رادیو نرگسیوس.
Open in Telegram
نرگس.ع هستم؛ دانشجوی پرستاری. نشستم یه گوشه مینویسم. "راستی، ممنون که کپی نمیکنی." http://t.me/HidenChat_Bot?start=127400078
Show more2 489
Subscribers
+2124 hours
+257 days
-17630 days
Posts Archive
2 482
نمیدونم شاید من همهچی رو اینقدر عمیق تجربه میکنم. ولی دیدن اون ستارهها، یه چیزی فراتر از دیدن بود. من اون لحظه رو پرستیدم.
2 482
زندگی بعدی امیدوارم یه ستاره باشم. یه ستارهی دور از خونه، همونی که برای جاودانه شدن، به سمت ابدیت، چشمکزنان میره.
2 482
برای سه دقیقه، کل جاده و دنیا توی تاریکی غرق شد، و چشمم خورد به آسمون. شیشه رو دادم پایین و اولین واکنشم به چیزی که دیدم، اشک بود. من امشب هالهی کمرنگ یکی از بازوهای کهکشان راه شیری رو دیدم. با چشمای خودم. یه عالمه ستاره که روی اون بازو بودن و ستاره های بیرونش که چشمک میزدن و همشون انگار دستشون سمت این حلقهی سفید بود، انگار وجودشون میخواست جاودانگی اون کهکشان رو لمس کنه. همونطور که من دست به سمت آسمون بردم و از ته دلم خواستم یکی از اون ستارهها باشم. زیبایی و عمق چیزی که دیدم، برام یه چیزی فراتر از تجربه بود. برای سه دقیقه من یه انسان روی زمین نبودم. یه ستاره جا مونده از خونه بودم. وجودم پر کشید برای اون زیبایی. من امشب سه دقیقه، جای یکی از اون ستارهها بودم.
