یو منتقل شد اما حدودا هفت و نیم صبح بود که جان خود را از دست داد. 🔹به گفته دوستان خوابگاهی امیرمحمد، حراست اصلا توجه‌ای به موضوع چاقو خوردن یک دانشجو در نزدیکی خوابگاه نداشته و تا زمان حضور آن‌ها در بیمارستان، هیچ گونه پیگیری برای وضعیت درمان امیرمحمد انجام نداده بود؛ حتی شماره همراه خانواده این دانشجو را در اختیار دوستانش قرار نداد. گفته می‌شود، خود مسئولان دانشگاه پس از فوت امیرمحمد به بهانه نیاز برای عمل فوری آپاندیس، از خانواده این دانشجو درخواست کرده‌اند هرچه زودتر خود را به تهران برسانند. این دانشجوی ۱۹ ساله، اهل خراسان جنوبی است. 🔹ما بارها پیش از این هم از دانشگاه درخواست داشتیم برای امنیت این ورودی اقدامی انجام دهد. برای مثال یک کیوسک پلیس در آن جا مستقر شود یا روشنایی آن محدوده فزایش یابد. با این حال، مسئولین در تجمع امشب گفتند این موضوع را از نیروی انتظامی پیگیری کرده‌اند ولی نتیجه‌ای نداشته است. ما از مسئولان درخواست داریم از سمت دانشگاه علیه کلانتری شکایت ثبت کنند./فراز ✅ کانال همیار دانشگاه تهران 🆔 @hamyarUT

جدی یادم میاد یه عده بدون هیچ تلاشی و کاملا رندوم تو خانواده های اشرافی اروپا به دنیا میان اصلا به آلامم اضافه میشه

photo content
+9

Mic drop 🎤

این شاید معروفترینش باشه
این شاید معروفترینش باشه

و یه چیزی که توی نقاشیای برفیش خیلی مهمه اینه که برای سایه ها از رنگ آبی استفاده میکرده از یه جایی به بعد و همین باعث شد امپرسیونیستا دیگه برای سایه ها سمت رنگای مشکی و خیلی تیره نرن

اتفاقا حدود ۱۴۰ تا نقاشی برفی داره:)) جزو بیشترین نقاشیای برفی بین ارتیستاس

برقمون رفت (خارج از تایم معمول) 😐😐

خدا لعنتتون کنه با این مارکتینگ کمپیناتون و پیاماتون 😂😂 گفتم این کیه خدا
خدا لعنتتون کنه با این مارکتینگ کمپیناتون و پیاماتون 😂😂 گفتم این کیه خدا

photo content
+4

سعادت واقعی شاید در این باشه که درساتو بخونی؛ خرجتو در بیاری؛ بعد بدون آسیب به کسی، دیوانه‌وار از زندگیت لذت ببری! (سالوادور دالی در حال رنگ‌آمیزی سقف موزه‌ش در شهر فاگِرِز اسپانیا) «لوکوموتیو» @uttweet

ناراحتم و نمیدونم چرا