en
Feedback
سَمی

سَمی

Open in Telegram

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
هفته ای که گذشت.

photo content
+8

یعنی چی که شنبه است. حداقل باید ۳شنبه ای ، چهارشنبه ای چیزی باشه. من خستم. خیلی خسته.

Repost from Churg-Strauss
رفلکس اکولووستیبولار اینجوریه که آب سرد رو توی یه گوش می‌ریزیم ..و چشم ها چون گرمایین میپرن تو استخر آب سرد (یعنی به اون گوش نزدیک میشن) بعدش یخ میکنن و میلرزن (یعنی نیستاگموس) میپرن بیرون از استخر (یعنی از اون گوش دور میشن)

ولو شده بودم و یه اهنگ ملو گذاشته بودم و به وقایع روزم فکر میکردم. یهو دیدم از دیشب ناشناس داشتم و ندیده بودم، بازش که کردم خستگیم در رفت. یکی، یه جایی از دنیا، در حالی که هیچ خبری از من نبوده، به من فکر کرده، منو قابل دونسته و عکس قشنگشو برام فرستاده. دلم شاد شد. براش ارزو کردم فکر بودنش به سر اون ادمی که بیافته که دلش میخواد و لایقشه. دل منو شاد کرده، دلش شاد بشه. عکسش فوق العاده است. تصویر غروب یاداور اینکه تموم شدن هم میتونه زیبا باشه.

photo content

دوست داشتم براتون از دور و برم انشا بنویسم و وسطاش به این مرده فحش بدم و اخرشم بگم ماه امشب خیلی قشنگه، ولی خستم پس فقط به مرده فحش میدم. مرتیکه حمال.🥰

داشتم دارو های اعصاب روان رو میخوندم که دیدم خوندنش شبیه تف سر بالاعه. بستمش و میخوان بخوابم.

اگه پولمو پس بده باهاش پرینتر حرارتی میخرم.

این مزونه اینقدر منو اذیت کرد که اگه پولمو بده، همونو باید ببرم بدم تراپی و براش توضیح بدم چه وسیله ای برای شکنجه اش انتخاب کرده بودم.

چنل لباس عه ری اکت گوه رو برداشته:))))) احساس میکنم بهم مدال پیروزی دادن🦑

بچه های خوبی دارم. :)))))))))

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ایدی بده مام بریم ری اکت 💩 بزنیم😂

+وای بخاطر خندیدن به این میرم جهنم😭😂😂 -🥸 بچهام جهنمی اند

با توجه به اینکه مزونه بلاکم کرده و پولمو نداده ، تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که برای پست های تلگرامشون "گوه" ری اکت کنم. پتیاره های حمال:)))))))))))))))

قلبم مچاله میشه.

مادر بزرگم کتاب قران پدربزرگ رو اورده و نشونم میده. میگه سمیرا تهش باز شده بود. براش درست کردم.

بچهام عکاس اند🥹

زیبایی میبینم😌
زیبایی میبینم😌

یه چیزی که در مورد پزشکی جالبه و بهم هیجان میده و دوستش دارم، اینه که ته نداره. همیشه یه چیز جدید برای ارائه داره. همیشه یه چیز جدید هست که یاد بگیری. هر چی بیشتر توش غرق میشی، بیشتر متوجه میشی که هیچی نمیدونی. تنوع بی پایانش، فوق العاده است. هر مریضی یه دنیای متفاوت برای ارائه داره و تو رو تو خودش غرق میکنه. پزشکی رو دوست دارم چون برای خوب بودن توش باید متفاوت بود. شاید به خاطر همینه که میگن پزشکی یه لایف استایل جداگانه است. در عین حالی که باید غرق احساس باشی تا بتونی با عشق کار کنی و ادم هارو درک کنی، باید موجود بسیار سختی هم باشی. توانایی بالای ذهنی در کنار توانایی بالای اجتماعی، توان بالای روانی در کنار توان بالای جسمی. میدونین برای منی که در مورد دنیا همیشه قیافه ی "خب که چی" دارم و نتونستم بفهمم what is life about پزشکی نقطه ی فراره. من دنبال چیزی میدوعم که متفاوته. چیزی که با پول و پارتی قابل خریدن نیست. چیزی که میتونه عمیقا از قلب ادم منشا بگیره. چیزی که میتونی بعد مادی نداشته باشه. کاش حداقل پزشک خوبی بشم. 😭