مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
Open in Telegram
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Show more713
Subscribers
+224 hours
+57 days
-130 days
Posts Archive
+Do you fantasize about killing me?
-Yes.
+Tell me. How would you do it?
-With my hands.
سلام عزیزم میشه لطفا این پستارو بخونید؟ یه کوچولو به کمک نیاز داره 😢
https://t.me/heyvanatemdad/503?single
-I could use a good scream. I can feel one perched under my chin.
+ let it out
-I'm afriad that if I started...I wouldn't be able to stop
Repost from کی(زن-زندگی-آزادی)وان
یک سیزن از ahs که یادم نمیاد دقیقا کدوم بود خیلی موضوع جالبی داشت داستان این بود که دراگی وجود داشت که باعث میشد آدما به استعدادشون قدرت بدن و بتونن به طور دائم ازش استفاده کنن تا اینجا جالبه ولی نکته قابل توجهش این بود که اگر کسی دراگ رو مصرف میکرد که استعداد نداشت از بین میرفت و کلا از انسانیست خارج میشد (زندگی حیوان وار و بی اراده) و خب کی هست که بخواد باور کنه استعداد نداره و چیزی که ممکنه زندگیشو از این رو به اون رو کنه رو از دست بده؟
موضوع اینکه من در تمام مراحل زندگیم در هر بار تلاش که فرقی هم نداشت تو چه موضوعی باشه کار کردم و از همه چیزم زدم که بهش برسم حتا نزدیک به قابل قبولم نبوده همیشه به این فکر میکنم که شاید من هم اون آدمی هستم که استعداد ندارم و باز داره دست و پا میزنه که نه من خوبم! فقط به حد کافی تلاش نکردم. شاید باید بس کنی و صرفا استعداد نداری عزیزم.
تروفیموف: «تا جایی که من میدانم، اکثریت عظیم روشنفکرانی که میشناسم در جستجوی هیچ کاری نیستند و هیچ کاری هم انجام نمیدهند، در ضمن به درد کاری هم نمیخورند. خود را روشنفکر میدانند ولی خدمه را "تو" خطاب میکنند، با دهاتیها همچون حیوانات رفتار میکنند. بد تحصیل میکنند. چیزی را بهطور جدی نمیخوانند. درباره علوم فقط حرف میزنند. از هنر سررشتهای ندارند. خودشان را مهم میپندارند و چهره جدی به خود میگیرند. فقط درباره مسائل ضروری صحبت میکنند. فلسفهبافی میکنند. آنوقت جلو چشم همگان کارگران تغذیهای ناچیز دارند. بدون تشک میخوابند. همه جا مملو از ساس و تعفن رو رطوبت است. فساد اخلاقی غوغا میکند...بنابراین همه صحبتهای شیرین و خوب ما برای آن است که خود و دیگران را فریب بدهیم. کو آن شیرخوارگاههایی که این همه از آن صحبت میکنند؟ کتابخانههایی که میگویند، کجاست؟ به من نشان دهید؟! فقط در رمانها از آنها صحبت میشود ولی در حقیقت خبری نیست. فقط رذالت، وحشی گری و کثافت است که... من از قیافههای جدی متنفرم، از آنها وحشت دارم. از صحبتهای جدی هم میترسم. پس بهتر است اصلا حرف نزنیم.»
