سَمی
Open in Telegram
نوشته های یه مغز منطقی و یه قلب احساسی که گاهی هم جهت اند و گاهی در جنگ. همون سمیرا ام ؛ ۲۳ساله و دانشجوی سال ششم پزشکی.
Show more220
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
220
رندوم این روز ها. پاییز و زمستان ۰۲.
عکس لام خون دختری که داستان غم انگیزش ته دنیاست، زیبایی ابرای صورتی و پیکسل هایی که برای بچه هایی که میومدن درمانگاه روماتولوژی هستند، عکسم با گربه ی کوچولو ی دانشکه یه پنج شنبه روز دیگه ای بعد از کلاس روان پزشکی، کتابخونه ملی، پیتزای ناپولیتن که برای چند دقیقه باعث میشه زمین رو فراموش کنی و شب های پاگرد و صحبت های از هر دری سخنی.
-زندگی-
-گذر زمان-
-خاطره-
-شادی-
-عشق-
و
-غم-
220
دوست دارم بشینم خاطره بنویسم و خاطره بخونم و غصه ی پایان دوره ی استاجری قشنگم رو بنویسم اما استرس و حجم درس اطفال حالمو میگیره.
220
به استادم برای فردا ساعت ۲ قول دادم که کارمو نوشته شده تحویل بدم. عاجزانه دلم میخواد برم تو تختم و گوشی بازی و بازی گوشی کنم و حتی یه لینک ناشناسم بذارم حرف بزنیم ولی به استادم برای فردا ساعت ۲ قول دادم که کارمو نوشته شده تحویل بدم.
220
سابسکرایبر های محترم توجه فرمایید
همین الان دوتا دست رو به بالا بگیرین و به طور اختصاصی دعا کنین این یه ماه رو زنده بمونم. 🙈
220
من به این نتیجه رسیدم که ادمی زاد توی زندگی هیچ اختیاری از خودش نداره و دایما تحت تاثیر چیزایی زندگی میکنه که انتخاب خودش نیست.
220
از بین ترند های اینستاگرام "بیا باهم ورزش کنیم ماهی اوزون برون" رو به طرز مسخره ای دوست دارم:)))))
220
حاضرم یه عالمه پول بدم یه فلش بک کوچولو به یه سال دیگه و پنج سال دیگه و هفت سال دیگه بزنم و برگردم.
فقط اینکه بدونم چیا میشه.
