en
Feedback
𝗛𝗮𝗻𝗴𝗼𝘃𝗲𝗿

𝗛𝗮𝗻𝗴𝗼𝘃𝗲𝗿

Open in Telegram

شعر تو با دردهایت بزرگ خواهی شد...

Show more
189
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
خدایان ایران زمین.mp376.54 MB

هیچکس نمی‌داند چه توانایی‌هایی برای تقلا و تحمل رنج دارد، تا آنکه اتفاقی می‌افتد و این نیروها را به جنبش می‌آورد. آرتور شوپنهاور، جهان و تاملات فیلسوف، ترجمه‌ی ولی‌یار‌ی @Hangoovere

‏تو اولین و آخرین کسی بودی که حاضر بودم بخاطرش انقدر کر و کور و احمق باشم. @hangoovere

نه خودت دوستم داشتی نه گذاشتی یکی دیگه رو دوست داشته باشم.

زیباتر از آنی که رهایت کنم اما دیر آمدی؛ دوره‌ی پرهیز رسیده! @hangoovere

اندوه ما از این نبود که زخم می‌خوردیم بخاطر این بود که از کسانی زخم می‌خوردیم که در آغوششان گرفته بودیم. @hangoovere

من و ترس نبودنت، هر دو غمگین، چای می‌نوشیم.
من و ترس نبودنت، هر دو غمگین، چای می‌نوشیم.

«من از آن‌ها که تسلایشان می‌دادم، غمگین‌تر بودم.» @hangoovere🤎
«من از آن‌ها که تسلایشان می‌دادم، غمگین‌تر بودم.» @hangoovere🤎

«شاید باید مامان به من یاد می‌داد که دوست داشتنِ من امری محال نیست و اگر کسی مرا دوست بدارد به من لطف نکرده، به خودش لطف کرده است.» @hangoovere

تو بعدها مرا به یاد خواهی آورد مرا که اگر برای همه تبر بودم، برای تو شاخه‌ی نازُک و تازه‌ی درختی جوان بودم. @hangoovere🤍

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته است هنوز ؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آنچنان نزدیک است که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند... -ابتهاج

خونه.
خونه.

هیچکس نفهمید ناخوشیم از چیست،همه‌تان گول خوردید!

هیچکس نفهمید ناخوشیم از چیست،همه‌تان گول خوردید!

در جهانی دیگر شاید تنِ بی‌جانم را در آغوش گرفتی.

‏تمام عمر چشمهایم را بستم، مشتم را باز کردم و گذاشتم پروانه‌های کوچکم از مشتم بپرند و بروند روی انگشتان نوازشگر دیگری بنشینند. با این همه، ای خوبِ دوردست، ای محالِ عزیز، بی کلمات، تحمل دنیا سخت‌تر بود. نبود؟ -حمید سلیمی

من راضیم به دیدنت از دور به دیدن لبخند هایت به نفس هایت به زنده بودنت به قدم هایت روی این خاک تورا دوست دارم ،عمیق و از دور نه بیشتر! @hangoovere

دل بردنت از من چه شود؟!حاصل عمرم.

من فقط نگاهش می‌کردم. این همه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همه‌اش بریزد توی بغلم… -عباس معروفی @hangoovere🤍
من فقط نگاهش می‌کردم. این همه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همه‌اش بریزد توی بغلم… -عباس معروفی @hangoovere🤍

«تا نره بقیه‌رو ببینه نمی‌فهمه تو فرق داشتی.»