سَمی
Open in Telegram
نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.
Show more220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
220
من بیوگرافی چنل ام رو یه چند وقت پیش عوض کردم. هر وقت میخونمش همه چی اوکی و ملموسه تا جایی که میرسه تهش "سال فاعاکین پنجم پزشکی".🥹
220
اهل هرجا که باشی
قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه
ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر
نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی
نه زیادی نه کمی
220
حرفی ندارم بزنم فقط اینکه وقتی داشتم ویدیو ی ممدرضا گلزار رو برای بار شونصدم میدیدم متوجه شدم بعد از "وفادار تو خواهم بود" پوزخند میزنه.
اره داداش. ما ام خندمون گرفت. حق داری.🗿
220
حالا که انیمیشن شازده کوچولو رو دیدم و بخش هایی از کتابشو خوندم و پادکست مجتبی شکوری رو بهش وصل کردم، تازه متوجه میشم چرا اول کتابش نوشته " از بچها عذر میخوام که این کتاب رو به بزرگتر ها هدیه میکنم". خیلی شیرین. غم انگیز. پر معنا.عاشقانه.
220
روباه گفت: آدمها این حقیقت را فراموش کردهاند؛ ولی تو نباید فراموش کنی. تو هرچه را اهلی کنی همیشه مسئول آن خواهی بود. تو مسئول گل خود هستی...
شازده کوچولو | آنتوان دوسنت اگزوپری
220
روباه گفت: خداحافظ و اینک راز من که بسیار ساده است: بدان که جز با چشم دل نمیتوان خوب دید. آنچه اصل است از دیده پنهان است.
روباه گفت: آنچه به گل تو چندان ارزش داده عمریست که تو به پای او صرف کردهای.
220
روباه گفت: هیچ چیز را تا اهلی نکنند نمیتوان شناخت. آدمها دیگر وقت شناخت هیچ چیز را ندارند. آنها چیزهای ساخته و پرداخته از دکان میخرند، اما چون کاسبی نیست که دوست بفروشد آدمها بی دوست ماندهاند. تو اگر دوست میخواهی مرا اهلی کن! شازده کوچولو پرسید: برای این کار چه باید کرد؟ روباه در جواب گفت: باید صبور بود. تو اول کمی دور از من به این شکل لای علفها مینشینی. من از گوشه چشم به تو نگاه خواهم کرد و تو هیچ نمیگویی. زبان سرچشمهی سوتفاهم است. ولی تو هر روز میتوانی قدری جلوتر بنشینی.
220
شازده کوچولو گفت: نه، من پی دوست میگردم. نگفتی اهلی کردن یعنی چی؟ روباه گفت: "اهلی کردن" چیز بسیار فراموش شدهایست. یعنی "علاقه ایجاد کردن"... شازده کوچولو گفت: علاقه ایجاد کردن؟ روباه گفت: البته. تو برای من هنوز پسر بچهای بیش نیستی؛ مثل صدها هزار پسر بچهی دیگر و من نیازی به تو ندارم. تو هم نیازی به من نداری. من نیز برای تو روباهی هستم شبیه به صدها هزار روباه دیگر. ولی تو اگر مرا اهلی کنی هر دو به هم نیازمند خواهیم شد. تو برای من در عالم همتا نخواهی داشت و من برای تو در دنیا یگانه خواهم بود...
220
-تو رُز ات رو از دست دادی.من هم اون رو از دست میدم و بزرگ میشم و همه چیزو در باره اش، فراموش میکنم. همه چیزو برای همیشه.
+ گریه نکن
- چجوری میتونی گریه نکنی؟
.
.
.
- چونکه میتونم ببینمش.
+ اون یه رز معمولی نبود. اون تنها رز از نوع خودش تو تموم دنیا بود. به یاد میارمش.اون نرفته. اون هنوزم اینجاست. تنها با چشم دل میشه به درستی دیدش.اون چیزی که مفیده برای چشم پنهانه.
- اون همیشه در کنارم میمونه. حالا متوجه میشم.
شازده کوچولو | آنتوان دوسنت اگزوپری
220
اینده هیچی. تیره و تار. یکم که بهش فکر میکنم تموم میشم.
حدالامکان سعی میکنم تو لحظه باشم. ولی نمیشه. صرفا دارم یه سری واقعیت های زندگی رو ایگنور میکنم. خسته ام از این فکرها. ته ندارن واقعا. دارم سعی میکنم هر چی بیشتر از قبل رهاشون کنم.
