epookha
Open in Telegram
🌿 Let’s smoke some weed خوانندهیِ عزیز، این خودِ منم که موضوعِ کتابم هستم؛ و درست نیست که تو فراغتِ خود را بر موضوعی چنین سبک و بیاهمیت بگذاری. پس بدرود. | مونتنی
Show more244
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
244
زیادی دارم پیر میشم. باید سرعتش رو کند کنم گرچه ناتوانم. عین جوانی کوتاهم. پیرها زودزود در تنهایی اشکشون میریزه، مثل شاششون. دیشب متوجه شدم که نمیتونم خودکشی کنم. اساساً توی زندگیم هیچ کاری رو نتونستم کامل و درست انجام بدم، این هم میذارم روش. اوضاع مناسبی برای نوشتن ندارم. تقریباً تمام وجودم رو خوردهاند، اوریثینگ. چند متن خداحافظی نوشتم و پاک کردم. شاید این پایان من باشه. نباید همیشه ادامه داد. ولی یادتون نره که زندگی گرچه دوستداشتنی نیست، ولی کردنیست.
244
یکی از خوشیهای دیروز این بود که مردم مسکو هم به جمع دیگر مردم روسیه و ایران پیوستند. پیس پیس صف پمپ بنزین.
244
پوتین ۲۰۲۰: پدافند کشورمان به حدی قدرتمند است که هیچ جنبندهای نمیتواند از آن عبور کند.
پدافند قدرتمند کشورشان:
244
بزرگترین و راسخترین عشق شاید با تمسخری بیانتها مصادف شود. چنین عشقی به دیوانهوارترین موسیقی میماند، به از خودبیخود شدن موجودی هشیار.
ولع من به عشقورزیدن مشرف است بر مرگ، همچون پنجرهای مشرف بر حیاط.
باتای
244
https://t.me/Parking_official/62
فعلا به شکل دیوانهواری دارم پاسکال میخونم و اینجا بعضیهاشو میذارم. بفرمایید:
244
ایدهآلِ من در نوشتن: خاموش کردن ابدی شاعری که در درون آدمی پنهان است؛ تصفیهی آخرین بقایای غنایی او؛ حرکت در خلاف جهت آنچه هستیم، خیانت به الهامات خویش؛ لگدمال کردن شور و شوقها و حتی شکلکهای آن. هرگونه بوی ناخوشایند شعر، نثر را مسموم میکند و آن را غیرقابلتنفس میسازد.
چوران
دفترچهها
244
بعد از اینکه تونستم تازه ببینم، تصمیم گرفتم لنز دوربین گوشیم که شکسته بود رو درست کنم. اینبار یه دختر که نصفم بود نیم ساعت علافم کرد و هر چی داشتم و نداشتم رو ازم گرفت. کلی تشکر هم کرد که اون روز براشون حسابی سود داشتم. بعد چون کرهخری خندان به سوی چهارراه دوم کوچه ششم روانه شدم تا ساقی رو ببینم و بپرسم هنوز گرمی صد تومنه؟
244
همینجوری رفتم توی مغازه و عینکمو دادم بهش که درست کنه. یه جوری بگا رفته بود که نه میشد بگی شکسته نه میشد بگی نشکسته! یارو از این پشتیبانهای مسجدی ولایت فقیه بود. گفت اگه با دستگاه نشکست که صلوات بفرست اگر شکست سیصد تومن ازت میگیرم. گفتم باشه. هیچی دیگه صلوات فرستادم به زنده و مردهش و بعد اومدم خونه دیدم مادرم داره به بهانهی سرزدن و کمک کل وسایلم رو میریزه بهم و دست به وسایلم زده. هیچی دیگه هرچی فحش و لعن و نفرین بلد بودم فرستادم به زنده و مرده خودم. که میشد زنده و مردهی اون. آدم پیر بهتره از قبل پدر و مادرشو از دست داده باشه تا آخر عمری معذب نباشه.
244
توجه کنید اینجا بریتانیاست. یه عده مهاجر مسلمون پا شدن اومدن و کشورشون رو اشغال کردند. اینام پا شدن و خونههای اونا رو آتیش زدن. ماجرا این بوده یه مهاجر سودانی سر یه انگلیسی رو توی ایرلند میبره، و چارتا افغانی به یه پسر نوجوان بریتانیایی تجاوز میکنند.
244
خدمت عزیز گوهخوری که اینک پیام داد مگه تو ترک نکرده بودی؟ عارضم که چرا. ولی برای فرار از کونیشدن، گاهی باید کون بکنید.
