مآهیِ برگشته زِ دریآ
Closed channel
239
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-1330 days
Posts Archive
Repost from 𝟬𝟱:𝟬𝟱
همینکه بعد این همه تروما هنوز دارم چایی میخورم اما بدون شیره، از خودم راضیم و میدونم قوی هستم.
اکنون به نظر میرسد صبورتر شدهام ، اما در عوض ، چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد زنده بماند؛
تو عشق بودی؛
این را از بوی تنت فهمیدم
شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم
خیلی دیر
اما مگر قانون این نبود که هرانچه دیر میآید
عاقبت روزی به خانه ما خواهد رسید؟
عادت کرده ایم به نداشتنها
و شاید به اندوه
آری؛
تو عشق بودی
این را از رفتنت فهمیدم.
کسی که درد و اندوه مرا نداشته باشد ، نمیتواند به من پند بدهد
نه نصیحتم نکن،
درد من از پند تو بلند اوازه تر است . . .
Repost from Boobs
وقتی میگم دوست پسر میخوام منظورم مردیه که بتونم بهش اعتماد کنم،بهش تکیه کنم، کنارش بخندم، خوشحال باشم، گریه کنم حرف بزنم و از این نترسم که اون بخواد قضاوتم کنه.
بتونم بدون استرس نگرانی خودم باشم و مطمئن باشم اون همین جوری که هستم دوسم داره .
من پسری میخوام که وقتی باهاش تو رابطم نگران چهارتا فالور دیر سین زدنش چرت و پرتای امروزی نباشم بدونم فقط منم تو زندگیش و تمام.
