en
Feedback
𝐌𝐨𝐳𝐡𝐚’𝐬 𝐃𝐢𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬

𝐌𝐨𝐳𝐡𝐚’𝐬 𝐃𝐢𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬

Open in Telegram

از علایقم به اشتراک می ذارم و می نویسم. balanced lifestyle & mindset & personal growth. My personal social diary/Always too busy,dreaming. علاقه مند به : قهوه ، کافه ، کتاب ، دویدن.

Show more
2 326
Subscribers
-224 hours
-167 days
-8430 days
Posts Archive
اینو دیشب دایرکت دادم به یکی از کسایی که تو مسیر درس خوندن الگو من بودن و هستن دیدم گذاشته استوری الان☕️ دکتر مریم-متخصص رادی
اینو دیشب دایرکت دادم به یکی از کسایی که تو مسیر درس خوندن الگو من بودن و هستن دیدم گذاشته استوری الان☕️ دکتر مریم-متخصص رادیو دانشگاه تهران از وقتی من میشناسم ایشون رو امتحان رزیدنتی داشتن بی نهایت تو مسیر زندگی من اثر گذاشتن یادمه تو تک تک کلاس زبان هام تو تک تک قهوه های ۸ صبح ازش الگو میگرفتم.

امیدوارم هرگز تو زندگیتون تابع و بنده: کافیین نباشید اینجوریه که نمیتونی رانندگی کنی نمیتونی از تخت بلند شی خونه ام تنهایی الان قدر زندگی با مریم رو میدونم حداقل قهوه میداد دستم😫 و فقط نیاز داری به قهوه تمام چیزهایی کافیین دار خونه هم تموم شده ! اسنپ اتم کار نمیکنه حتی! کاش کافه هم مثل غذا بود زنگ میزدی ؛ بدون اسنپ پیک کافه قهوه رو در خونت تحویل میداد! جدی ام کاملا حالم بده به دلیل نبود کافیین الان و نمیتونم از تختم تکون بخورم!☕️😬

قبلنا تو روز بالای صدتا ناشناس جواب میدادم یادتونه؟؟ الان یهو زیاد میشه اصن مغزم اذیت میکنه اینا اثراته چیزیه که خودت میفهمی و آدما نمیفهمن!

اینکه ناشناس برمیدارم لینکش رو چونکه میخوام تک تک جواب بدم اما تا میبینم دیگه نمیتونم سریع برمیدارم🤍 قشنگ انگار دایره سوشال مدیایی بودنم لیمیت کوتاه داره!

بچه ها باورم نمیشه شماها خیلی خوبید😫🤍✨ بوس به تک تک اتون اما این منمممم که هنوز زیاد نمیتونم پیشتون باشم و منیج کنم همه زمینه ها رو ایشالا که به زودی میگذره.

در پاسخ این پیام نوشت: تو جونمی دختر خوشگل من قوی برمیگردی عزیزم مطمئنم ❤️❤️💋💋😍

در پاسخ این پیام نوشت: اگه اهل کتابی، کتاب‌های عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست+ سوگ رو بخون امیدوارم کمکت کنه تاحالت بهتر بشه

منم پدرمو اسفندماه از دست دادم🥲 درسته خیلی داره سخت میگذره اما باید بگذرونیم درسته؟🫂 موژای قشنگم خوشحالم که داری سعی میکنی به زندگی برگردی مطمئنم بابات از اونجا داره با لبخند بهت نگاه میکنه و افتخار میکنه منم سعی کردم زبان خوندن و شروع کنم که صرفا یه سرگرمی داشته باشم

اگه بخوام یه چیز رو بگم: مامان منِ زن قوی هست که من قوی ام! این کلِ داستانه تو تنهایی هاش عزاداره اما خودشو به کار قفل کرده و شبا نا اروم✨

مامانت چی

از اینکه ناراحتی رو شو کنم تو سوشال مدیا خوشم نمیاد! اما اینجوریم که : تنها میرم کلی سر خاک گریه میکنم میام میشینم تو ماشین کانسیلر و تینت میزنم و میرم دنبال زندگیم جوری که حتی آدما نمیذارم بفهمن من چمه!

اخیرا دوستام و کسایی که منو از نزدیک میشناسن میگن موژا تو واقعا قوی هستی که بازم سعی میکنی شیک بپوشی و خودتو وصل کنی به زندگی! و من اینجوریم که: مجبورم! اما بزرگ‌ترین فشار زندگیمو دقیقا حس کردم!

ممنونم عزیزم جوری سخته ببین اصلا هیچ چیزی تو زندگیم به اندازه این موضوع منو شکننده نکرده بود! چونکه هر بار جای خالی میبینی و نمیدونی باید چیکار کنی حتی🫶🏻

خیلی واقعا برات ناراحتم واسه یه دختر احتمالا سخت‌ترین بخش زندگیش همینه، امیدوارم بتونی هرچند دیر ولی خودتو مجدد به زندگی وصل کنی🌱

t.me/HidenChat_Bot?start=6365515115 من دارم سعی میکنم بعد از یک ماه فوت پدرم هر روز به زندگی برگردم اما شاید بگم بدترین اتفاقه و چقدر سخته برام و امیدوارم تونسته باشم تا الان شما بگید چه خبر🫶🏻☕️☕️

سعی بر تمرکز و نظم دادن ذهن ☕️
سعی بر تمرکز و نظم دادن ذهن ☕️

اینو مینویسم که یادم بمونه و واقعا به تهش رسیدن یعنی چی! بهمن ۱۴۰۴ آنلاین شاپ یه ساله شده بود تقریبا و فروش تو اوج خودش بود جوری که من حتی پول قهوه ام هم نداشتم روم نمیشد از مامانم بگیرم دیگه! چونکه عادت کرده بودم خودم پول خودمو داشته باشم همون بهمن ماه باید چمدون میبستم و از ایران میرفتم چونکه تایمی نداشتم که دیگه ایران بمونم و دانشگاه عملا ورودی بهمن من آخرین نفری بودم که رسیدم! هنوز به خودم نیمده بودم که جنگ شد و همه چیز قطع شد و عملا منی که تازه مهاجرت کرده بودم و دوری از خانواده و بیزنسی که از دورم نمیتونستم مدیریت کنم! حالا درس و دانشگاه و جنگ و روز های اول مهاجرتم داشت منو اذیت میکرد تقریبا ۶ ماه گذشت ترمم تموم شد که برگردم ایران استانبول بودم اول سفر و بعد پروازم به شیراز که بیام ایران کارامو سر و سامون بدم خانواده امو ببینم شوک بعدی وارد شد بهم: دلم لک زده بود برای بابام و حرف زدن باهاش رسیدم شیراز مامانم زنگ زد فورا بیا بابات تصادف کرده و قضیه جالب نیست با چمدون هام در بیمارستان تک تک پله ها رو زدم تا رسیدم icu و داشتم نگاه میکردم به مانیتور که تموم شد همه چیز و من الان هنورم نمیدونم چه جوری دارم میتونم؟ و چه جوری دارم ادامه میدم اما به جرعت میگم بالاترین از این دردا هیچی وجود نداره و من تو دارک ترین شرایطی هستم که باید و دنبال نور میگردم☀️

زمان کنکور من تست ماز زیستش خوب بود! الان واقعا سال ها گذشته و نمیدونم اما کنکور ایران کلا ترکیبه همه چیزش

برای کنکور تست های ماز بنظرت خوبه اگه امتحان کردی؟ دهمم خیلی گیجم واقعا چی بخونم

سلام عزیزم ممنونم نه من بوشهر و شیرازم و بقیه جاها نمیدونم البته تهرانم صد اوکیه درمورد تهران و بوشهر و شیراز میدونم!✨