en
Feedback
“ 𝚍𝚛𝚞𝚐 “

“ 𝚍𝚛𝚞𝚐 “

Open in Telegram

[This Channel is not intended to violate any condition of use. Copyright Disclaimer Under Section 107 of Copyright Act 1976, allowance is made for "fair use" for purposes such as criticism, comment, news reporting, teaching, scholarship, and research.]

Show more
796
Subscribers
No data24 hours
-117 days
-5230 days
Posts Archive
هرکی ناشناس داده بود بازم بده پیغامش نیومده:)

:)

یه عمری همرو با ماشینم دور زدم حالا هیچکس نیست منو دور بزنه آدمای زیادی اطرافم داشتم دیگه هیچکس نیست کاش میدونستم چرا

ایکاش اسنپ یه بخش داشت مخصوص دور دور یعنی میزدی یارو میومد وصل میکردی به ضبط ماشین‌ و تایم میدادی میگفتی مثلا منو یه ساعت فقط بچرخون تو شهر...

Munn - i pick loneliness.mp36.05 MB

تمام لانگ دیستنس های دنیارو شاملو تو دوتا جمله خنثی کرده اونجا که میگه: دلهای ما که بهم نزدیک باشد، دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم ، دور باش اما نزدیک .من از نزدیک بودن های دور میترسم:))

پارت جدید🫠♥️

#به_امید_دل_بستم #پارت_۸ سونی می گوید: «حالا »عینک دودی به چشم دارد که هنوز بر چسب قیمت آن روی شقیقه اش آویزان است. «حالا؟» نئو سرش را از روی کتاب بلند می کند. به نشانه انزجار کمی لبش را بالا می آورد و حتی فکر کردن به آن برایش ناخوشایند است. سونی چانه اش را بالا گرفته. سینه اش را جلو داده و همچون ناخدای کشتی که دارد به جنگ می رود تکرار می کند :«حالا دارم میرم داخل». می گویم :«گیر نمی افتیم» و نگاهی به اطراف پمپ بنزین می اندازم که خالی از سکنه است به جز سه احمق و متصدی پم بنزین که دارد مجله ها را ورق می زند. نئو می گوید:« قطعا گیر می افتیم» کتاب را می بندد و سونی از گوشه عینک آفتابی که تا چند دقیقه دیگر خواهد دزدید به او نیشخندی می زند. او را دست می ندازد و می گوید :«چرا باید گیر بیفتیم». نئو هوا را به داخل ریه هایش می کشد «ما همیشه گیر می افتیم». سونی نفس عمیق و دراماتیکی می کشد و می گوید:« امروز فرق دارد امروز روز ماست. بوش رو حس نمی کنی نئو اینکه هوا چه بوی شیرینی داره؟». «ما داخل راهرو آبنبات ها هستیم احمق »به محض اینکه نئو سرش را عقب می اندازد تا به من نگاه کند صندلی چرخدارش قش قژ می کند . «سم بهش بگو که احمقه». می توانستم بگویم، اما از جانم سیر نشده بودم.

حقیقتش منم این گوشه یه اتاقت تا ابد:))))

و این گوشه اتاقم تا ابد>>>>>>>

قربونت بشم که زیبا خیلی قشنگه❤️

https://t.me/be_omid_delbastam/3667 خیلی دیر دیدم ولی باعث کلی ذوق شد برام(:

‌بچه‌ها واقعا آدم درست باعث میشه فقط و فقط رشد کنید خوشحال باشید و از زندگی لذت ببرید،اون آدمی که مدام به خاطرش ناراحت افسرده و عصبی هستید رها کنید هیچکس به اندازه‌ خودتون اهمیت نداره. ‌

Munn - i pick loneliness.mp36.05 MB

پارت جدید🫠🖤

#به_امید_دل_بستم #پارت_۷ ″چشمهای گشاد زرد″ تصور کن بمبی بهدستت زنجیر شده باشد. انگار که بیشتر عمرت آنجا بوده صدایی شبیه به مانیتور قلب دارد که شب و روز بوق می زند ؛مثل شمارش معکوس.شمارش معکوسی که قادر به دیدن آن نیستی نگاهی به بمب خود می اندازی آن را مثل ساعت بالا می آورید تنها چیزی که می بینی یک چراغ قرمز چشمت زن است و صدای بیپ بی پی که هماهنگ با آن به گوش می رسد این ها همه یادآور این هستند که این بمب ر ی منفجر می شود فقط زمان دقیقش را نمی دانی. انتظار کشیدن برای مرگ اینطور است . بمبی به نام بیماری در رگهایت جریان دارد. نمی توانی آن را خنثی کنی، نمی توانی نابودش کنی، نمی توانی از آن فرار کنی. زمان، بیماری و مرگ از این نظر ساز و کارهای اندوهناکی هستند. از اینکه از ترس آدم طناب دار ببافند لذت می برند و بازی کردن را هم خیلی دوست دارند. با انگشتهای و هم آور خود روی شانه هایتان خم می شوند و شما را به دل تاریکی می کشانند، بدنتان، ذهنتان و هر آنچه دوست دارند را با خود می برند. زمان ،بیماری و مرگ بزرگترین سارقان این جهان هستند. یا اینکه بودند . پس از آن ما آمدیم.

Repost from N/a
#به_امید_دل_بستم #پارت_۷ ″چشمهای گشاد زرد″ تصور کن بمبی بهدستت زنجیر شده باشد. انگار که بیشتر عمرت آنجا بوده صدایی شبیه به مانیتور قلب دارد که شب و روز بوق می زند ؛مثل شمارش معکوس.شمارش معکوسی که قادر به دیدن آن نیستی نگاهی به بمب خود می اندازی آن را مثل ساعت بالا می آورید تنها چیزی که می بینی یک چراغ قرمز چشمت زن است و صدای بیپ بی پی که هماهنگ با آن به گوش می رسد این ها همه یادآور این هستند که این بمب ر ی منفجر می شود فقط زمان دقیقش را نمی دانی. انتظار کشیدن برای مرگ اینطور است . بمبی به نام بیماری در رگهایت جریان دارد. نمی توانی آن را خنثی کنی، نمی توانی نابودش کنی، نمی توانی از آن فرار کنی. زمان، بیماری و مرگ از این نظر ساز و کارهای اندوهناکی هستند. از اینکه از ترس آدم طناب دار ببافند لذت می برند و بازی کردن را هم خیلی دوست دارند. با انگشتهای و هم آور خود روی شانه هایتان خم می شوند و شما را به دل تاریکی می کشانند، بدنتان، ذهنتان و هر آنچه دوست دارند را با خود می برند. زمان ،بیماری و مرگ بزرگترین سارقان این جهان هستند. یا اینکه بودند . پس از آن ما آمدیم.

Repost from N/a
#به_امید_دل_بستم #پارت_۷ ″چشمهای گشاد زرد″ تصور کن بمبی بهدستت زنجیر شده باشد. انگار که بیشتر عمرت آنجا بوده صدایی شبیه به مانیتور قلب دارد که شب و روز بوق می زند ؛مثل شمارش معکوس.شمارش معکوسی که قادر به دیدن آن نیستی نگاهی به بمب خود می اندازی آن را مثل ساعت بالا می آورید تنها چیزی که می بینی یک چراغ قرمز چشمت زن است و صدای بیپ بی پی که هماهنگ با آن به گوش می رسد این ها همه یادآور این هستند که این بمب ر ی منفجر می شود فقط زمان دقیقش را نمی دانی. انتظار کشیدن برای مرگ اینطور است . بمبی به نام بیماری در رگهایت جریان دارد. نمی توانی آن را خنثی کنی، نمی توانی نابودش کنی، نمی توانی از آن فرار کنی. زمان، بیماری و مرگ از این نظر ساز و کارهای اندوهناکی هستند. از اینکه از ترس آدم طناب دار ببافند لذت می برند و بازی کردن را هم خیلی دوست دارند. با انگشتهای و هم آور خود روی شانه هایتان خم می شوند و شما را به دل تاریکی می کشانند، بدنتان، ذهنتان و هر آنچه دوست دارند را با خود می برند. زمان ،بیماری و مرگ بزرگترین سارقان این جهان هستند. یا اینکه بودند . پس از آن ما آمدیم.

+مرا جوری در آغوش بگیر که انگار فردا می میرم! -و فردا چطور؟ +جوری در آغوشم بگیر که انگار از مرگ بازگشته ام.