en
Feedback
دُکی اعترافگیر👻💚

دُکی اعترافگیر👻💚

Open in Telegram

بات اعترافمون🤗🧡 |> @darkvidelbot 🔶

Show more
Iran198 611The category is not specified
361
Subscribers
-324 hours
-47 days
-430 days
Posts Archive
#اعتراف سلام دخترم ۱۵ با افتخار میگم نه به این کص‍ شرا که جوونای امروزی انجام میدم اعتیاد دارم نه به پسری اهمیت میدم تا حالا هم به کسی علاقه‌مند نشدم درسمو میخونم و به زندگیم ادامه میدم فقط ... متاسفانه تو این دوره زمونه نه دوستی پیدا میشه نه آدم درست حسابی دخترا که همه جنده شدن پسرا هم که هیچی فقط منم که این طوری ام یا.... 🔻اد رویام : حرف منم همیشه همین بوده بجای رفیق بازی های الکی یا حرص خوردن سر چندتا پسر بهتره واسه آینده تلاش کنید اعتراف های زیادی میشه که آقا با پسره/دختره به هم زدم حالم خوش نی و دلم میخواد خودکشی کنم و از این حرفا ولی هیچی با ارزش تر از خودت و آینده ات و اهدافت نیست بنظرم بهتره که رو آینده تمرکز کنید تا راضی کردن چندتا پسر یا دختر . موفق باشید . |>@darkvidel 🔶

#اعتراف یک شب داشتم خواب میدیدم یک زنو دارم اهم اهم میکنم تا اومدم ممه بخورم از خواب پریدم شانس نداریما دیدم پتو اومده بالا نگاه کردم 4 برابر مال خودم بود ترسیدم 🔻اد رویام : آها |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام خوبی دخترم ۱۸ سالمه و قدم حدود ۱۶۰ ولی وزنم ۷۴ کیلوعه خیلی چاق نیستم بیشتر توپرم ولی خیلی اعتماد به نفسم کم کرده همه میگن خیلی خوبی اینا ولی خودم راضی نیستم اصلا به خاطرش افسردگی گرفتم بنظرت چیکار کنم رژیم میگیرم هیچی نمیخورم ولی بازم همونم واقعا خیلی حالم بده :) 🔻اد رویام : سلام بنظرم وزنت خیلیم خوبه سعی کن اعتماد بنفست و ببری بالا خودتو دوست داشته باش اگه دیدی خیلی اوضاعت حاد شد برو پیش روانشناس . |>@darkvidel 🔶

#اعتراف دخترم 16سالمه یه چند وقتیه جق حال نمیده قبلا گرایش به لز/*بین داشتم الان هیچ حسی ندارم ن به لز ن چیز دیگه عادیه یا ن دخترا برای جقم راه حل بدین که حال بده با تشکر🖖😅 🔻اد رویام : عجبا 😐🤦‍♀ خب الان چی بگم من 😕 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام دکی جون امیدوارم حالت خیلی خوب باشه اعتراف نیست پسرم25 اهل تهران من چند سال پیش پول شارژ گوشیم رو نداشتم همیشه غر میزدم که میگفتم چرا باید من اینجوری زندگی کنم یکم کار کردم تو کارخونه کار بلد شدم خلاصه که رفتم بندر انزلی مغازه زدم برا خودم و همون کاری که بلد بودم و انجام دادم کارم پنجره سازی و فولاد و جوشکاری خلاصه که اونجا خیلی در آمد خوبی دارم به خواهرم پول میدم بهش خیلی خوشحالم بابت این موضوع هزینه عمل قلب مامانم هم دادم و الان داره زندگی می‌کنه خواستم بگم که هیچوقت از زندگی نا امید نباشید خدمت خواسش بهت هست فقط داره امتحانت می‌کنه کمک کردم دو تا زندانی هم آوردم بیرون از زندگی دیگه هیچی نمی‌خوام دعای مردم پشتم هست که اینقدر زندگی خوبی دارم خداروشکر هیچوقت تا امید نشید بچه ها خسته نشید تلاش و کوشش هست که جواب میده ببخشید اگه طولانی شد خاک پای همتون 🫀 🔻اد رویام : دمت گرم . امیدوارم همه مث تو به اهدافشون برسن . خلاصه که هممون اولین باره که زندگی میکنیم مشکلی نیست اگه اشتباه کنیم خطا هم جزوی از این زندگیه خودتون و واسه هیچی سرزنش نکنید و تلاش کنید واسه هدفاتون . 🤍 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف پسر هستم ۲۸ من خانمم دو سالی هست فوت شده سه تا بچه دارم یه خواهر زن دارم یه سال ازم کوچکتره اونم متاهله و ۳ تا بچه داره و چهره اش خیلی شبیه خانمم خدابیامرزم هست یه مدتی هست که بهش حس پیدا کردم و فک کنم عاشقش شدم واقعا موندم چیکار کنم خیلی دیوانه کننده شده برام چند باری پیشونی اش رو بوسیدم و لپش رو هم یه بار بوسیدم عکس العملی نداشت ولی رفتارهاش میگه میدونه که دوسش دارم موندم واقعا چطوری با این شرایط کنار بیام واقعا عاشقش شدم.😔 دوستان الکی کسشعر نگین اگه سنتون قد نمیده اونی که عاشق شده باشه میدونه من چی میگم🙈 +24 🔻اد رویام : سلام بحث این نیست که عقل قد میده یا نه . اگه دختره مجرد بود مشکلی نداشت تازه واسه خواهرزاده هاش مادری هم میکرد ولی یارو متاهله عاشق شدن جرم نیست ولی عاشق ناموس کسی دیگه نشو فکرش و از ذهنت بیرون کن خواهشا . |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام دخترم و ۱۶ سالمه بچه طلاقم از پسر عموم خوشم اومده ۱۹ سالشه و باشگاهی و سره کار میره و درس می خونه و تا الان فقط در حد سلام و خدافظی باهم حرف زدیم ولی خیلی دوستش دارم و حتی یه شماره ای ازش دارم نمی دونم چیکار کنم و هر وقتم که می خوام باهاش حرف بزنم اصلا حرف نمیزنه باهام و چند باری فکر کردم بهش زنگ بزنم و بگم ولی دهن لقه و میترسم و مامانم و بابامم خیلی گیر میدن این کار و بکن و نکن و میترسم به همه بگه به نظرتون چیکار کنم میشه میشه کمکم کنید 🔻اد رویام : سلام عزیزم اگه میگی دهن لقه بنظرم این ریسک و نکن یه تجربه ای هم دارم وایسا بگم منم از یه پسره تو فامیل خوشم اومده بود بعد شمارش و داشتم بهش پیام دادم بصورت ناشناس نیم ساعتی حرف زدیم و پسره خوب بود و بام گرم گرفت ولی وقتی فهمید که کی هستم گفت حرف زدنمون با هم اشتباهه و بلاک کرد ولی به کسی نگفت یعنی بگوشم نرسید و الانم حدودا چهار پنج ماهی از اون قضیه میگذره . اینو بهت گفتم که بدونی ممکنه ردت کنه نه بخاطر اینکه قیافه خوبی نداری یا چیزی بخاطر اینکه میترسه براش دردسر شی و از طرفیم ممکنه به کسی بگه خوب فکراتو بکن و تموم شرایط هارو بسنج بعد تصمیم بگیر . |>@darkvidel 🔶

#اعتراف چجوری میشه برا یکی بجنگی؟وقتی عشقت ی طرفس و نمیخوای که بدونه چون یبار چن سال پیش گفتی و غرورت اجازه نمیده دوباره بگی اصن ینی چ این جنگیدن؟چجوریه؟ چیزیو که نمیشه بزور بدست بیاری 🔻دُکی اعترافگیر : درسته ولی برای آدمی باید جنگید که بدونی علاقه‌بینتون دو طرفس و اندازه تو میخادت، خودتو بزار جای طرف ببین حسی بت داره یا ن چون اگه حسی نداشته باشه بیشتر سواستفاده میکنه ازت و زود خسته میشه شایدم دلش بخاد اما ت شرایطش نباشه یبار دور برش بپلک ببین واکنشش چیه اگه مثبت بود بعد قدم بزار |>@darkvidel 🔶

#اعتراف یعنی هرچی پسر میاد پی لاشیه؟ 😂 🔻دُکی اعترافگیر : صد درصد چون پسر خوب سرش ب کارش گرمه وقت برا این چیزا نداره ولی اگه حسیو بروز داده باشی بهش ممکنه یه پیامی بده |>@darkvidel 🔶

#اعتراف دکی یه سوال پسر خوب چجوری میاد پی؟ 🔻دُکی اعترافگیر : پسر خوب نمیاد پیوی مگه اینکه فهمیده باشه حسی داری بهش 😴 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف ادمین تو دیگه خیلیییییییییییییی لاشی اول ی چی دیگه نوشتی بعد ک هیت گرفتی ویراش زدی بر علیه من جالبه 😂💔🤣 🔻اد رویام : لازم دونستم اینو بهت بگم دفعه قبلی کسی که جوابت و داده بود من نبودم درضمن منم انقدر بیکار نیستم اعتراف هایی که بقیه جواب دادن و دوباره بخونم اوکی ؟؟ اولش منظورت و نفهمیدم و فک کردم به پسره درخواست دادی اونم با حرو/*زادگی ردت کرده و اگه همچین چیزی هم باشه هنوزم سر حرفام هستم چون اینجور پسرا یه لاشی به تمام معنان و خیلی خودشیفته ان اما وقتی فهمیدم چه سوتی دادم و متوجه منظورت نشدم که پسره 4 بار بهت درخواست داده و تو ردش کردی لازم دونستم ویرایش بزنم درضمن من تنها چیزی که برام مهم نیست حرف بقیه اس هرکسی یه نظری داره و دهن مردمم نمیشه بست افتاد ؟ |>@darkvidel 🔶

#اعتراف دکی یه سوال خودت چی دوست داری؟ مثلاً ماشین گیم فیلم دخی؟ 🔻دُکی اعترافگیر : نمیدونم حاجی دارم ده تا راهو باهم میرم تا یکیش بگیره پ در نتیجه دارم فاکداپ میرم جلو ولی حواسم هست(مثلا) 🤦🏻‍♂️😂 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف ادمین تو دیگه خیلیییییییییییییی ل/*اشی اول ی چی دیگه نوشتی بعد ک هیت گرفتی ویراش زدی بر علیه من جالبه 😂💔🤣 🔻دُکی اعترافگیر : اولا درست حرف بزن دوما چی گفته مگه منکه خودمم گفتم بت نباص 4 بار ردش میکردی تو یجورایی ناخواسته به پسره فهموندی من نمیخوام حسی باشه ولی تو همه چی آزادی میدونی اینکارو کیا میکنن؟ درسته ج/*ده ها الانم قصد توهین بهتون رو ندارم ولی رفتارتون اینو به پسره فهمونده و دیگه نمیتونه اعتماد کنه بهت چون هر لحظه ممکنه بزنی زیر همچی و بگی حسی بین ما نبوده و نیست پس ترجیح داده به یکی که مطمعن تره اعتماد کنه تا تو ولی غصه نخور ک/*ون لقش شد تجربه و بهترش گیرت میاد💚 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام به همه گی و ادمینا پسرم ۱۷ من یه بچه شادی بودم خیلی خوشحال پر انرژی الان که بزرگ شدم همش یه جوری ام حوصله هیچکسو ندارم دوستای قدیمم ولم کردن از تنهایی خیلی خوشم میاد وقتایی که مامان بابام نیستن خیلی راحتم دیشب داشتم عکسای بچه گیمو نگاه میکردم دیدم چقدر بچه ی شادی بودم غم نمیدونستم چیه تنها ترسم امپول بود اما الان کلی ترس دارم تو ذهنم نمی‌دونم چمه دیگه درونگرا شدم تنها میرم بیرون الان یک ماهه مامان بابام رفتن شهرمون من نرفتم موندم خونه دیشب تولدم رو تنهایی جشن گرفتم چرا اینجوری شدم حتی یه مدت از یکی خوشم میومد دیگه اونم ول کردم کلاس زیاد میرفتم همشون رو ول کردم حتی باشگاهم رو چرا دیگه امیدی هم به چیزی ندارم من اون آدمی بودم که تو اینستا رگباری واسه رفیقام فیلم می‌فرستادم طوری که شاکی میشدن دیگه اون کارم نمیکنم جالب اینجاس تو این مدت ینفر بهم زنگ نزد بگه کجایی چرا نیستی چرا برنامه نمیچینی ولم کردن با خالم تنها کسی که خیلی میونم خوب بود می‌رفتم بیرون دیگه برنامه هاش تمام شد چرا چون صاحب بچه شد و دیگه نه خودش نه بدنش کشش بیرون رفتم مسافت طولانی دوچرخه سواری کردن رو هم نداره که نمیتونم کاری حسودی نمیکنم براش خوشحالم ولی منم دیگه تنها کسی همیشه هر هفته باهام میومد رو یجورایی از دست دادم دمت گرم تا اینجا حرفمم رو خوندی خیلی پر بودم هرچی تو دلم بود رو اینجا نوشتم 🔻دُکی اعترافگیر : بدنت از خوشیای زودگذر سِر شده یه هدف بزا برنامه بچین و رو پیشرفتت کار کن اولاش وقت کم میاری ولی کم کم می‌افتی رو دور و میتونی بینش بری باشگاه بیرون یا هرچیزی ولی الان وقتشه یکاری برا خودت بکنی و دنبال خوشیای موندگار باشی مثل خونه طلا ماشین یا هرچیزی که دوست داری داشته باشیش و موندگاره برات الان یجورایی بی هدفی و نمیدونی داری چیکار میکنی و تنها دلخوشیت یه بیرون رفتن شده باید یکاری بکنی برا خودت |>@darkvidel 🔶

#اعتراف دکی ج/*ق زدن دختر 15روز یک بار عادیه؟ اگر عادی نیست راهی برا ترک 🔻دُکی اعترافگیر : تو این سن آره و اگه از من میپرسی تا وقتی که میتونی ازش لذت ببری مردانه بزن و سعی کن عادتت نشه بیشتر بزا بزنه بالا به گردن که رسید بزن اگه طبق عادت و یه تایم خاصی از روز بزنی حالی نداره و تکراری میشه برات😴 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف همون دخی 16کگفتم بهش ولی متنشو عوض کردم اینو گفتم ا سلام شب بخیر لازم دونستم یک مسئله رو اینجا شرح بدم و سوتفاهم های ایجاد شده رو برطرف کنم وقتی برای اولین بار بهت پیام دادم نمیدونم چه فعل و افعالاتی تو مغزم اتفاق افتاد که همچین حماقتی کردم و الان بیشتر از هر چیزی از این موضوع پشیمونم دوست ندارم این موضوع با توجه به اینکه ما یک سال دیگه همسایه هستیم ادامه پیدا کنه و من هر بار که باهات روبه رو میشم با احساس عذاب وجدان درگیر باشم این موضوع کاملا از جانب من تموم شده ازت میخوام این موضوعات رو کامل فراموش کنید و این پیامم بعد از خوندنش نا دیده بگیری چون خونوداه من، خیلی برام ارزش قائل هستند و نمیخوام با این قضایا به این ارزش لطمه یی وارد شه گفت چرا انقد پیگیری آن فالوت میکنم راست پیج میزنی راست میای استوری میبینی گفت میزارم پای بچه بازیات منم گفتم اولا ابراز علاقه بهت اشتباه محض بوده و من فقط اینو زدم بهت بگم وگرنه چیزی نیست که پیج بزنم استوری ت ببینم گفت ممنونم پیگیرم نیستی منم همینو میخوام دکی با لحن تمسخرش دلم شکست احساس سبک بودن میکنم💔 خورد شدم صدای شکسته شدن قلبم اومد تو لحن صحب کردنش با استیکر خنده هاش 🔻دُکی اعترافگیر : نمیدونم چی گذشته بینتون ولی بسپرش به زمان فراموشش کن خوشش بیاد خودش میاد نیومدم ک/*ون لقش |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام دکی دخترم16سال من خیلی اعتراف بالایی داشتم که گفتم کسی دوس داشتم22سالش بوده و دلمو ب دریا زدم و بهش گفتم ولی قبول نکردو..... توم گفتی بیخیال شو رو آینده تمرکز کن و خلاصه گذشت تا 28مرداد تولدم بود و 13صفر یکی از رفیقای کراشم استوری گذاشته بود که جریان دسته کلید خریدن چیه منم توضیح دادم براش همین جوری حرف زد گفت امدم پیش فلان دوستم حالا اسم نمیبرم که فهمیدم این رفیق فاب کراشمه اول نمیدونستم رفیقشه وگرنه ریپ نمیزدم بعدش دیدم کراشم آن. فالوم کرده و نمیزاره خواهر زاده هاش بیان دورم الان احساس میکنم اون منو ب دختری هرزه میشناسه که با همه حرف زدم بخدا درحالی اول نفری بود که ابراز علاقه کردم میخوام این پیام بفرستم التماس میکنم با دقت بخون و جواب بده :: سلام ببخشید مزاحم شدم میدونم باز اشتباس که بهت پی ام دادم یه خریتی کردم که حرف دلمو بهت گفتم نمیدونم سر چی بود واقعا اون موقه کنترل خودمو از دست داده بودم اصن به عاقبتش فک نکرده بودم نمیدونم الان راجبم چی فک میکنی (هرزه) یا هرچی چیز دیگه ای ولی خب اونجوری نیست من خام بودم یه همچین غلطی کردم ولی واقعا اولین نفری بودی که همچین اعترافی بهت کردم الانم ممکنه به چشمت خیلی اوسکل بازی باشه که پی ام دادمو اینارو گفتم ولی لطفاً به چش هرزه یا چیزی بهم نگاه نکن چون اونی که تو الان فک میکنی و به چشت میام نیستم واقعا فقط یه خریت بود آره یه همچین خطایی کردم و الان از خودم متنفرم هم یه معذرت خواهی به خودم و خانوادم و تو بدهکارم ببخشید حالا ب نظرت اینو براش بفرستم که قضیه حل فصل شه یا بزارمش حس میکنم بدونه اسکولم بهتر از اینکه فکر کنه خراب م 🔻دُکی اعترافگیر : توضیح زیادی نده تا وقتی که ازت سوال نکردن و اگه به پسره گفتی روش کراشی که نباید بدون حرف زدن انفالوت می‌کرد پیام بده بگو جریان چیه چرا انفالو کردی و اصلا به خاطر اون نرین به اعتماد به نفست و اگرم دیدی زیادی داره گیر میده بگو چون میدونستم با تو ارتباط داره جوابشو دادم و کار اشتباهی نکردم و اگرم ناراحتی بلاکش میکنم و دیگه حق نداری بدون حرف زدن بری امیدوارم درست راهنماییت کرده باشم 😴 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف درود بر شما پسرم 16 خب ما رفتیم شهرستان رفیقم زنگ زد بیا منم رفتم گفت یه پول جور کن بریم ع/*رق بخوریم منم بار اولم بود گفتم باش رفت ع/*رق گرفت اورد ما هم نشستیم خوردیم بعد یه مدت چشام سیا شد وقتی چشام واز شد رفیقمو دیدم داشت خود اون یکی دوستم ل/*ب می‌گرفت بعدش من امدم عکس بگیرم چون مست بودم نشد بعد من حالم خیلی بد بود رفیقم امد خرم کنه گفت بیا اینجا توله سگه منم رفتم بعد یه مدت گرفتم توله س/*گ رو زدم بعدم رفتیم شیشه مدرسه رو  شکستیم بعدم دیگه رفیقم کولم کرد بردم خونه بعد همه فیلما رو نشونم داد مثل این که با سر رفتم تو جاز فیلم سگ رو هم نشونم داد بعد به عنوان معذرت خواهی یکم گوشت بوردم برا سگه 🔻دُکی اعترافگیر : برار مطمعنی درت نزاشتن؟ 😂 |>@darkvidel 🔶

🔻دُکی اعترافگیر : هرچی یه آدم دست نیافتنی تر میشه جذاب تر میشه و صفات ع/*نشو چشمات نمیبینه تو از اولم میدونستی قراره چی سرت بیاد و این آدم یه مع/*تاد مریض مودیه ولی بازم کارخودتو کردی الان دیگه عقده و حرصی نداری پ با ذکر ک/*ون لقش فراموشش کن😴 |>@darkvidel 🔶

#اعتراف سلام دخترم ۲۲ سالمه تا به امروز از هیچ پسری خوشم نیومده حتی فکر میکردم ل*زبینم برای اولین بار حس کردم از یه پسر خوشم میاد اونم همش سعی می‌کرد باهام حرف بزنه لاس بزنه ولی سعی میکردم ازش دور شم چون اکس دوستم بود یه روز که تنها موندیم منو بوسید وقتی خواست کارای دیگه ای کنه هی میگفتم تو دوست پسر سابق دوستمی من نمیتونم ولی کلی هی باهام حرف زد که ما خیلی وقته جدا شدیم من بعد اون دوست دختر داشتم اون خودش الان دوست پسر داره و اینا خلاصه منم راضی شدم یه کارایی کردیم بعد اون روز هر روز میدمش چون صاحب جاییه که کار می‌کنم و این کارو طبقه بالای همون مکان انجام دادیم تازه دوستمم که دوست دختر سابقشه همون جا کار میکنه خلاصه بعد اون روز تو دسشویی دیدتم امد صورتمو بوسید رفت روزهای بعد هم یه روز بهم چشمک میزد یه روز صدام می‌کرد ولی از چند روز بعد فقط همش رد می‌شد میگفت بیا س*ک/*س کنیم بیا بریم هتل و این حرفا چند بار خواست ببوستم نزاشتم چون فهمیدم که دوست دختر هم داره و بد تر از اون دوست دخترشم همون جا کار می‌کرد یعنی منو دوست دخترشو دوس دختر سابقش هر روز اونجا رو یه میز مینشستیم خلاصه گذشت تا یه روز باز تنها موندیم امد بهم نزدیک شد هی میبوسیدتم منم بهش میگفتم تو دوست دختر داری به من نزدیک نشو گفت دوست دخترم یه مدته نمیاد سرکار گفتم خب گفت خب یعنی جدا شدیم دیگه بعد گفتم باور نمیکنم خندید مشخص بود دروغ میگه منم میدونستم دروغ میگه ولی بازم باهاش یه کارایی کردم این بار از کارای قبلی کارای بدتری کردیم ولی خب س*کس نکردیم دفعه ی قبلی هم نکرده بودیم خلاصه بعد اون انتظار داشتم بهم زنگ بزنه پیام بده باهام بیرون از سرکار قرار بزاره ولی اون این دفعه حتی سرکار هم نه باهام حرف میزد نه حتی وقتی میرفتم بهم سلام می‌کرد کلا یه طور انگار نیستم رفتار می‌کرد با تمام دخترای که میدید لاس میزد هر روز یه دخترو میبرد طبقه بالا می*کرد بیست روز بعد تولدش بود سرکار بودیم داشت حساب رو میداد گفت پول نقد نیست بیا بریم از عابر بانک بردارم سوار موتورش شدیم رفتیم خلاصه دیدم نمیرسیم گفتم چرا راه اینقد طولانیه گفت داریم میریم خونه ی من از اونجا پول برداریم رفتم باهاش رسیدیم خونه خونه رو بهم نشون داد بعد غذاشو خورد ش/*یشه کشید داشتیم حرف میزدیم اون روی مبل روبه رویی دراز کشیده بود گفت گرمه لباساتو در بیار گفتم نه اتفاقا من سردمه بعد باز داشتیم حرف میزدیم گفت صداتو نمیشنوم گفتم کری مگه گفت بیا نزدیک گفتم نه نمیام گفت فقط میخوام بشنوم چی میگی صدات نمیاد رفتم جفتش نشستم بعدش منو بوسید بعد هم بردتم تو اتاق باهاش سک/*س کردم یه مدت طولانی بود دوس دخترش نیومده بود گفتم شاید جدا شدن گفتم شاید چون باهاش نخوابیدم فقط یه کارایی کردم منو به تخ*مش گرفته بود گفتم شاید از این به بعد دوست دخترش بشم ولی خب اینا رو برای گول زدن خودم میگفتم ولی در اصل چونکه یه هفته بعدش قرار بود برگردم ایران این کارو کردم گفتم اون که هیچوقت دیگه قرار نیست مال من بشه بزار باهاش یه روز وقت بگذرونم هی هم خ*ارک/*صه میگفت تولدمه برای هدیه ی تولدم بهم ب*ده منم گفتم دیگه اینجا نیستم که که حرص این که دوست دختر داره یا با دخترای دیگه لاس میزنه رو بخورم روزای آخره خلاصه بعد این که سک/*س کردیم مثل گاو گرفت خوابید نه بغلم کرد نه باهام حرف زد نیم ساعت بعد بیدارش کردم گفتم پولمو بده دارم میرم خیلی حس بدی بود انگار پول این که باهاش خوابیدم داشتم میگرفتم ولی خب در اصل حقوقمو که دیشبش به اون بهانه آوردم خونه و میخواستم بگیرم بیدار شد رفت حموم بعد رفت میز و جمع کرد بدون این که اصلا با من حرف بزنه یا پیش من بیاد بعدشم باز ش*ی/*شه کشید و لباسشو عوض کرد گفت بریم و سوار شدم و تا وقتی برسونتم حتی یه کلمه باهام حرف نزد وقتی پیاده شدم صورتمو بوسید گفت خدافظ بعد خوابیدم و چند ساعت بعد که بیدار شدم دیدم نه زنک زده نه پیامی داده این دفعه دیگه واقعا انتظار داشتم حداقل یه پیام چطوری چخبر بنویسه خلاصه مثل سگ ار زدم و فهمیدم که باز به تخ*مش قراره نگیرتم حتی بعد این و عمدا اون روز سرکار نرفتم گفتم شاید یه سراغی ازم بگیره ولی نگرفت فرداش که رفتم سرکار باهام سلام کرد کلیم خوشحال شدم که وای باهام سلام کرده پس فرداش هم امد پیشم وایساد گفت چطوری بعد اون دیگه باهام حرف نزد با دختری که میدید لاس میزد چند روز بعد هم دوست دخترش امد سرکار و فهمیدم جدا نشده بودن پس فرداش روز آخری که اونجا بودمو فرداش داشتم میومدم ایران گفت. داری میری گفتم اره و رفت حتی باهام خدافظی هم نکرد ولی من اینقد دوسش دارم و عاشقشم که با وجود همه ی اینا اگه یه قدم سمتم برداره ده قدم میرم سمتش ولی اون منو نمیخواست الانم دیگه ایرانم و فرصخ ها ازش دورم.