en
Feedback
سَمی

سَمی

Open in Telegram

نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.

Show more
220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
لطفا ج الف هم نباشه. من واقعا خستم از این مملکت. از تیکه تیکه اش.

کاش ‌وقتی فردا بیدار میشم اینقدر خسته نباشم و اینقدر گرمم نباشه.

خلاصه که مثل همیشه دوستم داشته باشید و لی لی به لالام بذارین.

از هفته ی پیش به این فکر میکنم که چنلمو ادامه بدم یا ندم. از اینستاگرام خیلی واقعی تره. این‌اش رو دوست دارم. یه لحظه هایی بود که دلم قیری ویری رفت ناشناس فعالیت کنم و چنل ناشناس بزنم بعد دیدم حوصله اش نیست. به اعتماد به نفس این رسیدم که بگم این منم. با کم و کاستی اش یا زیادی هاش. تصمیم گرفتم ادامه بدم. تقریبا چیز زیادی از حرف هام در باره ی فکرهام نمیشه فهمید. چون عملا خیلی وقتها خودمم افکارم رو نمیفهمم، چه برسه به بقیه. من ازین خوشم میاد. گاهی بر میگردم و میخونم و تازه میفهمم چه خبر بوده. اینطوری شد که تصمیممو گرفتم. میخوام فضاهای مجازیم برام بمونن.فقط یه جایی باشه که من خودم باشم.

منم همین طور بودم. یکمی کتاب خوندم. یکمی رفتم هم نشینی ریحانه. یکمی هم الان چنل. جمعه ها رو واقعا نمیتونم منننن.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ 🪫 فقط همین

من حافظه اینا روم نصب نیست کلا. بعد تو ناشناسم همه یه جور پیام میدن دیگه. ادمارو با هم قاطی میکنم. اگه مرتبط با قبل پیام میدین یکم مراعات منو حافظه امو بکنین و یه کوچولو شرح حال بهم بدین.🌝

معتقده که هر دو میگذرن. میگم چجور گذشتنی؟

داریم بحث میکنیم که غم ها موندگار ترن و یا شادی ها.

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ هفته ی بدی بود سمی

از اون موسیقی هایی که نمیتونم یه تیکه شو انتخاب کنم. با من خیال کن که به کام است این دیار

با من خیال کن که همه عاشقان شهر دستی به جان باده و دستی به زلف یار تا صبح سرخوش از آواز کولیان با من خیال کن که به کام است این دیار با من خیال کن که به اعجاز شاعران شب ها به سر رسید طوفان نشست و رفت در کوچه های شهر، صدای نازلی ست در بهار با من خیال کن زمستان شکست و رفت

با من خیال کن که گیلانِ خانه ات سبز و کبود و سرخ، جنگل دمیده است در کوچه های سرد و پریشان این دیار دستی به دست یار امشب رسیده است

-موسیقی تراز برای جمعه-

بچهای من خسته نباشید. کنکور هم یه قسمتی از زندگی همه ماهاست. ما هم زمان زیادی رو با ناراحتی و استرس و افسردگی گذروندیم. امیدوار باشید به اینده و از من بشنوین که روزی میرسه که با پوست و گوشتتون لمس میکنین کنکور و رشته و دانشگاه تو مسیر نهایی ادمی زاد تو زندگیش هیچ تاثیری نداره. متوجه میشین تمام مسیر ها موفق شدن و موفق نشدن داره و صرف این افعال وابسته به کنکورتون نیست. نگران نباشین. تنها نیستین و نبودین و نخواهید بود. زمان میگذره و بزرگ میشیم و فراموش میکنیم و دغدغه های بزرگتر و مهم تر سراغمون میان. دنیا تا بوده همین بوده .دعا میکنم به اون چیزی که براش تلاش کردین و لایقش هستین برسین. اگه یادتون باشه من همیشه یه چیزی رو میگفتم " تلاش ادمی زاد رو زمین نمیمونه." مطمئن باشین با همه ی بی عدالتی ها متناسب تلاشتون نتیجه خواهید گرفت.

رشد تدریجیه و تغییر دردناک.

اگه علاوه بر اینکه گوش کردین دوستش داشتید ، پرستوی این پیام رو بپرونین. ماچ.

یه تیکه از کتابم رو براتون خوندم. اگه گوش کردین پرستوشو بپرونین تا امار بگیرم. نیمه ی تاریک وجود | دبی فورد

غصه ی اینده بمونه برای اینده.

باگ خلقت اینجایی که من دارم از گرما میپزم ولی باید پتومو تا گردنم بکشم بالا. کوره ی ادم پزی در تخت سمیرا🍭