189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
189
هیچکس نمیداند چه تواناییهایی برای تقلا و تحمل رنج دارد، تا آنکه اتفاقی میافتد و این نیروها را به جنبش میآورد.
آرتور شوپنهاور، جهان و تاملات فیلسوف، ترجمهی ولییاری
@Hangoovere
189
اندوه ما از این نبود که زخم میخوردیم
بخاطر این بود که از کسانی زخم میخوردیم که در آغوششان گرفته بودیم.
@hangoovere
189
«شاید باید مامان به من یاد میداد که دوست داشتنِ من امری محال نیست و اگر کسی مرا دوست بدارد به من لطف نکرده، به خودش لطف کرده است.»
@hangoovere
189
تو بعدها مرا به یاد خواهی آورد
مرا که اگر برای همه تبر بودم، برای تو شاخهی نازُک و تازهی درختی جوان بودم.
@hangoovere🤍
189
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابیست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم دیوار است
آه این سخت سیاه
آنچنان نزدیک است
که چو بر میکشم از سینه نفس
نفسم را بر میگرداند...
-ابتهاج
189
تمام عمر چشمهایم را بستم، مشتم را باز کردم و گذاشتم پروانههای کوچکم از مشتم بپرند و بروند روی انگشتان نوازشگر دیگری بنشینند. با این همه، ای خوبِ دوردست، ای محالِ عزیز، بی کلمات، تحمل دنیا سختتر بود. نبود؟
-حمید سلیمی
189
من راضیم
به دیدنت از دور
به دیدن لبخند هایت
به نفس هایت
به زنده بودنت
به قدم هایت روی این خاک
تورا دوست دارم ،عمیق و از دور
نه بیشتر!
@hangoovere
189
من فقط نگاهش میکردم.
این همه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همهاش بریزد توی بغلم…
-عباس معروفی
@hangoovere🤍
