en
Feedback
epookha

epookha

Open in Telegram

🌿 Let’s smoke some weed خواننده‌یِ عزیز، این خودِ منم که موضوعِ کتابم هستم؛ و درست نیست که تو فراغتِ خود را بر موضوعی چنین سبک و بی‌اهمیت بگذاری. پس بدرود. | مونتنی

Show more
Buy Ad
244
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
زیادی دارم پیر می‌شم. باید سرعتش رو کند کنم گرچه ناتوانم. عین جوانی کوتاهم. پیرها زودزود در تنهایی اشکشون می‌ریزه، مثل شاششون. دیشب متوجه شدم که نمی‌تونم خودکشی کنم. اساساً توی زندگیم هیچ کاری رو نتونستم کامل و درست انجام بدم، این هم می‌ذارم روش. اوضاع مناسبی برای نوشتن ندارم. تقریباً تمام وجودم رو خورده‌اند‌، اوری‌ثینگ. چند متن خداحافظی نوشتم و پاک کردم. شاید این پایان من باشه. نباید همیشه ادامه داد. ولی یادتون نره که زندگی گرچه دوست‌داشتنی نیست، ولی کردنی‌ست.

این شات زیبا رو اوکراین درنیاورده. خود پدافند قدرتمند روسیه زحمتشو کشیده.
این شات زیبا رو اوکراین درنیاورده. خود پدافند قدرتمند روسیه زحمتشو کشیده.

یکی از خوشی‌های دیروز این بود که مردم مسکو هم به جمع دیگر مردم روسیه و ایران پیوستند. پیس پیس صف پمپ بنزین.

پوتین ۲۰۲۰: پدافند کشورمان به حدی قدرتمند است که هیچ جنبنده‌ای نمی‌تواند از آن عبور کند. پدافند قدرتمند کشورشان:
پوتین ۲۰۲۰: پدافند کشورمان به حدی قدرتمند است که هیچ جنبنده‌ای نمی‌تواند از آن عبور کند. پدافند قدرتمند کشورشان:

+1
اینم پدافندوف.

دومین ارتش جهان، اینجوری می‌خواد با حمله پهپادی اوکراین مقابله کنه.

بزرگترین و راسخ‌ترین عشق شاید با تمسخری بی‌انتها مصادف شود. چنین عشقی به دیوانه‌وارترین موسیقی می‌ماند، به از خودبی‌خود شدن موجودی هشیار. ولع من به عشق‌ورزیدن مشرف است بر مرگ، همچون پنجره‌ای مشرف بر حیاط. باتای

احتمال اینکه بعد از شنیدن این موزیک دچار جدایی بشید بیشتر از ازدیاد محبته.

خب این یه اصطلاحه. برید پیدا کنید، بفرستید براش. کصکشا.

برای شما، اگه محبوبی دارید، بفرستید براش.

MZ_Sunday_Luv_Nu_Christopher_Schwarzwalder_Choose_Origina.mp320.95 MB

«جاست آخوند من را بگاید or جاست به آخوند می‌دهم» در ایرانی رندوم.
«جاست آخوند من را بگاید or جاست به آخوند می‌دهم» در ایرانی رندوم.

https://t.me/Parking_official/62 فعلا به شکل دیوانه‌واری دارم پاسکال می‌خونم و اینجا بعضی‌هاشو می‌ذارم. بفرمایید:

ایده‌آلِ من در نوشتن: خاموش کردن ابدی شاعری که در درون آدمی پنهان است؛ تصفیه‌ی آخرین بقایای غنایی او؛ حرکت در خلاف جهت آن‌چه هستیم، خیانت به الهامات خویش؛ لگدمال کردن شور و شوق‌ها و حتی شکلک‌های آن. هرگونه بوی ناخوشایند شعر، نثر را مسموم می‌کند و آن را غیرقابل‌تنفس می‌سازد. چوران دفترچه‌ها

بعد از اینکه تونستم تازه ببینم، تصمیم گرفتم لنز دوربین گوشی‌م که شکسته بود رو درست کنم. این‌بار یه دختر که نصفم بود نیم ساعت علافم کرد و هر چی داشتم و نداشتم رو ازم گرفت. کلی تشکر هم کرد که اون روز براشون حسابی سود داشتم. بعد چون کره‌خری خندان به سوی چهارراه دوم کوچه ششم روانه شدم تا ساقی رو ببینم و بپرسم هنوز گرمی صد تومنه؟

بابا کسکشا آخر عمری بذارید اندازه دو متر جا احساس داشتن مالکیت خصوصی داشته باشیم.

همینجوری رفتم توی مغازه‌‌ و عینکمو دادم بهش که درست کنه. یه جوری بگا رفته بود که نه می‌شد بگی شکسته نه می‌شد بگی نشکسته! یارو از این پشتیبان‌های مسجدی ولایت فقیه بود. گفت اگه با دستگاه نشکست که صلوات بفرست اگر شکست سیصد تومن ازت میگیرم. گفتم باشه. هیچی دیگه صلوات فرستادم به زنده و مرده‌ش و بعد اومدم خونه دیدم مادرم داره به بهانه‌ی سرزدن و کمک کل وسایلم رو می‌ریزه بهم و دست به وسایلم زده‌. هیچی دیگه هرچی فحش و لعن و نفرین بلد بودم فرستادم به زنده و مرده خودم. که می‌شد زنده و مرده‌ی اون. آدم پیر بهتره از قبل پدر و مادرشو از دست داده باشه تا آخر عمری معذب نباشه.

توجه کنید اینجا بریتانیاست. یه عده مهاجر مسلمون پا شدن اومدن و کشورشون رو اشغال کردند. اینام پا شدن و خونه‌های اونا رو آتیش زدن. ماجرا این بوده یه مهاجر سودانی سر یه انگلیسی رو توی ایرلند می‌بره، و چارتا افغانی به یه پسر نوجوان بریتانیایی تجاوز می‌کنند.

«ولی خوب بلدیا. خیلی خوبی. حیف پولدار نیستی. چرا پول نداری؟» بهم گفت.

خدمت عزیز گوه‌خوری که اینک پیام داد مگه تو ترک نکرده بودی؟ عارضم که چرا. ولی برای فرار از کونی‌شدن، گاهی باید کون بکنید.