en
Feedback
epookha

epookha

Open in Telegram

🌿 Let’s smoke some weed خواننده‌یِ عزیز، این خودِ منم که موضوعِ کتابم هستم؛ و درست نیست که تو فراغتِ خود را بر موضوعی چنین سبک و بی‌اهمیت بگذاری. پس بدرود. | مونتنی

Show more
Buy Ad
244
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
بیماری‌ حتماً نباید چیز عجیب و پیچیده‌ای باشه که از پات بندازه. بسیاری از مریضی‌های معمول ولی مزمن می‌تونند کارتو تموم کنند. بگذریم، درد و مرض آدم پیر یکی دوتا نیست. اوضاع تعریفی نداره و باید گفت بیماری‌ها بدون پول می‌تونند عجیب و پیچیده و تبدیل به مسیری بدون بازگشت بشن. غرض از نوشتن این که برخلاف عموم مردم که چیزی رو می‌سازند و بعد خراب می‌کنند چه سازه، چه رابطه، چه زندگی و چندتا چه‌ی دیگه... من عرضه‌ی خراب کردن ندارم. تا یادم میاد اگه چیزی هم ساختم، بعد رهاش کردم. خلاصه، اپوخه برای همیشه در اینترنت آرشیو شد. از همه‌ی کسانیکه من رو همراهی کردند توی این سیاهچال تاریک ممنونم. خوش گذشت. مراقب خودتون باشید. پیرمرد

photo content

هیچ وقت این سیاهی و تاریکی که از من دیدید رو الگو قرار ندید. با چند نفرتون که حرف زدم متوجه شدم دارید خودتون رو به سمت انزوا و گوشه گیری سوق می‌دید. دور از زن‌ها بودن بزرگترین اشتباه زندگیتون خواهد بود. دور از زندگی، دعوا و جنجال و نزدیک به خودکشی و تاریکی و عزلت، بزرگترین اشتباه زندگیتون خواهد بود. باید عبور کنید؛ از آدمی به آدم دیگر. از مرحله‌ای به مرحله‌ی دیگر. کافیه از بوکفسکی همینو یاد بگیرید: «از دستان عشقی به در شدن، و به آغوش عشقی درآمدن.» عزیزم، خوشایند نیست در سر گذرگاه رها شوی، خوشایند نیست که در کنار گذرگاه بمیری، مثل من.

اگه ازم بپرسند یکی از بهترین شعرهایی که بوک نوشته: خوشایند نیست که در سر گذرگاه رها شوی، بهتر است عشقی ناکارآمد را فراموش کنی، زیرا همه عشق‌ها در نهایت ناکارآمدند. خیلی بهتر است که در کنار ساحل، در اتاق 42 هتل «دلمار» عشق‌بازی کنی، بعد روی تخت بنشینی، و شراب ناب بنوشی، در حال سخن گفتن، در آغوش کشیدن، سیگار کشیدن، و گوش به امواج سپردن. من بسیار بارها مرده‌ام، معتقد و منتظر، در اتاقی، خیره به ترک سقف، برای تلفنی، نامه‌ای، ضربه‌ای به در، یا صدایی. از درون دیوانه می‌شوم، وقتی او با مردهای غریبه در کلاب می‌رقصد. از دستان عشقی به‌در‌شدن، و به آغوش عشقی در‌آمدن. خوشایند نیست که در کنار گذرگاه بمیری، بهتر است زمزمه‌ی اسمت را در تاریکی بشنوی. ترجمه مهیار مظلومی

6. Alinda - Waves (320).mp313.46 MB

بیهوده تقلا می‌کنم. پایم می‌لغزد. زندگی‌ام همچنان زندگی یک شاعر است. بدتر از این هم می‌شود؟ کیرکگارد یااین‌یاآن صالح نجفی

زندگیم سربه‌سر بی‌معناست. دوره‌های مختلف زندگیم را که وارسی می‌کنم، می‌بینم شبیه کلمه‌ی Schnor در فرهنگ لغت است؛ این کلمه اول از همه به معنای رشته است و بعد عروس. البته ناگفته نماند که معنای سوم آن شتر و معنای چهارمش جارو است. کیرکگارد یااین‌یاآن صالح نجفی

روح من آن‌چنان سنگین است که دیگر هیچ فکری قادر به کشیدن بار آن نیست، هیچ بال و پر زدنی نمی‌تواند آن را به عرش ببرد. اگر تکان بخورد، کاری به‌جز گذشتن از روی زمین نخواهد کرد، همانند پرواز پرنده‌ها در ارتفاع کم به هنگام وزیدن توفان تندری‌. کیرکگارد یااین‌یاآن صالح نجفی

شراب دیگر دل مرا شاد نمی‌کند؛ جرعه‌ای از آن غمگینم می‌کند، زیاد که بنوشم، اسیر ماخولیا می‌شوم. روحم ضعیف و ناتوان است؛ مهمیز لذت را بیهوده در پهلویش فرو می‌کنم، دیگر نمی‌تواند، دیگر نمی‌تواند در جهش شاهانه‌اش خود را بالا بکشد. من همه‌ی پندارهایم را از کف داده‌ام. بیهوده می‌کوشم خود را به دست طرب بی‌منتها بسپارم، او هم نمی‌تواند مرا از جا بلند کند یا بهتر بگویم، من نمی‌توانم خودم را از جا بلند کنم. کیرکگارد یااین‌یاآن صالح نجفی

- این توسعه‌ی کشور که میگی توی اتاق باهامونه، چی هست؟ - جهان وجود دارد -یعنی هست- تنها اگر «دازاین» وجود داشته باشد، تنها اگر
- این توسعه‌ی کشور که میگی توی اتاق باهامونه، چی هست؟ - جهان وجود دارد -یعنی هست- تنها اگر «دازاین» وجود داشته باشد، تنها اگر جمهوری اسلامی در کار باشد.

هر چه بیشتر جمهوری اسلامی بماند، سیل بیماران به مطبم بیشتر می‌شود که الباقی چیزها خودبه‌خود درست خواهد شد.
هر چه بیشتر جمهوری اسلامی بماند، سیل بیماران به مطبم بیشتر می‌شود که الباقی چیزها خودبه‌خود درست خواهد شد.

عاشورا برای فرزندان علی، فاجعه‌ای چنان سنگین بود که بعد از اون هر کی خواست این مسیر رو طی کنه، ازش پشتیبانی و حمایت نکردند. حتا اگه از فرزندان نزدیکشون بود. در روایات از این روز به‌عنوان یک مصیبت عظما یاد میشه. یعنی چی؟ یعنی کصکشا دیگه نباید تکرارش کرد. سوای اینکه نشون میده امام شیعه مسئولیت‌پذیری داشته نسبت به جان یارانش، روایات زیادی هم وجود داره که اومدند اعتراض کردند چرا هیچ‌کاری نمی‌کنید؟ و امام هم به بهانه‌های مختلف جلوشون رو می‌گرفته. مثلا یه‌جا گفته شماها حالیتون نیست، اگه تعداد یاران واقعیم اندازه یه گله گوسفند بود باشه، ولی نیست، پس بشینید سرجاتون.

۱۸ و ۱۹ دی‌ماه برای تست خیابان کافی نبود، شازده؟
۱۸ و ۱۹ دی‌ماه برای تست خیابان کافی نبود، شازده؟

Plastikman - Consumed.mp326.87 MB

هر ایرانی، یک آخوند درون.

قبح کشتن بی‌گناهان و جوانان و کودکان در ایرانِ نودوهشت، چارصدویک و ۴۰۴ ریخته نشد.
قبح کشتن بی‌گناهان و جوانان و کودکان در ایرانِ نودوهشت، چارصدویک و ۴۰۴ ریخته نشد.

https://t.me/AnonPmc_bot?start=EPOOKHA چون ارتباطم با بعضی‌هاتون فقط از این طریقه، فعلاً اینجا ناشناس بذارید.

photo content

photo content

چ
چ